سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7
سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286
سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200
سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176
سوره مائده
صفحه ۱۰۶ الی 127 / جزء ۶ و 7 / آیات 120
سوره انعام
صفحه 128 الی 150 / جزء 7 و 8 / آیات 165
سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206
سوره انفال
صفحه 177 الی 186 / جزء 9 و 10 / آیات 75
سوره توبه
صفحه 187 الی 207 / جزء 10 و 11 / آیات 129
سوره یونس
صفحه 208 الی 221 / جزء 11 / آیات 109
سوره هود
صفحه 221 الی 235 / جزء 11 و 12 / آیات 123
سوره یوسف
صفحه 235 الی 248 / جزء 12 و 13 / آیات 111
سوره رعد
صفحه 249 الی 254 / جزء 13 / آیات 43
سوره ابراهیم
صفحه 255 الی 261 / جزء 13 / آیات 52
سوره حجر
صفحه 262 الی 267 / جزء 14 / آیات 99
سوره نحل
صفحه 267 الی 281 / جزء 14 / آیات 128
سوره اسراء
صفحه 282 الی 293 / جزء 15 / آیات 111
سوره کهف
صفحه 293 الی 304 / جزء 15 و 16 / آیات 110
سوره مریم
صفحه 305 الی 312 / جزء 16 / آیات 98
سوره طه
صفحه 312 الی 321 / جزء 16 / آیات 135
سوره انبیاء
صفحه 322 الی 331 / جزء 17 / آیات 112
سوره حج
صفحه 332 الی 341 / جزء 17 / آیات 78
سوره مؤمنون
صفحه 342 الی 349 / جزء 18 / آیات 118
سوره نور
صفحه 350 الی 359 / جزء 18 / آیات 64
سوره فرقان
صفحه 359 الی 366 / جزء 18 و 19 / آیات 77
سوره شعراء
صفحه 367 الی 376 / جزء 19 / آیات 227
سوره نمل
صفحه 377 الی 385 / جزء 19 و 20 / آیات 93
سوره قصص
صفحه 385 الی 396 / جزء 20 / آیات 88
سوره عنکبوت
صفحه 396 الی 404 / جزء 20 و 21 / آیات 69
سوره روم
صفحه 404 الی 410 / جزء 21 / آیات 60
سوره لقمان
صفحه 411 الی 414 / جزء 21 / آیات 34
سوره سجده
صفحه 415 الی 418 / جزء 21 / آیات 30
سوره احزاب
صفحه 418 الی 427 / جزء 21 و 22 / آیات 73
سوره سبا
صفحه 428 الی 434 / جزء 22 / آیات 54
سوره فاطر
صفحه 434 الی 440 / جزء 22 / آیات 45
سوره یس
صفحه 440 الی 445 / جزء 22 و 23 / آیات 83
سوره صافات
صفحه 446 الی 452 / جزء 23 / آیات 182
سوره ص
صفحه 453 الی 458 / جزء 23 / آیات 88
سوره زمر
صفحه 458 الی 467 / جزء 23 و 24 / آیات 75
سوره غافر
صفحه 467 الی 476 / جزء 24 / آیات 85
سوره فصلت
صفحه 477 الی 482 / جزء 24 و 25 / آیات 54
سوره شوری
صفحه 483 الی 489 / جزء 25 / آیات 53
سوره زخرف
صفحه 489 الی 495 / جزء 25 / آیات 89
سوره دخان
صفحه 496 الی 498 / جزء 25 / آیات 59
سوره جاثیه
صفحه 499 الی 502 / جزء 25 و 26 / آیات 37
سوره احقاف
صفحه 502 الی 506 / جزء 26 / آیات 29
سوره محمد
صفحه 507 الی 510 / جزء 26 / آیات 38
سوره فتح
صفحه 511 الی 515 / جزء 26 / آیات 29
سوره حجرات
صفحه 515 الی 517 / جزء 26 / آیات 18
سوره ق
صفحه518 الی 520 / جزء 26 / آیات 45
سوره ذاریات
صفحه 520 الی 523 / جزء 26 و 27 / آیات 60
سوره طور
صفحه 523 الی 525 / جزء 27 / آیات 49
سوره نجم
صفحه 526 الی 528 / جزء 27 / آیات 62
سوره قمر
صفحه 528 الی 531 / جزء 27 / آیات 55
سوره رحمن
صفحه 531 الی 534 / جزء 27 / آیات 78
سوره واقعه
صفحه 534 الی 537 / جزء 27 / آیات 29
سوره حدید
صفحه 537 الی 541 / جزء 27 / آیات 29
سوره مجادله
صفحه 542 الی 545 / جزء 28 / آیات 28
سوره حشر
صفحه 545 الی 548 / جزء 28 / آیات 24
سوره ممتحنه
صفحه 549 الی 551 / جزء 28 / آیات 13
سوره صف
صفحه 551 الی 552 / جزء 28 / آیات 14
سوره جمعه
صفحه 553 الی 554 / جزء 28 / آیات 11
سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11
سوره تغابن
صفحه 556 الی 557 / جزء 28 / آیات 18
سوره طلاق
صفحه 558 الی 559 / جزء 28 / آیات 12
سوره تحریم
صفحه 560 الی 561 / جزء 28 / آیات 12
سوره ملک
صفحه 562 الی 564 / جزء 28 / آیات 30
سوره قلم
صفحه 564 الی 566 / جزء 29 / آیات 52
سوره حاقه
صفحه 566 الی 568 / جزء 29 / آیات 52
سوره معارج
صفحه 568 الی 570 / جزء 29 / آیات 44
سوره نوح
صفحه 570 الی 571 / جزء 29 / آیات 52
سوره جن
صفحه 572 الی 573 / جزء 29 / آیات 28
سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20
سوره مدثر
صفحه 575 الی 577 / جزء 29 / آیات 56
سوره قیامت
صفحه 577 الی 578 / جزء 29 / آیات 40
سوره انسان
صفحه 578 الی 580 / جزء 29 / آیات 31
سوره مرسلات
صفحه 580 الی 581 / جزء 29 / آیات 50
سوره نباء
صفحه 582 الی 583 / جزء 30 / آیات 40
سوره نازعات
صفحه 583 الی 584 / جزء 30 / آیات 46
سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42
سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29
سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19
سوره مطففین
صفحه 587 الی 589 / جزء 30 / آیات 36
سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25
سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22
سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17
سوره اعلی
صفحه 591 الی 592 / جزء 30 / آیات 19
سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25
سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30
سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20
سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15
سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21
سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11
سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8
سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8
سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19
سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25
سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8
سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8
سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9
سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱
سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8
سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹
سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷
سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
هنوز پرسشی پرسیده نشده
اولین کسی باشید که سؤال خود را مطرح می کنید! در مرحله بعدی می توانید جزئیات را اضافه کنید.
یک پرسش جدید بپرسید
افزودن پاسخ
دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۲۳
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ ۖ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»(هود/۱۳)
یا میگویند که آن را از خودش بافته، بگو: «پس شما هم ده تا سوره به مثل آن بیاورید (همان سورههای بافته شده، ساخته شده) و فرا بخوانید برای همکاری با شما به غیر از خدا هر کس را که دستتان میرسد اگر واقعاً راست میگویید.»
در آیه قبل بیان فرمود که آنها پیامبر صل الله علیه وسلم را مورد آزار زبانی قرار میدادند؛ تو اگر واقعاً پیغمبری، اگر قرآن واقعاً کلام خداست تو چرا ملک و مال دنیا نداری؟ چرا گنج و گنجینه نداری؟ چرا با تو فرشته نیست؟ و از این حرفها برای این که کلاً آنها با چیزی که پیامبر آورده بود، درگیر بودند. اول سوره که هدف از کتابی که آیاتش محکم، قاطع و اصل مطلب را بیان میکند و در مورد آن توضیح وتفسیر میکند و پیامبری که انذار میکند و بشارت میدهد حالا این، با وجودشان درگیر میشود یعنی آنها را ناراحت میکند، خشمگینشان میکند، با یکسری هواهایشان و خواستههایشان، مزاحمشان میشود به همین خاطر دارند جلوی پیغمبر گارد میگیرند و نمیخواهند تسلیم شوند و هم نمیخواهند کم بیاورند. آیه قبل فرمود که آنها میگویند: «چرا ملک نیست؟ چرا آدم پولداری نیست؟» و اینجا علتیابی میکند که چرا آنها دارند این حرفها را میزنند؟ میفرماید: «أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ» شاید علتش این است که آنها فکر میکنند که پیغمبر قرآن را از خودش بافت، شاید این دلیل اصلی است که آنها دارند بهانهجویی میکنند که چرا ملک نیست و چرا فلان نیست، شاید این حرف را میخواهند بزنند، این فکر را دارند خب اگر کسی اینگونه فکر میکند که پیامبر یک شخص باهوشی بوده و از باهوشی و ذکاوتش بوده که این کتاب را ساخته و گفته و بعد آن را به خدا نسبت داده است که امروزه این جمله خیلی تکرار میشود که پیغمبر شخص باهوشی بود و از باهوشیش بود که اینها را به خدا نسبت داد خب باشد اگر واقعاً پیغمبر اینها را از خودش بافته و به خدا نسبت داده پس شما هم همین سورههایی که بافته و ساخته شده را بیاورید او آدم بوده، شما هم آدم هستید، شما هم ده تا سوره به مثل این قرآن بیاورید و فراخوان دهید «وَٱدۡعُوا۟» فراخوان دهید، هر کسی را که دستتان میرسد دعوت کنید «مَنِ ٱسۡتَطَعۡتُم» آدمهای خوش ذوق، شاعران، آدمهای بلیغ، دانا و درس خوانده، آنها را فرا بخوانید و از همه کمک بخواهید. «مِّن دُونِ ٱللَّهِ» به غیر از خدا، یعنی دیگر شما حق ندارید از سبک خدا و قرآن تقلید کنید غیر از سبک خدایی، شما خودتان ده تا سوره به مثل قرآن بیاورید اگر واقعاً شما راست میگویید و امروزه هم که دنیا جهانی شده، دهکده شده، خیلی راحت میشود از تمام نقاط جهان، آدمها را دعوت کرد و از آنها خواست که ده تا سوره به مثل قرآن بیاورند.
«فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(هود/۱۴)
پس اگر برای شما اجابت نکردند پس بدانید که آن به علم الله نازل شده (از علم الله نشأت گرفته) و این که هیچ معبودی جز خودش نیست پس آیا شما مسلمان میشوید؟
حالا اگر شما از آنها خواستید این را انجام دهند و انجامش ندادند «فَإِلَّمۡ یَسۡتَجِیبُوا۟ لَكُم»، پس همه شما بفهمید که این قرآن به علم الله نازل شده است؛ نه به علم پیغمبر و نه به علم کسی، از علم الله، نشأت گرفته و نازل شده است. صحبتهایی که در این قرآن میشود، نمیتواند صحبتهای آدم باشد چون از یک چیزهایی خبر میدهد که هیچ آدمی از آن مطلع نیست؛ از گذشته و خلقت آفرینش که بیان فرمود به چه شکل خلق شده، آفرینش از کجا شروع شده و چیزهایی از آینده میگوید، از هزاران سال بعد، از پایان عمر دنیا، از خیلی چیزهای دیگر صحبت میکند که آن موقع هیچ انسانی از آن مطلع نبود و خیلی مسائل دیگر که هنوز هم این انسانها از آن صحنههای آینده مطلع نیستند حالا اگر اجابت نکردند بفهمید که این قرآن، از علم خدا نازل میشود و خلاصه حرف قرآن این است که «وَأَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»: که بفهمید فقط معبود، الله است حالا چی! تسلیم میشوید یا نه هنوز میخواهید رو موضع خودتان اصرار کنید و همان نفسیت خودتان را میخواهید حاکم کنید.
«مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ»(هود/۱۵)
کسی که اراده زندگی دنیا و زینت آن (شهوات و تجملات آن) را داشته باشد، و ما اعمال شان را در زندگی دنیا به طور کامل برایشان می دهیم و آنها در آن زندگی چیزی از حقشان کم نمیشود، (کسر نمیشود.)
و آنها موضع گرفتند در مقابل قرآن و بشارت پیغمبر و انذار پیغمبر و قیامتی هست و این دین خداست و همهی اینها. چرا؟ باز هم علت دیگر، علت یابی؛ اینها یک علتش دنیاست که دنیا را می خواهند چون اگر تن به آخرت بدهند خیلی از لذات و شهوات را باید از آن دست بکشند آنهایی که حرام است؛ آن ارتباطات و آن کارهای دیگر و حرام خوردنها و خیلی کارهای دیگر که باید از آن دست بکشند خوب شاید علت این است، حالا میفرماید: کسی که هدفش دنیا باشد «يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» زندگی دنیایش را میخواهد که خیلی عالی باشد و کیف و لذتشان تخت باشد این را می خواهند. «وَزِينَتَهَا» و تجملات دنیا و خواهشات، نفسیات، و لذات و همهی اینها را میخواهند. خدا میفرماید: «ما هم اذیتشان نمیکنیم آنها که همین را میخواهند ما به آنها می دهیم.» «نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ» یعنی هر چه که زحمت کشیدند ما نتیجه اعمالشان را به آنها میدهیم. «وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ» واز حقشان چیزی کسر نمیشود. بخس یعنی چیزی کم شدن یعنی هر چه تلاش کردند به آن دست پیدا خواهند کرد، به هر چه دنبال رفتند به آن خواهند رسید. خدا میگوید: «ما این را به آنها می دهیم» یعنی خدا دارد به آنها قول میدهد که دنیا خواهان به آنها دنیا را بده، البته وقتی که عمل داشته باشند. «أَعْمَالَهُمْ» فرموده: یعنی باید مکانیزم آن، راه و روش آن و قانون و اصول کار آن را باید رعایت بکنند، علمش را باید لحاظ بکنند، یاد بگیرند و انجامش بدهند و حالا وقتی که آن کار را در پیش گرفتند حتماً به همان نتیجه خواهند رسید.
«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ ۖ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(هود/ ۱۶)
اینها کسانی هستند که برایشان در آخرت هیچ چیزی نیست الا آتش و نیست و نابود می شود آن چه که در آن ساختند و باطل است هر آنچه که انجام می دادند.
خب آنهایی که هدفشان یعنی غایتشان دنیا و دنیا طلبی است نه اینکه دنیا را بخواهند و اصالتشان آخرت باشد، در دنیا دارند زندگی میکنند، از لذات حلال دنیا، امکانات حلال دنیا استفاده میکنند بدون اینکه به کسی ضربهای، صدمه ای بزنند از دنیا برخوردارند و هدفشان که البته خدا و آخرت است (آن که هیچی موضوع آیه نیست.) یعنی کسی كه هدف و غاییاش دنیاست یعنی به خاطر دنیا حاضر است هر کاری انجام بدهد می فرماید: «این دسته آدم ها در آخرت هیچ سهمی ندارند الا آتش جهنم و هر آنچه که در دنیا ساختند حبط میشود.» یعنی نیست و نابود میشود: «وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا»، «صَنَعُوا» یعنی تلاش کردند و پایان تلاش به یک دستاوردهایی رسیدند و «مَا صَنَعُوا»: یعنی نتیجه کار، حاصل کار، نتیجه زحماتشان به چه چیزی رسیدند؟ به همان چیزهایی که رسیدند در اوج دستاورد خیلی بالا و خیلی عالی ولی تمام آن دستاورد ها همه نابود میشود چون دنیا که نابود شد هر آنچه که متعلق دنیاست هم همراه دنیا نابود میشود و چه میماند کارهایی که انجام داده بودند؛ یکسری کارهای خوب، کارها کمک به دیگران، کارهای مفید، آن کارهایی که انجام هم میدادند آنها هم باطل میشود، «وَبَاطِلٌ» آن هم دیگر معلوم است باطل است هر آن چیزی که انجام دادند هم خب برای دنیا بوده حتی کمکی که به دیگران کردند برای دنیا بوده کارهای خوبی که انجام دادند برای دنیا بوده هر آنچه که زحمت کشیدند چون هدف و غایت برای دنیا بوده همراه دنیا آن کارهایشان هم نابود میشود، باطل میشود یعنی چیزی برایشان حاصل ندارد که تبدیل به بهشت، رضای خدا، سعادت آخرت بشود.
«أَفَمَنْ كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَةً ۚ أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ ۚ فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ ۚ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ»(هود/۱۷)
آیا پس کسی که بر دلیل روشنی از جانب پروردگارش باشد و به دنبال آن شاهدی هم از جانب او بیاید و از قبل آن هم، کتاب موسی باشد که امام است و رحمتی (پیشوا و رهبر است و رحمتی از جانب خدا)، اینها به آن ایمان میآورند و کسی که به آن کافر شد از تمام گروهها پس آتش موعد اوست (جایگاه اوست) پس تو در شک و تردید از آن مباش که آن حق از جانب پروردگارت است ولی اکثریت مردم این را باور نمیکنند.
میفرماید: با این منطق توضیح بده چون تفسیر است، بعد از مطلب اساسی، توحید خدا و بعد از آن بشارت و انذار، حالا به زبانهای مختلف دارد توضیح میدهد. میفرماید که: «یک آدمی را در نظر بگیرید«أَفَمَن كَانَ» که آن آدم، «عَلَىٰ بَیِّنَةࣲ مِّن رَّبِّهِ» بر دلیلهای روشنی هست از جانب پروردگارش، یعنی آن شخص قوهی ادراک و تشخیص دارد، تعقل میکند، به زمین، آسمان، خودش و اطرافش نگاه میکند و از این دلیلهای روشن که خدا گذاشته، از جانب پروردگارش هست به آنها توجه دارد و به خدا پی میبرد از همین دلیلهایی که خدا گذاشته است یعنی از درونش، از تفکرش، از اندیشهاش و توجه به پیرامون به خدا پی میبرد (مورد اول). «وَیَتۡلُوهُ شَاهِدࣱ مِّنۡهُ» از بیرون هم شهادت میدهد که از جانب خدا، پیغمبر خدا هست و کتاب خدا هست و او دارد از خدا میگوید، اثبات میکند، دلیل میآورد و برای خدا شهادت میدهد (مورد دوم). «وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَـٰبُ مُوسَىٰۤ إِمَامࣰا وَرَحۡمَةًۚ» کتاب موسی، از همان زمانهای قدیم هست که یکی از ادیان زنده دنیاست که مسحیت هم زیر مجموعهی همین کتاب موسی قرار میگیرد. آن کتاب هم پیشوا هست و هم رحمت، یعنی در کتاب موسی هم از خدا صحبت شده است. از این پیغمبر و کتاب صحبت شده است (مورد سوم). میگوید: اگر کسی، این سه تا را داشته باشد «أُولَٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ» اینها به آن ایمان میآورند ولی هر کس از گروههای مختلف «وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ» احزاب: هر گروهی یک حزب میشود، مشرکین، یا یهودیان، یا نصارا، یا خدا ناباوران و همه مجموعههای دیگر مردم، هر مجموعه به مجموعه دیگر احزاب میشود. میگوید: هر یک از این مجموعهها که به خدا و قرآن کافر شوند «فَٱلنَّارُ مَوۡعِدُهُ» آتش، موعدگاهش است.» اما تو که داری این قرآن را میشنوی هیچ وقت نسبت به قرآن شک به دلت راه نده که آن از جانب پروردگار حق است ولی امکان دارد اکثریت مردم این حرف را باور نداشته باشند و به قرآن ایمان نیاورند.
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ۚ أُولَٰئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَىٰ رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الْأَشْهَادُ هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ»(هود/۱۸)
و کیست ظالمتر از کسی که بر الله دروغ ببندد؟! آاینها بر پروردگارشان عرضه میشوند و شاهدان میگویند: «اینها کسانی بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند، آگاه باشید! لعنت خدا باد بر ظالمان!
اول صفحه آیه سیزده، آنها گفتند که: «این پیامبر باهوش بوده و کلام خودش را به خدا نسبت داده است.» حالا در این آیه خود پیامبر میگوید که: «چه کسی ظالمتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد؟!» خدا به پشتیبانی پیامبر میگوید و پیامبر هم اینها را به مردم میگوید و برای مردم میخواند که چه کسی از کسی که بر خدا دروغ ببندد، ظالمتر! و اینها روز قیامت بر پروردگارشان عرضه میشوند، باید جلوی خداوند بایستند، بعد رسوای عالم میشوند و همهی شاهدان میآیند و میگویند که اینها بر خداوند دروغ بستند، یعنی هرکس به نحوی بر خدا دروغ ببندد، آنجا رسوای عالم میشود؛ همهی شاهدان، آدمهای خوب، آدمهای درست، حتي همین دست و پا و زبان خود شخص بر علیه او شهادت میدهد که این همانی بود که در دنیا بر خدا دروغ بسته بود حالا هر کسی به شکلی از خدا سوء استفاده کند و به اسم خدا چیزهایی را به مردم بگوید، این بلا روز قیامت سرش میآید، همه علیه او گواهی میدهند، خودش ایستاده با کمال شرمندگی و بدبختی و همه هم میگویند که لعنت خدا بر تویی که ظالم هستی باد! و چنین شخصی دیگر هیچ وقت روی خوشبختی را نمیبیند.
«الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ»(هود/۱۹)
کسانیکه از راه الله مانع میشوند و آن را کج میخواهند و آنها نسبت به آخرتشان کافرند.
این ظالمان، این افراد، رسوا میشوند کسانیکه از راه خدا مانع میشوند، «يَصُدُّونَ»، مانع میشوند، نمیگذارند مردم به راه خدا بیایند، همیشه در فکر حقّهای، نیرنگی، برنامهای، جلسهای، یک چیزی هست که مردم را مشغول کند که مردم به سمت خدا نیایند، مانع میشوند یا کسی که دارد مردم را به سمت راه خدا راهنمایی میکند آن شخص را مورد اذیت قرار میدهند، او را از بین میبرند یا به هر شیوهای. «وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا»: و راه خدا را کج میخواهند یعنی همیشه در حال ایراد وارد کردن هستند که دین خدا این و آن گفت و چیزهای کج را به خدا نسبت میدهند تا در ذهن مردم آن دین کج بیاید، آن دین ناکارآمد بیاید و نسبت به آخرتشان کافرند و اصلاً باور به آخرت ندارند؛ اینها رسوای عالم میشوند.