دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی   پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:

صفحه ۴۳

《اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ》(بقره/٢٥٧)

الله دوست و پشتیبان کسانی است که ایمان آوردند، آنها را از ظلمات خارج می‌کند به‌سوی نور وکسانی که کافر شدند، دوست و پشتیبانشان طاغوت هست، آنها را از نور خارج می‌کنند به‌سوی ظلمات. آنها اهل آتش اند، آنها در آنجا ماندگار هستند.(دراین آیه داردمیگویدکه《الله》برای کسانی که بهش ایمان آوردند به صحبت‌هایش اعتماد کردند و باورشان شد، آنها را از ظلمات به سمت نور می‌برد، الله چه می‌خواهد؟ الله می‌خواهد که بندگانش دل رحم باشند، برای هم‌دیگر مفید باشند، برای کسی که مایوس هست، امید بدهند بالاخره در این دنیا مفید باشند، الله این را می‌خواهد و به همین خاطر آنهایی که بهش ایمان می آورند آنها را از ظلمات خارج می‌کند، می‌برد به‌سوی نور ولی آنهایی که به الله ایمان نمی‌آورند؛ چون آدم نمی‌تواند بی صاحب باشد یا صاحب الله می‌شود یا طاغوت. اگر ولایت الله را نپذیرفت طاغوت می آید ولایتش را می پذیرد، طاغوت چه‌کارمیکند؟ طاغوت آنها را از نور خارج می‌کند به سمت ظلمات. طاغوت چه می‌خواهد؟ طاغوت منافع خودش رامی‌خواهد، مادیات می‌خواهد، شهرتش میخواهد و مقام می‌خواهد و می‌گوید که بکشید، رحم نکنید، به هر شکل آنهایی که پیروانشان هستند، آنها را به کارهایی امر می‌کند که به نفع خودش تمام بشود به همین خاطر طاغوت، مردم را از نور خارج می‌کنند، می‌برند بسوی تاریکی‌ها، خوب اینها می‌شوند اهل آتش، برای اهل آتش شدن خیلی کار شاقی نیست. همین‌ها می‌شوند اهل آتش، هم خود طاغوت وهم پیروانش، آنها در آتش هم ماندگار هستند.《هم فيهاخالدون》

《أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ》(بقره/۲۵۸)

آیا ندیدی کسی که با ابراهیم بحث و جدل می‌کند در مورد پروردگاری که الله به آن پادشاهی داده، آن‌گاه که ابراهیم گفت‌: پرودگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند، آن شخص گفت: من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم. پس ابراهیم گفت که الله بدون شک خورشید را از سمت مشرق طلوع می‌کند پس تو خورشید را از سمت مغرب بیاور!پس متحیر شد آن کسی که کافر بود. و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌دهد.

《أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ》آیا ندیدی کسی که با ابراهیم محاجی‌ کرد ، بحث و جدل کرد. در مورد چه کسی؟ در مورد پرودگار خودش. یک آدم دارد با ابراهیم بحث و جدل می‌کند در مورد پروردگارش، آفریننده‌ی خودش جر و بحث می‌کند که الله به آن جواب می‌دهد. که چی؟ که الله به آن پادشاهی داده و الان خود را گم کرده است و دارد بحث می‌کند.

آنگاه که ابراهیم گفت‌: پرودگار من کسی است که زنده می‌کند، می‌میراند《قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ》 آن شخص گفت: من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم. دارد نمونه ذکر می‌کند از همان کسانی که ایمان آوردند. ( آیه قبل)《 وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا》و یک نمونه‌ای از طاغوت که سر از کجا در می‌آورند و مردم را به کدام سمت می‌برند را مثال می‌زند. آن طاغوت گفت که من هم زنده می‌کنم و هم می‌کشم و مانند خدا هستم.

《قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ》پس ابراهیم گفت که الله بدون شک خورشید را از سمت مشرق می‌آورد پس تو خورشید را از سمت مغرب بیاور! 《فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ》پس بی‌جواب و متحیر شد آن‌کسی که کافر بود. 《وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ》و الله قوم ظالم را هدایت نمی‌دهد.

《أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ》(بقره/۲۵۹)

و یک مثال آن کسی که از شهری می‌گذشت درحالی که آن شهر بر سقفش ریخته بود، آن شخص گفت: وقتی این صحنه را دید گفت که چگونه الله این را بعد از مرگش دوباره زنده می‌کند؟ پس الله آن را صد سال کشت. بعد زنده اش کرد.گفت چقدر اینجا توقف داشته‌ای؟ گفت: من اینجا یک روز یا قسمتی از یک روز مانده‌ام. گفت: بلکه تو اینجا صد سال توقف داشته‌ای! پس نگاه کن به خوراکی و نوشیدنی‌ات که هیچ تغییری نکرده است و به الاغت نگاه کن! و ما تو را نشانه‌ای برای همه مردم قرار می‌دهیم‌، به استخوان‌ها نگاه کن که چگونه به هم می‌چسپند ، سپس اطراف آن را استخوان را ما گوشت می‌پوشانیم، وقتی این موارد برای او واضح شد گفت که فهمیدم که الله بر هر چیزی قادر است.

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا》و یک مثال آن کسی که از شهری می‌گذشت درحالی که آن شهر بر سقفش ریخته بود، تبدیل به خراباتی شده بود ، چون وقتی خانه ای می‌ریزد اول سقف آن می ریزد و بعد از گذر زمانی دیوارهای آن می‌ریزد《وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا》، 《قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا》آن شخص گفت: وقتی این صحنه را دید که اثری از حیات در آن مشاهده نمی‌شود گفت که چگونه الله این را بعد از مرگش دوباره زنده می‌کند؟ 《فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ》پس الله آن را صد سال کشت. 《ثُمَّ بَعَثَهُ》بعد زنده اش کرد.《قَالَ كَمْ لَبِثْتَ》گفت چقدر اینجا توقف داشته‌ای؟ 《قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ》گفت من اینجا یک روز یا قسمتی از یک روز مانده‌ام.

《قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ》گفت بلکه تو اینجا صد سال توقف داشته‌ای! 《فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْه》پس نگاه کن به خوراکی و نوشیدنی‌ات که هیچ تغییری نکرده است.《وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ》و به الاغت نگاه کن.《وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ》و ما تو را نشانه‌ای برای همه مردم قرار می‌دهیم‌، برای مردم همه زمان‌ها و خودمان و همه انسان‌ها که الله این اتفاق را در همین دنیا به وجود آورد و دارد به ما نشان می‌دهد که حالا با این الاغ نگاه کن! 《وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ》به استخوان‌ها نگاه کن 《كَيْفَ نُنْشِزُهَا》که چگونه به هم می‌چسپند و بعد که  به هم متصل شدند بلند می‌شود، اسکلت سر پا می شود 《ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا》بعد اطراف آن را استخوان را ما گوشت می‌پوشانیم. پس به خوبی دقت کن که چطور زنده می‌کنیم. 《فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ》وقتی این موارد برای او واضح شد و با چشم‌های خود دید که چطور الاغ او زنده شد، گفت که فهمیدم که الله بر هر چیزی قادر است.