سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7
سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286
سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200
سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176
سوره مائده
صفحه ۱۰۶ الی 127 / جزء ۶ و 7 / آیات 120
سوره انعام
صفحه 128 الی 150 / جزء 7 و 8 / آیات 165
سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206
سوره انفال
صفحه 177 الی 186 / جزء 9 و 10 / آیات 75
سوره توبه
صفحه 187 الی 207 / جزء 10 و 11 / آیات 129
سوره یونس
صفحه 208 الی 221 / جزء 11 / آیات 109
سوره هود
صفحه 221 الی 235 / جزء 11 و 12 / آیات 123
سوره یوسف
صفحه 235 الی 248 / جزء 12 و 13 / آیات 111
سوره رعد
صفحه 249 الی 254 / جزء 13 / آیات 43
سوره ابراهیم
صفحه 255 الی 261 / جزء 13 / آیات 52
سوره حجر
صفحه 262 الی 267 / جزء 14 / آیات 99
سوره نحل
صفحه 267 الی 281 / جزء 14 / آیات 128
سوره اسراء
صفحه 282 الی 293 / جزء 15 / آیات 111
سوره کهف
صفحه 293 الی 304 / جزء 15 و 16 / آیات 110
سوره مریم
صفحه 305 الی 312 / جزء 16 / آیات 98
سوره طه
صفحه 312 الی 321 / جزء 16 / آیات 135
سوره انبیاء
صفحه 322 الی 331 / جزء 17 / آیات 112
سوره حج
صفحه 332 الی 341 / جزء 17 / آیات 78
سوره مؤمنون
صفحه 342 الی 349 / جزء 18 / آیات 118
سوره نور
صفحه 350 الی 359 / جزء 18 / آیات 64
سوره فرقان
صفحه 359 الی 366 / جزء 18 و 19 / آیات 77
سوره شعراء
صفحه 367 الی 376 / جزء 19 / آیات 227
سوره نمل
صفحه 377 الی 385 / جزء 19 و 20 / آیات 93
سوره قصص
صفحه 385 الی 396 / جزء 20 / آیات 88
سوره عنکبوت
صفحه 396 الی 404 / جزء 20 و 21 / آیات 69
سوره روم
صفحه 404 الی 410 / جزء 21 / آیات 60
سوره لقمان
صفحه 411 الی 414 / جزء 21 / آیات 34
سوره سجده
صفحه 415 الی 418 / جزء 21 / آیات 30
سوره احزاب
صفحه 418 الی 427 / جزء 21 و 22 / آیات 73
سوره سبا
صفحه 428 الی 434 / جزء 22 / آیات 54
سوره فاطر
صفحه 434 الی 440 / جزء 22 / آیات 45
سوره یس
صفحه 440 الی 445 / جزء 22 و 23 / آیات 83
سوره صافات
صفحه 446 الی 452 / جزء 23 / آیات 182
سوره ص
صفحه 453 الی 458 / جزء 23 / آیات 88
سوره زمر
صفحه 458 الی 467 / جزء 23 و 24 / آیات 75
سوره غافر
صفحه 467 الی 476 / جزء 24 / آیات 85
سوره فصلت
صفحه 477 الی 482 / جزء 24 و 25 / آیات 54
سوره شوری
صفحه 483 الی 489 / جزء 25 / آیات 53
سوره زخرف
صفحه 489 الی 495 / جزء 25 / آیات 89
سوره دخان
صفحه 496 الی 498 / جزء 25 / آیات 59
سوره جاثیه
صفحه 499 الی 502 / جزء 25 و 26 / آیات 37
سوره احقاف
صفحه 502 الی 506 / جزء 26 / آیات 29
سوره محمد
صفحه 507 الی 510 / جزء 26 / آیات 38
سوره فتح
صفحه 511 الی 515 / جزء 26 / آیات 29
سوره حجرات
صفحه 515 الی 517 / جزء 26 / آیات 18
سوره ق
صفحه518 الی 520 / جزء 26 / آیات 45
سوره ذاریات
صفحه 520 الی 523 / جزء 26 و 27 / آیات 60
سوره طور
صفحه 523 الی 525 / جزء 27 / آیات 49
سوره نجم
صفحه 526 الی 528 / جزء 27 / آیات 62
سوره قمر
صفحه 528 الی 531 / جزء 27 / آیات 55
سوره رحمن
صفحه 531 الی 534 / جزء 27 / آیات 78
سوره واقعه
صفحه 534 الی 537 / جزء 27 / آیات 29
سوره حدید
صفحه 537 الی 541 / جزء 27 / آیات 29
سوره مجادله
صفحه 542 الی 545 / جزء 28 / آیات 28
سوره حشر
صفحه 545 الی 548 / جزء 28 / آیات 24
سوره ممتحنه
صفحه 549 الی 551 / جزء 28 / آیات 13
سوره صف
صفحه 551 الی 552 / جزء 28 / آیات 14
سوره جمعه
صفحه 553 الی 554 / جزء 28 / آیات 11
سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11
سوره تغابن
صفحه 556 الی 557 / جزء 28 / آیات 18
سوره طلاق
صفحه 558 الی 559 / جزء 28 / آیات 12
سوره تحریم
صفحه 560 الی 561 / جزء 28 / آیات 12
سوره ملک
صفحه 562 الی 564 / جزء 28 / آیات 30
سوره قلم
صفحه 564 الی 566 / جزء 29 / آیات 52
سوره حاقه
صفحه 566 الی 568 / جزء 29 / آیات 52
سوره معارج
صفحه 568 الی 570 / جزء 29 / آیات 44
سوره نوح
صفحه 570 الی 571 / جزء 29 / آیات 52
سوره جن
صفحه 572 الی 573 / جزء 29 / آیات 28
سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20
سوره مدثر
صفحه 575 الی 577 / جزء 29 / آیات 56
سوره قیامت
صفحه 577 الی 578 / جزء 29 / آیات 40
سوره انسان
صفحه 578 الی 580 / جزء 29 / آیات 31
سوره مرسلات
صفحه 580 الی 581 / جزء 29 / آیات 50
سوره نباء
صفحه 582 الی 583 / جزء 30 / آیات 40
سوره نازعات
صفحه 583 الی 584 / جزء 30 / آیات 46
سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42
سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29
سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19
سوره مطففین
صفحه 587 الی 589 / جزء 30 / آیات 36
سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25
سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22
سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17
سوره اعلی
صفحه 591 الی 592 / جزء 30 / آیات 19
سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25
سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30
سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20
سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15
سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21
سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11
سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8
سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8
سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19
سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25
سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8
سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8
سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9
سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱
سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8
سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹
سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷
سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
هنوز پرسشی پرسیده نشده
اولین کسی باشید که سؤال خود را مطرح می کنید! در مرحله بعدی می توانید جزئیات را اضافه کنید.
یک پرسش جدید بپرسید
افزودن پاسخ
دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۹۸
«كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا ۚ أُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (توبه/٦٩)
به مثل کسانی که قبل از شما بودند؛ آنها از شما قدرتمندتر بودند (از نظر قوت شدیدتر بودند) و از نظر اموال و اولاد بهرمندی بیشتری داشتند؛ پس آنها با آن بهرهای که داشتند کیف و لذتش را بردند (استفادهاش را کردند، بهربرداری کردند) شما هم به آن سهمی که دارید، دارید بهربرداری میکنید، همانطوری که آنها که قبل از شما بودند بهربرداری کردند، (با آن حصهای که داشتند، با آن سهمی که داشتند) و حسابی مشغول شدید، همانطوری که آنها هم حسابی مشغول شدند، (غوطهور شدند) آنها اعمالشان در دنیا و آخرت نیست و نابود شد، و آنها همان شدند که خسارت دیدند. (زیان دیده شدند.)
حالا میفرماید برای باز بیداری وجدان آنها، به هوش بیایند، سر عقل بیایند؛ حالا دارد بیان میکند که شما که این برنامهها و این نقشهها و این دنبال موقعیتها و منافع خودتان و حاضر شدید با همهی ارزشها مبارزه کنید که شما بالا بیاید، که همه چیز تحت کنترل خودتان باشد، از منافع اقتصادی و اجتماعی و… گیر خودتان و بچههایتان بیاید و دیگران محروم شوند. میگوید حالا شما خوب دقت کنید، شما این موقعیتها و این قدرت و شهرتها دارید، ولی دقت کنید که مثل شما و مثل موقعیت شما داشتند، کسانی که قبل از شما بودند: «كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» آدمهایی که قبل از شما بودند، آنها از شما هم حتی قدرتشان بیشتر بود: «كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً»، قوتشان، موقعیتشان، برششان بیشتر بود. «وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا»، اموال که قدرت میدهد، اودلاد که قدرت میدهد، در کنارش شخص، شخص را تقویت میکند، اینها هم که دیگر بیشتر از شما داشتند؛ بعد نه هم اینکه فقط داشتند، از همهی ظرفیتها به نفع خودشان استفاده کردند، به نفعقدرتشان، موقعیتشان «فَاسْتَمْتَعُوا»: یعنی از این ظرفیتها استفاده کردند، نه که فقط داشته باشند، استفاده کردند، حسابی هم استفاده کردند، از آن چیزی که در دست داشتند: «فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ»، خلاق: آنچه که در دست داشتند، آنچه که در کنارشان بود آن موقعیتها، آنظرفیتها، شما هم «فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ»: شما هم دارید از این ظرفیتهای خود استفاده میکنید، همانطوری که آنهایی که قبل از شما بودند هم از ظرفیتهای خود استفاده کردند: «كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ»، این تا اینجا! موقعیت و استفاده از موقعیتها و ظرفیتها، بعد «وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا»: و شما هم حسابی دارید غوطه ور میشوید، حسابی هم مشغول هستید، خیلی سرتان گرم است، به استفاده از این موقعیتها، منفعتخواهیها، بالا کشیدنها و بعد سوء استفاده از موقعیتهای اجتماعی و بیتالمال و همه چیز، حسابی دیگر فرو رفتهاید، سرتان گرم است، «كَالَّذِي خَاضُو»: آنها هم همینطور مشغول بودند، حسابی در این مسائل سرگرم کننده غوطه ور بودند. پس آنها چه شدند حالا ؟ «أُولَٰئِكَ»: آنهایی که قبل از شما بودند، «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ»: اعمالشان نابود شد، کجا؟ در همین دنیا! نتیجهی اعمالشان پوچ شد، صفر شد، و آخرت هم به همین شکل، نتیجهی اعمال و تمام زندگیشان پوچ شد، صفر شد. «وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: و زیان دیده شدند، یعنی اینها همش برای منفعت بود که، تمام آن ظرفیتها، اموالی و موقیتها و تمام آنقدرتها برای این بود که به منفعت برسند، ولی میفرماید که «وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: خسارت دیدهی واقعی آنها شدند. حالا یعنی آنها این شدند. شما فکر میکنید چه میشوید؟ نتیجهی کار آنها این شد، که قدرتمندتر و بالاتر از شما بودند، به صفر رسیدند. شما میخواهید به کجا برسید؟ میخواهد وجدانشان را بیدار کند، آنها را با منطق و با عقل متوجه کند.
«أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ ۚ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ ۖ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» (توبه/٧٠)
آیا نیامد سراغ آنها خبر کسانی که قبل از آنها بودند، قوم نوح، عاد، ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین، سرزمین زیر و زبر شده، پیامبرانشان سراغشان آمد با دلیلهای روشن، الله که برای آنها ظلم نکرد. آنها خودشان، (با دست خودشان، خودشان) را بیچاره و بدبخت کردند.
اصلاً قرار نشد، الله بنا ندارد که به آنها ظلم کند، ولی چرا خودشان به خودشان ظلم کردند. حالا بعد از اینکه دارد از امتهای گذشته بیان میکند که از شما قدرتشان، اموالشان، موقعیتشان بیشتر بود، آنها به صفر رسیدند، همه چیز را در دنیا و آخرت از دست دادند، حالا میگوید که بگذارید آمار بدهیم و مستند صحبت کنیم. «أَلَمْ يَأْتِهِمْ»: مگر خبر به آنها نرسیده است؟ آن خبر این قوم ها، به اسم نام میبرد، آیهی قبل به صورت کلی گفت که قدرتشان، موقعیتشان بیشتر بود، این آیه به اسم نام میبرد تا با آمار صحبت کرده باشد، مستند صحبت کرده باشد. میگوید: قوم
نوح، قوم عاد، قوم ثمود، قوم ابراهیم، اصحاب مدین (پیامبر شعیب)، «مُؤْتَفِكَاتِ»: آن سرزمین زیر و رو شده، که قوم لوط باشد که سرزمینشان زیر و رو شد، زیر و زبر شد. اینها مگر نفهمیدند، اینها که قبل از آنها بودند نه، اینها موقعیتشان، ظرفیتشان، اموالشان، هیبتشان، قدرت بدنیشان از همه لحاظ بیشتر از اینها بودند، چی شدند؟ به کجا رسیدند؟ نتیجهی دنیای آنها چه شد؟ آخرتشان هم به همان شکل، منفعت که نکردند، «أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: بدبخت و بیچاره شدند. به اینها توجه نمیکنند؛ پیغمبران سراغ آنها آمد، مثل اینهایی که الان پیغمبر برایشان آمده با دلیلهای روشن، مثل همین پیغمبر که آمده با دلیلهای روشن، با قرآن، با نماز، با اینها، ولی دست آخر با مسخره بدبخت و گرفتار شدند. همین کاری که شما کردید آنها انجام دادند، و نیست و نابود شدند؛ این نیست و نابودی آنها، خدا که ظلم نکرد، اصلا قرار نیست که خدا به کسی ظلم کند، آنها خودشان، با دست خودشان، خودشان را بیچاره و بدبخت کردند. شما دیگر آن کارها را نکنید. شما دیگر ادامه ندهید که به همان سرنوشت و همان سرا میرسید و دچار میشوید.
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (توبه/٧١)
و مردان مومن و زنهای مومن، بعضی از آنها دوست و یار و یاریگر همدیگر هستند، امر میکنند به کارهای خوب و نهی میکنند از کارهای بد و نماز را به نحو احسنت میخوانند و زکات خود را پرداخت میکنند و از الله و رسولش فرمان میبرند. اینها خیلی زود الله رحمت خود را شاملشان میکند، مورد رحمتش قرارشان میدهد. بدون شک که الله پیروزمند حکیم است.
حالا بعد از تمام این موضوعات که در مورد منافقان گفت، یک مقایسه هم آورد که شخص متوجه شود و خصوصیات مومنان را گفت که آن منافقان در آن لحظات تنهاییشان و تفکرشان بلکه بهتر بفهمند. آن از قومهای گذشته که بیچاره شدند، اما آن مومنین و مومنات چه خصوصیاتی دارند که اگر خواستند عوض شوند. خصوصیات آدمهای خوب این است؛ میفرماید که مردان مومن و زنهای مومن بعضیهایشان اولیا و دوستدار بعضی دیگر هستند. در مورد منافقان فرمود: «بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ» اولیا نگفت، چون آنها دلسوز همدیگر نیستند، فقط همهدف و هممنفعت هستند ولی دلشان با همدیگر صاف نیست، همدیگر را دوست ندارند و فقط منافع مشترک آنها را جمع کرده است، ولی مومنین و مومنات با هم دوست و حس همدلی دارند، این میشود: «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» همدل هستند، یک دل هستند. امر میکنند به کارهای شایسته و نهی میکنند از کارهای بد، یعنی در قدم اول این همدلی بین خودشان دارند؛ یعنی انگار یک شخص مومن، یک مرد، یک زن، قبولش دارد: «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» آن را پذیرفته به عنوان برادرش، به عنوان خواهرش و خیر خواهی او را پذیرفته و آن برادر مومن با برادر مومن خود، یعنی دروازهی دلش را به روی او باز کرده، این میشود: «أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» به اواعتماد کرده، آن را قلباً پذیرفته، با صداقت، محبت آن را پذیرا شده و بعد از پذیرش حالا وقتی که به این مرحله رسید، حالا میفرماید: «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ»: حالا به کارهای خوب همدیگر را امر میکنند، یعنی تا قبل از پذیرفته شدن، امر کردن به کارهای معروف معنا ندارد و نهی از کارهای منکر معنا ندارد. اول باید شما را بپذیرند، قبولتان که کردند حالا میفرماید میتوانید حتی امر هم کنید، دستور هم بدهید به کارهای خوب، چون فهمیده که تو خیر خواه او هستی و نهی میکنند از کارهای بد و نماز را به نحو احسن اقامه میکنند. زکات را میدهند. از الله و رسولش هم اطاعت میکنند، اینها مشمول رحمت الله هستند، الله هم عزیز غالب پیروزمند و بسیار حکیم است، اگر میخواهید راه درست را بروید، راه درست این است.
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (توبه/٧٢)
الله به مردان مومن و زنهای مومن وعده داد، به باغهایی که از زیرش نهرها جاری است. در آن ماندگار هستند و همچنین خانههای پاک در بهشت جاودانه و رضای الله که بزرگتر است، آن است رستگاری بزرگ. ( پیروزمندی عظیم.)
بعد از خصوصیات مومنین و مومنات حالا دیگر پاداششان را بیان کرد، مثل آنجا که پاداش منافقین یا سزای منافقین را بیان کرد. بعد از بیان منافقین حالا پاداش مومنان را بعد از صفات مومنان دارد بیان میکند که الله قول داده به مردان و زنهای مومن که این خصوصیات را دارند. به آنها قول داده که بهشتی به آنها بدهد که از زیر آن نهرها جاری است؛ درختان آنها در همدیگر فرو رفته یک باغ غلیظ، پر از درختان ثمردار و خوب و زیبا، زیرش هم نهرها جاری است، از نظر زمان همیشه در آنجا هستند وخانههای تمیز: «وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً»، بی عیب، پاک، یک وقتی امکان دارد
خانه وقتی آدم چند سال دارد در آن زندگی میکند، خانه برای او تکراری شود، بعد خیلیها دست میزنند به تغییر نقشهی خانه، تغییر دکوراسیون خانه، برای این که دیگر برای آنها عادی شده، تکراری شده، دیگر دوست داشتنی آن آمده پایین، خیلی دوست داشتنی نیست، آن مسکنهای بهشت میفرماید: طیبه هست، یعنی اینکه از بس که مجلل و زیبا و با کلاس و عالی است که دیگر تکرای نمیشود، دیگر آن وضعیت آنقدر باب دلش است که دیگر هیچ وقت احساس هیچ نقصی نمیکند، «وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً» عالی، باکلاس، در کجا؟ آن هم در وسط باغها، باغهای ماندگار و همیشگی، تازه اینها که خیلی خوب بود ولی یک چیز دیگر که از همهی اینها بزرگتر است! «وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»: رضایت الله که از همه چیز بزرگتر است، رضایتمندی الله، اعلان رضایت الله از آن بندگان، میفرماید که این پیروزی بزرگی است کسی که نصیبش شود.