سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7

سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه 276 / جزء 14 / آیه 80 الی 87

 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی ​  پرسش و پاسخ صفحه

تلاوت این صفحه:

صفحه ۲۷۶

«وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ»(نحل/۸۰)

و الله برای شما از خانه‌های شما موجبات آرامش قرار داد و برای شما از پوست چهارپایان دام های اهلی خانه‌هایی برای‌تان قرار داد و روز کوچ کردن‌تان و روز اقامت‌تان آن را سبک می‌بینید و از پشم و کرک و مود آن‌ها اثاث و وسایل و بهره‌بری تا یک زمان مشخص است.

باز در ادامه نعمت‌های الله که دارد بیان می‌کند عزت و بزرگی به مفید بودن است نه به ذات وجود داشتن، و الله آن برده ناکارآمد و یک شخص کارآمد را مثال زد و یک آدم ضعیف و یک آدم توانمند، این‌ها پیش شما هم یکی نیستند و آن کسی که مفید تر است شما بیشتر دوستش دارید، او را مقبول می‌دانید پس همین‌طور الله با سایر مخلوقات مساوی نیستند، الله که این همه دارد به مخلوقاتش افاضه می‌رساند و الله و معبودان باطل مساوی نیستند که معبودان باطل هیچ چیز از آن‌ها ساخته نیست والله دارد این همه افاضه به این عالم هستی می‌رساند و حالا از جمله افاضه‌هایی که الله دارد به انسان‌ها می‌رساند بیان می‌کند، از دو آیه قبل شروع کرد که انسان‌ها از شکم مادرانشان متولد می‌شوند، هیچ چیز نمی‌دانند، چقدر امکانات درک و فهم به آن‌ها می‌دهد بعد از این پرندگانی که در کنار انسان‌ها دارند زندگی می‌کنند و پدیده‌ای به نام پرواز را ایجاد کردند آن‌ها را هم بیان کرد و الان از خانه‌های مردم بیان می‌کند، می‌فرماید: «شما دقت کنید یعنی الله این فکر و این مهندسی را در شما ایجاد کرد که شما می‌توانید برای خودتان خانه بسازید.» این پدیده‌ی عادی نیست روستاها به وجود آمدند، شهرها، تمدن‌ها ایجاد کردند همین شهرها به وسیله همین خانه‌ها، ساختمان‌ها، بنایی‌ها ساخته شدند که آن خانه‌ها می‌فرماید:  «برای شما موجبات آرامش قرار داد.» یعنی چقدر آدم راحت است هیچ‌ جا خانه آدم خودش نمی‌شود، آدم راحت است، احساس آرامش می‌کند، زن داخل خانه در پناه است، در آرامش است، مرد داخل خانه در کمال آرامش به سر می‌برد؛ از گرما، از سرما، از مزاحمت و از همه قضایایی که امکان دارد به انسان  آسیبی یا ترسی به انسان وارد کند در آن خانه آرام می‌گیرد حالا البته آن خانه باید از همه جنبه‌ها آدم در آن احساس آسایش کند حتی در حد توان موجبات آرامش به نسبت زلزله حتی هم یا سیل و این‌ها هم آن‌جور خانه‌اش را درست می‌کند که موجبات آرامشش فراهم شود یعنی خانه باید این کار را برای آدم باید انجام دهد و آدم برای این امر باید تلاش کند و الله این را برای شما قرار داد، این قابلیت را در ذهن شما قرار داد که چنین خانه‌هایی برای خودتان بسازید و می‌فرماید که: از پوست حیوانات «جُلُودِ» جمع جلد، از پوست حیوانات هم برای شما خانه‌ها قرار داد پس خانه‌ها هستند که منقول‌ و غیر منقول هستند؛ این نوع خانه‌ها که از پوست حیوانات درست می‌شوند و یک سری ابزار خاصی با هم دیگر بافته می‌شوند و تبدیل به یک خیمه می‌شوند که قابل حمل است می‌فرماید: «تَسْتَخِفُّونَهَا» که برای‌تان سبک است، آن را سبک و راحت می‌بینید وقتی که می‌خواهید از آنجا سفر کنید  به راحتی چهار تا میخ از این‌ ور و آن ور در می‌آورید و آن چوب را برمی‌دارید و ظرف ده دقیقه خانه‌تان را جمع کردید تا حالا یک سال زندگی کردید، چهار ماه زندگی کردید تصمیم گرفتید از اینجا جای دیگر بروید به راحتی «تَسْتَخِفُّونَهَا» خیلی راحت در روز کوچ کردن، روز سفر کردن آن را می‌بینید خانه را جمع می‌کنی و می‌روی، «ظَعْنِكُمْ» یعنی روزی که تصمیم دارید بروید و کوچ کنید سفر کنید. «وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ» حالا تصمیم گرفتید از اینجا هوا خیلی گرم و یا  خیلی سرد است بروید فلان جا بمانید آن روز اقامت و می‌خواهید اینجا حالا بمانید زندگی کنید خیمه را دوباره برمی‌‌دارید آن پوست حیواناتی که درست کردید و چهار تا میخ  این ور و آن ور می‌زنید ظرف نیم ساعت اصلاً خانه فراهم شد یعنی این نوع خانه که البته عشایر و کوچه نشینان برای خودشان درست می‌کنند خیلی جالب است که قرآن به عنوان کلام الله، آفریننده کل عالم هیچ کدام از این انسان‌ها را فراموش نمی‌کند و در این آیه مستقیماً به آن‌ها می‌گوید:   «تَسْتَخِفُّونَهَا» آن‌ها را خطاب قرار می‌دهد که شما ای عشایر! شما ای کوچ نشینان! شما که در بیابان دارید زندگی می‌کنید، هر بار جایی می‌روید، خدا این را برای شما قرار داد و دارد با این عشایر صحبت می‌کند چون عشایر هم بندگان خدا هستند. این نگاه عادلانه خدا به نسبت بندگانش است و هیچ کدام را از دایره توجه خارج نمی‌کند حتی این طیف از  مردم زحمت کش «وَمِنْ أَصْوَافِهَا» و از همان پشم حیوانات که بیشتر مال گوسفند باشد، «أَوْبَار» کرک یا پشم شتر باشد،  «وَأَشْعَار» مو که موی گاو یا بز باشد می‌فرماید که: از آن‌ها شما اثاث درست می‌کنید. أَثَاث یعنی وسایلی که داخل خانه استفاده می‌شود از مبل گرفته که از همین‌ها درست می‌شود تا گلیم و فرش و تسمه و طناب و خیلی قضایا، خیلی مسائل یا خیلی از وسایل خانه از همین چیزها استفاده می‌شود، می‌فرماید که: «از این‌ها شما استفاده می‌کنید وسایل زندگی‌تان را اثاث زندگی‌تان را اسباب و اثاثیه «وَمَتَاعًا» و برای بهره وری و استفاده کردن، منفعت بردن، تا زمان مشخص.» یعنی خیلی از آن چیز‌های دستی که درست می‌شود امکان دارد با آمدن تکنولوژی بعضی چیزها منسوخ شود دیگر کسی از آن یکی مثلاً برای فلان مورد استفاده نمی‌کند، می‌فرماید  که: «تا یک زمانی که دیگر آن از بین برود و دورانش بگذرد شما استفاده می‌کنید آدم‌هایی مثل شما، آباء و اجداد شما استفاده کردند و بعد منسوخ می‌شود چیز دیگر می‌آید ولی هنوز الان هم در این جهان خیلی استفاده‌ها از پشم حیوانات می‌شود وخیلی چیزهای گران قیمت هم اتفاقاً ساخته می‌شود و قابلیت‌هایی که در مو و پشم حیوانات وجود دارد و همان‌طور که از عشایر هم صحبت کرد امروزه هم با وجود این همه به حساب مدرنی که در این دنیا اتفاق افتاده در خیلی از کشورها: ایران، افغانستان، هندوستان، کشورهای افریقایی وخیلی از کشورها عشایر وجود دارند، کوچ‌نشینان وجود دارند و خیلی درصد قابل توجهی از جمعیت کره‌ی زمین را همین عشایر دارند تشکیل می‌دهند حتی تا به حالا هم چنین چیزی وجود دارد.

«وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ»(نحل/۸۱)

و الله از آنچه که آفریده سایه‌هایی را برایتان قرار داد و از کوه‌ها برای شما غارهایی و برای شما قرار داد لباس‌هایی که شما را از گرما نگه می‌دارد و لباس‌هایی که شما را از کارزار و جنگ نگه می‌دارد این چنین الله نعمتش را بر شما به کمال می‌رساند تا این که شما تسلیم شوید.

در ادامه آن نعمت‌ها وقتی ما یک آیه می‌خوانیم توجه داشته باشیم که در آن آیه چند تا جمله بیان کرده و به چند مورد جدا جدا اشاره کرده ما سعی کنیم به هر کدام از آن‌ها به صورت مجزا دقت کنیم و توضیحات هر کدام را مجزا در موردش فکر کنیم و تحقیق کنیم. می‌فرماید: به عنوان جمله اول که الله از آن‌‌چه که از کل این عالم آفریده که شما دارید زندگی می‌کنید برای شما سایه قرار داده که سایه چقدر در زندگی شما مهم است؛ ما الان اکثریت مان داخل سایه هستیم، زیر سقف خانه سایه است، داخل ماشین سایه است، زیر یک درخت سایه است، سایه دیوار، و آدم بدون سایه خیلی مواقع اذیت می‌شود وقتی که خاصتاً آفتاب سوزان باشد و آن آفتاب همان‌طوری که منفعت دارد ضررهایی هم دارد، خیلی وقت‌ها امکان دارد برای اشخاصی باعث سرطان پوستی شود پوست را بسوزاند. می‌فرماید که: از آن چیزهایی که آفریده، «مِمَّا خَلَقَ ظِلَال» برای شما سایه قرار داده یعنی این خودش نعمت خداوند است و الان برای بار چندم است که دارد از سایه صحبت می‌کند، سایه در زندگی انسان‌ها خیلی مهم است شاید تا حالا دقت نکردید یعنی نور خورشید به صورت خطی و مستقیم می‌تابد که باعث ایجاد سایه می‌شود اگر خطی نمی‌تابید، جور دیگر بود، یا اشیاء به مثل شیشه بودند یا جوری دیگر به هر حال قانون خدا ریخته بود می‌شد که سایه‌ای هم در کار نباشد یعنی می‌فرماید: «این اشیاء برای شما سایه دارند می‌‌دهند، الله این را برای شما قرار داد.» و مورد دوم می‌فرماید که: «از کوه‌ها برای شما غارها ایجاد کرد.» «أَكْنَان» جمع کِن یعنی غار، فرورفتگی، داخل کوه‌ها ایجاد می‌شود؛ یک وقتی امکان دارد در اثر زلزله در اثر آب‌های اسیدی یا حوادث دیگری که پیش می‌آید به اول کوه غار ایجاد شود می‌فرماید: «از دل کوه برای شما غار ایجاد می‌کند.» باز غار، یک سری معدن‌هایی داخل غار پیدا می‌شود که در جاهای دیگر پیدا نمی‌شود و خیلی وقت‌ها در یک پناهگاه موقت آدم به غار نیازش می‌افتد (برای انسان‌هایی به مثل ما در این زمین) امکان دارد برای من و شما اتفاق نیفتاده ولی خیلی‌ها اتفاق زندگیشان می‌افتد که به غار پناه می‌برند و جانشان زنده می‌ماند یعنی می‌توانند خودشان را از یک خطری نجات دهند، این هم (غار‌ها) برای شما در دنیا این امکان را ایجاد کرده حتی برای دیدن، برای گردشگری، این غارها جاذبه‌های خاص خودش را دارد، این را خدا قرار داد و مطلب سوم می‌فرماید: «وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ» برای شما لباس، پیراهن قرار داد یعنی این اندیشه، این تفکر که شما چطوری این همه لباس‌های متنوع با فرهنگ‌های مختلف، لباس برای خودتان می‌دوزید، لباس می‌پوشید و آن لباس‌ها  «سَرَابِيل» جمع سربال یعنی لباس، پیراهن، «تَقِيكُمُ» یعنی شما را حفظ می‌کند، نگه می‌دارد، «حَر» از گرما، سوزش گرما که به بدن‌تان آسیب وارد کند همان گرمای خورشید که باز برای پوست بدن ممکن است مضر باشد. «وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ» «بَأْس» یعنی جنگ، کارزار، لباس‌هایی که برای جنگ و پیکار به کار می‌رود باز هم خدا هم در فکر شما است و هم در این هستی موادش را قرار داد آفرید که شما لباس جنگی برای خودتان از آن صنعت درست کنید حالا امکان دارد یک زرهی باشد از جنس آهن یا امکان دارد لباس‌هایی که امروزه وجود دارد حالا لباس‌هایی ضد گلوله و لباس‌های پیشرفته از الیاف و نخ‌ها و از جنس‌های مختلف غیر از آهن از جنس‌های مختلف هم آن لباس‌ها ساخته شده که می‌فرماید: «این نوع لباس‌ها هم خدا برای شما در وقت جنگ و پیکار ایجاد کرد. می‌فرماید که: ببینید «كَذَٰلِكَ» حالا شنیدید چند تا شد، مهم نیست که چند تا شد این‌ها نمونه هستند بعد از چند نمونه مثال می‌فرماید: «كَذَٰلِكَ» این‌جوری، خدا چطوری از همه طرف شما نعمت‌هایش را روی سر شما ریخته که این نعمت‌ها را بر شما به اتمام برساند به کمال برساند که شما راحت زندگی کنید به چه امیدی؟ «لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ» به امید اینکه شما تسلیم این آفریننده شوید این همه در حق شما لطف و مرحمت کرده یعنی مطیع این خدا شوید، به حرف‌هایش و صحبت‌هایش و کتابش توجه کنید و بعد به آن عمل کنید به این امید این همه نعمت به شما داده به این هدف شما را آورده است.

«فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ»(نحل‌/۸۲)

اما اگر آن‌ها پشت کردند پس بی‌شک که بر تو فقط رساندن واضح است.

حالا آن‌ها تمام این نعمت‌ها را استفاده کردند ولی به تسلیم شدن منجر نشد یعنی مطیع خدا نشدند می‌فرماید که: «اشکال ندارد اگر هم تسلیم نشدند «فَإِنْ تَوَلَّوْا» تسلیم خدا نشدند، به خدا پشت کردند می‌فرماید که: «تو دست زوری بر آن‌ها نداری.» قرار نیست تو مردم را برای کاری مجبور کنی نه کار تو است و نه تو توانش را داری، تو فقط یک رسالت داری «فَإِنَّمَا» فقط این رسالت بر تو است «عَلَيْكَ»، که تو به مردم واضح توضیح بدهی «بَلَاغ» به مردم خیلی واضح برسانی حالا در عمل جوری عمل کنی و به این حرف‌ها خودت عمل کنی و به نحو احسن تسلیم خدا شوی که مردم این را خیلی واضح در عمل به شکل رفتار از تو یاد بگیرند و هم با زبان خیلی واضح به آن‌ها توضیح بدهی که مردم از تو یاد بگیرند یعنی تو فقط معلم هستی می‌توانی با رفتارت و صحبت‌هایت به مردم آموزش دهی کار تو فقط آموزش است.

«يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ»(نحل/۸۳)

نعمت الله را می‌شناسند اما بعد آن را انکار می‌کنند و اکثریت‌شان کافر هستند.

این همه نعمت مگر یکی و دو تا است مگر ده تا و صد تا است. می‌فرماید: نعمت‌های الله که از همه طرف روی سرشان ریخته این‌ها هم یک بار، دو بار، ده بار توجه نکردند بالاخره که متوجه می‌شوند که چقدر در زندگیشان نعمت ریخته و دارند از آن‌ها استفاده می‌کنند پس نعمت‌های الله را می‌شناسند «يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّه»، ولی بعد در قدم بعدی به جای اینکه تسلیم شوند «ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا» آن را انکار می‌کنند، در عمل با عمل‌شان می‌گویند که: «این نعمت‌ها انگار مال خدا نیست.» یعنی انگار که این نعمت‌ها صاحب ندارد، صاحب نعمت‌ها چیزی از آدم‌ها نخواسته، نخواسته تسلیم شوند، نخواسته ایمان بیاورند، آن نعمت‌ها را از خدا انکار می‌کنند به طبیعت ربطش می‌دهند، به خود به خود به وجود آمدن، به چیزهای دیگر آن نعمت‌ها را از خدا انکار می‌کنند «وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ/ و اکثریت‌شان کافر هستند، ممکن است افرادی خیلی حالی‌شان نباشد. آدم‌هایی که سطح هوشی‌شان پایین باشد، متوجه قضیه نباشند، خیلی آدم‌های غافلی باشند، نادان باشند ولی اکثریت‌شان که انکار می‌کنند و تسلیم خدا نمی‌شوند عمدی است، «وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ» دانسته بعد از اتمام حجت، بعد از فهمیدن می‌آیند آن را انکار می‌کنند، از روی تاسف، از روی لج، ضدیت، عداوت، تکبر، تسلیم خدا نمی‌شوند، این‌ها عامدانه کافر می‌شوند، به نعمت‌های خدا پشت می‌کنند و خدا را نادیده می‌گیرند.

«وَیَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا ثُمَّ لَا یُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَلَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ»(نحل/۸۴)

و روزی که ما از هر امتی گواهی را بلند می‌کنیم، بعد به کسانی که کافر شدند اجازه داده نمی‌شود و نه هم از آن‌ها طلب جبران می‌شود.

می‌فرماید: حالا نعمت‌های الله و حالا تسلیم شوید آن هم که دیگر واضح به شما بیان کرده که الله آفریننده نعمت‌ها است تسلیمش شوید ولی عمداً تسلیمش نمی‌شوند همین آدم‌ها می‌فرماید که: «ما یک روزی اتفاقی می‌افتد که تمام این آدم‌ها دوباره زنده می‌شوند و در آن روز ما از هر امتی، از هر مجموعه‌ای از مردم  یک گواهی آن‌جا بلند می‌کنیم احضار می‌کنیم. «نَبْعَثُ» او را می‌آوریم، بلندش می‌کنیم در وسط آن جمعیت به عنوان شاهد که آن کسی که نمی‌فهمید به آن‌ها توضیح داده، کسی که غافل بود به آن تذکر داده و کسی که دقت نکرده بود در دنیا به آن دقت داده آن‌جا به عنوان شاهد احضار می‌شود و اعلام می‌کند به این آفریننده که من به آن‌ها آموزش دادم، آن‌ها را توجه دادم، به آن‌ها هم با زبان هم در عمل گفتم، به آن‌ها آموزش دادم. آن شهید، شاهد این حرف‌ها را می‌زند ولی آن‌ها که دیگر آن‌قدر کارهای ظالمانه و کافرانه انجام دادند که هیچ چیز قابل دفاع نیست می‌فرماید: «ثُمَّ لَا یُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا» اصلاً برای کسانی که کافر شدند اجازه هم داده نمی‌شود که بیایند از خودشان دفاع کنند؛ یک کار نیست،  ده تا کار نیست که این‌ها خرابش کردند، کارهای ظالمانه و کارهای بد انجام دادند، ده تا و بیست تا نیست آن‌قدر در این زندگی‌شان کارهایشان را کارهای آلوده و کثیف انجام دادند که دیگر اصلاً فایده ندارد بخواهند توجیه کنند و توضیح بدهند و از کارهایشان دفاع کنند اصلاً اجازه هم به آن‌ها داده نمی‌شود که بیایند دروغ سر هم کنند، «وَلَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ» از آن‌ها هم اصلاً خواسته نمی‌شود که بیایند معذرت خواهی کنند یا بیایند بگویند که ما جبران می‌کنیم اصلاً از آن‌ها چنین چیزی هم خواسته نمی‌شود چون آن روز مورد خشم و غضب قرار گرفتند که اصلاً به آن‌ها فرصت داده نمی‌شود. دارد بیان می‌کند که آدم‌ها در جلو روی‌شان یک روزی چنین مجازات‌هایی وجود دارد آدم‌هایی که این‌جا  کافرانه زندگی کردند آنجا باید به همچین روزی برسند آن‌قدر برایشان خشم گرفته شده که به آن‌ها توجه نمی‌شود که بخواهند چیزهایی را الکی سر هم کنند یعنی آدم وقتی می‌فهمد در آینده چنین مجازاتی است این فهمیدن مجازات، پیشاپیش باعث می‌شود که آدم حساب کار دستش بیاید و تصمیم درستی بگیرد و باعث باز دارندگی انسان می‌شود، انسان دانا و عاقل که دست به این کارهایی که فلان نتیجه برایش دارد نزند یعنی به نحوی این رحمت خدا است که پیشاپیش دارد آن عقوبت‌ها را برای ما در این قرآن بیان می‌کند.

«وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذَابَ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ»(نحل/۸۵)

 و زمانی که کسانی که ظلم کردند عذاب را دیدند پس از آن‌ها نه سبک می‌شود و نه هم به آن‌ها مهلت داده می‌شود.

باز از مجازات‌ پیش روی انسان‌هایی که لجوج و متعصب هستند، دانسته کفرورزی می‌کنند می‌فرماید: این آدم‌های ظالم وقتی که عذاب را در آنجا مشاهده می‌کنند، «فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ» می‌خواهند که عذاب یک مقدار بر جان‌شان سبک شود، دردشان کم شود، اما کم نمی‌شود «فَلَا يُخَفَّفُ» تخفیف داده نمی‌شود، درد آن عذاب‌ها شکل آن عذاب‌ها سبک نمی‌شود. «وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ» دوست دارند که مقداری فرجه و استراحت به آن‌ها بدهند ولی مهلت داده نمی‌شوند، در وسط آن عذاب‌ها مهلتی نیست، پشت سر هم، مکرر آن عذاب‌ها را می‌‌چشند.

«وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ»(نحل/۸۶)

و زمانی‌که که ببینند کسانی که شرک ورزیدند معبودان‌شان را شرکائشان را ببینند می‌گویند: «ای پروردگار ما! این‌ها همان شرکای ما هستند. کسانی که ما به جای تو بندگی می‌کردیم پس آن گفتار را به آن‌ها برمی‌گردانند، پاسخش می‌دهند که قطعاً شما دارید دروغ می‌گویید.»

باز از صحنه‌های قیامت! کسانی که در دنیا نعمت‌های خدا را چپ و راست دارند استفاده می‌کنند از زندگی و خانه و ماشین و کولر و بخاری و همه انواع نعمت‌های خدا، پوشش، لباس و از همه نوع آن دارند استفاده می‌کنند اما از آن‌طرف خبری از تسلیم شدن خدا نیست؛ نه نمازی، نه صداقتی، نه رضای خدایی، نه خدمت به بندگانی، برای محض رضای خدا، در راستای تسلیم خدا هیچ کاری انجام نمی‌دهند می‌فرماید که: «وقتی همین آدم‌هایی که شرک ورزیدند، نعمت‌های خدا را استفاده کردند منتها موقع بندگی و اعتقاد به چیزهای غیر خدا به عنوان موجودات مقدس اعتقاد پیدا کردند که می‌توانند در زندگی به دادشان برسند. وقتی در آن موقعیت جهنم که سبک نمی‌شود و به آن‌ها مهلت داده می‌شود آن معبودان دیگر را می‌بینند که آن‌ها هم در جهنم گرفتار هستند آنجا می‌گویند: «خدایا شناختیم، این‌ها همان‌ها هستند همان معبودانی هستند که ما به آن‌ها اعتقاد داشتیم ما به جای تو آن‌ها را پرستش می‌کردیم.» «كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ» به جای تو ما آن‌ها را بندگی می‌کردیم فکر می‌کردیم که این‌ها کاره‌ای هستند ولی آن‌ها در برابر، حرف‌هایشان را به آن‌ها برمی‌گردانند. می‌گویند که: «شما دروغ می‌گویید. شما اگر دنبال ما آمدید خودتان منافعی داشتید، دوست داشتید که حرف آن شخص دعوتگر را نپذیرید و به همین خاطر آمدید به ما پناه بردید، از ما استفاده کردید، خودتان دوست نداشتید که به سمت دین و نماز و اسلام و قرآن و این‌ها بروید، نمی‌خواستید که در زندگی‌تان دیانت داشته باشید، ما بهانه‌های خوبی برای شما بودیم، شما در حقیقت دروغ می‌گویید برای خودتان به سمت ما آمدید.»

«وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ ۖ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ»(نحل/۸۷)

و در آن روز به سوی الله تسلیم را اظهار می‌کنند و از آن‌ها ناپدید می‌شود چیزهایی که به افترا می‌‌ساختند (به دروغ می‌ساختند.)

وقتی با آن معبودان باطل‌شان این‌جور با هم گفتگو می‌کنند، با هم جر و بحث می‌کنند آن‌‌جا دیگر در برابر خدا همه تسلیم هستند. «وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ» در صحرای قیامت، داخل جهنم دیگر آن‌جا کسی دستش به جایی نمی‌رسد که کاری انجام بدهد، آن‌جا دیگر مجبور است که تسلیم باشد هر چقدر هم در دنیا قدرتمند بوده، پست و مقام‌های اعلی داشته ولی آن‌جا در برابر خدا خیلی ضعیف و تسلیم است، هیچ کار خاصی نمی‌تواند انجام دهد و از آن چیزهایی که امکان دارد برایش دستاویز شوند و کمک‌شان کند آن چیزها هم فرار می‌کنند، ناپدید می‌شوند، می‌روند برای خودشان و از جلوی چشم این می‌روند گم و گور می‌شوند. «وَضَلَّ عَنْهُمْ» مخفی می‌شوند، از آن‌ها فرار می‌کنند، گم می‌شوند آن چیزهایی که به افترا می‌بستند که کاره‌ای هستند، مقدس هستند، به داد ما می‌رسند آن‌جا دیگر نمی‌توانند از آن‌ها کمکی بخواهند و آن‌ها خودشان به فکر خودشان هستند و از آن صحنه شانه خالی می‌کنند و می‌روند فرار می‌کنند؛ این از صحنه‌های قیامت! که هیچ امیدی دیگر نمی‌توانند به کسی داشته باشند از آن عذاب پیوسته و دردناک آن‌ها را نجات بدهد که البته این موضوع در صفحه بعد هم ادامه دارد.