سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7
سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286
سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200
سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176
سوره مائده
صفحه ۱۰۶ الی 127 / جزء ۶ و 7 / آیات 120
سوره انعام
صفحه 128 الی 150 / جزء 7 و 8 / آیات 165
سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206
سوره انفال
صفحه 177 الی 186 / جزء 9 و 10 / آیات 75
سوره توبه
صفحه 187 الی 207 / جزء 10 و 11 / آیات 129
سوره یونس
صفحه 208 الی 221 / جزء 11 / آیات 109
سوره هود
صفحه 221 الی 235 / جزء 11 و 12 / آیات 123
سوره یوسف
صفحه 235 الی 248 / جزء 12 و 13 / آیات 111
سوره رعد
صفحه 249 الی 254 / جزء 13 / آیات 43
سوره ابراهیم
صفحه 255 الی 261 / جزء 13 / آیات 52
سوره حجر
صفحه 262 الی 267 / جزء 14 / آیات 99
سوره نحل
صفحه 267 الی 281 / جزء 14 / آیات 128
سوره اسراء
صفحه 282 الی 293 / جزء 15 / آیات 111
سوره کهف
صفحه 293 الی 304 / جزء 15 و 16 / آیات 110
سوره مریم
صفحه 305 الی 312 / جزء 16 / آیات 98
سوره طه
صفحه 312 الی 321 / جزء 16 / آیات 135
سوره انبیاء
صفحه 322 الی 331 / جزء 17 / آیات 112
سوره حج
صفحه 332 الی 341 / جزء 17 / آیات 78
سوره مؤمنون
صفحه 342 الی 349 / جزء 18 / آیات 118
سوره نور
صفحه 350 الی 359 / جزء 18 / آیات 64
سوره فرقان
صفحه 359 الی 366 / جزء 18 و 19 / آیات 77
سوره شعراء
صفحه 367 الی 376 / جزء 19 / آیات 227
سوره نمل
صفحه 377 الی 385 / جزء 19 و 20 / آیات 93
سوره قصص
صفحه 385 الی 396 / جزء 20 / آیات 88
سوره عنکبوت
صفحه 396 الی 404 / جزء 20 و 21 / آیات 69
سوره روم
صفحه 404 الی 410 / جزء 21 / آیات 60
سوره لقمان
صفحه 411 الی 414 / جزء 21 / آیات 34
سوره سجده
صفحه 415 الی 418 / جزء 21 / آیات 30
سوره احزاب
صفحه 418 الی 427 / جزء 21 و 22 / آیات 73
سوره سبا
صفحه 428 الی 434 / جزء 22 / آیات 54
سوره فاطر
صفحه 434 الی 440 / جزء 22 / آیات 45
سوره یس
صفحه 440 الی 445 / جزء 22 و 23 / آیات 83
سوره صافات
صفحه 446 الی 452 / جزء 23 / آیات 182
سوره ص
صفحه 453 الی 458 / جزء 23 / آیات 88
سوره زمر
صفحه 458 الی 467 / جزء 23 و 24 / آیات 75
سوره غافر
صفحه 467 الی 476 / جزء 24 / آیات 85
سوره فصلت
صفحه 477 الی 482 / جزء 24 و 25 / آیات 54
سوره شوری
صفحه 483 الی 489 / جزء 25 / آیات 53
سوره زخرف
صفحه 489 الی 495 / جزء 25 / آیات 89
سوره دخان
صفحه 496 الی 498 / جزء 25 / آیات 59
سوره جاثیه
صفحه 499 الی 502 / جزء 25 و 26 / آیات 37
سوره احقاف
صفحه 502 الی 506 / جزء 26 / آیات 29
سوره محمد
صفحه 507 الی 510 / جزء 26 / آیات 38
سوره فتح
صفحه 511 الی 515 / جزء 26 / آیات 29
سوره حجرات
صفحه 515 الی 517 / جزء 26 / آیات 18
سوره ق
صفحه518 الی 520 / جزء 26 / آیات 45
سوره ذاریات
صفحه 520 الی 523 / جزء 26 و 27 / آیات 60
سوره طور
صفحه 523 الی 525 / جزء 27 / آیات 49
سوره نجم
صفحه 526 الی 528 / جزء 27 / آیات 62
سوره قمر
صفحه 528 الی 531 / جزء 27 / آیات 55
سوره رحمن
صفحه 531 الی 534 / جزء 27 / آیات 78
سوره واقعه
صفحه 534 الی 537 / جزء 27 / آیات 29
سوره حدید
صفحه 537 الی 541 / جزء 27 / آیات 29
سوره مجادله
صفحه 542 الی 545 / جزء 28 / آیات 28
سوره حشر
صفحه 545 الی 548 / جزء 28 / آیات 24
سوره ممتحنه
صفحه 549 الی 551 / جزء 28 / آیات 13
سوره صف
صفحه 551 الی 552 / جزء 28 / آیات 14
سوره جمعه
صفحه 553 الی 554 / جزء 28 / آیات 11
سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11
سوره تغابن
صفحه 556 الی 557 / جزء 28 / آیات 18
سوره طلاق
صفحه 558 الی 559 / جزء 28 / آیات 12
سوره تحریم
صفحه 560 الی 561 / جزء 28 / آیات 12
سوره ملک
صفحه 562 الی 564 / جزء 28 / آیات 30
سوره قلم
صفحه 564 الی 566 / جزء 29 / آیات 52
سوره حاقه
صفحه 566 الی 568 / جزء 29 / آیات 52
سوره معارج
صفحه 568 الی 570 / جزء 29 / آیات 44
سوره نوح
صفحه 570 الی 571 / جزء 29 / آیات 52
سوره جن
صفحه 572 الی 573 / جزء 29 / آیات 28
سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20
سوره مدثر
صفحه 575 الی 577 / جزء 29 / آیات 56
سوره قیامت
صفحه 577 الی 578 / جزء 29 / آیات 40
سوره انسان
صفحه 578 الی 580 / جزء 29 / آیات 31
سوره مرسلات
صفحه 580 الی 581 / جزء 29 / آیات 50
سوره نباء
صفحه 582 الی 583 / جزء 30 / آیات 40
سوره نازعات
صفحه 583 الی 584 / جزء 30 / آیات 46
سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42
سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29
سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19
سوره مطففین
صفحه 587 الی 589 / جزء 30 / آیات 36
سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25
سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22
سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17
سوره اعلی
صفحه 591 الی 592 / جزء 30 / آیات 19
سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25
سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30
سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20
سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15
سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21
سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11
سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8
سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8
سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19
سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25
سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8
سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8
سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9
سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱
سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8
سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹
سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷
سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
هنوز پرسشی پرسیده نشده
اولین کسی باشید که سؤال خود را مطرح می کنید! در مرحله بعدی می توانید جزئیات را اضافه کنید.
یک پرسش جدید بپرسید
افزودن پاسخ
دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۹۳
«إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ» (توبه/۳۷)
بدون شک جابهجا کردن ماههای حرام و به تأخیر انداختن آن افزایش است در کفر، گمراه میشوند به وسیلهی آن کسانی که کافر هستند؛ سالی آن را حلال میکنند و سالی آن را حرام میکنند تا موافقش کنند با ایامی که الله حرام کرده، پس حلال میکنند آن چه که الله حرامش کرده، مزیّن شده برای آنها بدی اعمالشان و الله قوم کافر را رهنمود نمیسازد.
در آیهی قبل بیان فرمود که تعداد ماهها نزد الله دوازده ماه است و از آن دوازده تا، چهار ماه احترام ویژه دارند و فرمود که این قضیه؛ «ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» (توبه/۳۶) یعنی برای خدا خیلی مهم است رعایت ماههای حرام، و جزء مسائل ریشهای دین است به مثل توحید، به مثل نماز که جاهای دیگر بیان فرموده که آنها قیم دین هستند، دین را پابرجا نگه میدارند، به همان اندازه رعایت ماههای حرام و عدم جنگ و ستیز در آن ماهها پیش الله مهم و اساسی است، جزء ریشههای اساسی دین اسلام است. امکان دارد انسان به صورت مطلق برای منافع خودش بیاید آن ماههای حرام، چون خیلی وقتها مزاحمش میشود، مزاحم دنیا طلبیاش میشود، بخواهد آن ماههای حرام را جابهجا کند؛ یعنی دست بزند به جنگ در آن ماهها و حالا مثلاً بخواهد هم جبرانش کند، بگوید این ماه حرام است الان دیگر به نفعمان نیست جنگ قطع کنیم، میجنگیم ادامه میدهیم و بعداً جای دیگر در سال جبران میکنیم، در ماههای آینده، الان آن یکی ماه حلال را اینجا میگذاریم این یکی حرام را جابهجا میکنیم، به تأخیر میاندازیم، بعداً آنجا همان چهار تا که خدا گفته ما آن چهار ماه را بالاخره در طول سال کاملش میکنیم، لازم نیست که همین ماهها باشد، این عمل میشود «نَّسِيء»: یعنی به تأخیر انداختن، جابهجا کردن، حالا میفرماید که این عمل زیادت در کفر است؛ اصلاً حلال دانستن ماههای حرام خودش کفر است و جابهجا کردنش هم زیادت در کفر است، این یک کفر عملی است. امکان دارد شخص اصلاً به خدا ایمان نداشته باشد این کار را انجام بدهد، امکان دارد هم ایمان داشته باشد، مسلمان باشد ولی عمل کافرانه انجام بدهد و این کار عمل کافرانه است و زیادت در عمل کافرانه است؛ یعنی عمل کفر خطرناک و به وسیلهی آن کسانی که کافر هستند عمل کافرانه دارند هم گمراه میشوند، سالی آن را حلال میکنند و سالی آن را حرام میکنند: «يُحِلُّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا». خیلی از ملتهای دنیا بوده تا حالا، اصلاً ما اینطور بفهمیم که انسان از روز اولِ اول دنیا زیادهخواه بوده، تمامیّتخواه بوده، از فرزندان اولیهی آدم که هابیل و قابیل باشند برای همین زیادتخواهی برای همین حسودی دست به قتل زد، از نسل اولی این شروع شد و همچنان تا حالا ادامه داشته، دنیا خالی از جنگ نیست، جنگهای فرسایشی زیادی هم بشر تجربه کرده، جنگهای پنج ساله، ده ساله، بیست ساله، اصلاً جنگهایی شده که یک قرن ادامه داشته، خدا این را به هیچ عنوان نمیخواهد. یعنی توقف در وسط سال، اگر هم بشر دست به جنگ زد به هر دلیلی، توقف در وسط سال باید داشته باشد که نهایتش میشود پنج ماه، پس دیگر میشود محرم، بعد از محرم دیگر صفر، ربيعالاول، ربيعالثانی، جمادیالاولی، جمادیالثانی، بعد میشود رجب، یعنی بعد پنج ماه، ماه حرام بعدی شروع میشود، بعد رجب شعبان، رمضان، بعدِ رمضان شوال، بعد ذیالقعده که دوباره ذیالقعده شد ماه حرام، یعنی سه ماه توقّف بعد رجب، سه ماه بعد دوباره ماه حرام شروع میشود، پس سه ماه و پنج ماه، یعنی در حداکثرِ سال پنج ماه وقت برای جنگ است و وقتی که جنگ توقف پیدا کند، مذاکره میشود، صلح میشود، آشتی میشود، خونها حفظ میشود، امنیت برقرار میشود و در سایهی برقراری امنیت، اینها هستند که برای خدا خیلی مهم است، جزو ریشههای اساسی دین اسلام است و برای همهی بشر نه هم فقط برای مسلمانها. وقتی که امنیت برقرار شد انسان زندگی میکند؛ امید به زندگی پیدا میکند و وقتی که امنیت برقرار شد اقتصاد رشد میکند، فرهنگ رشد میکند، علم رشد میکند، اختراعات و سواد بالا میرود و وقتی که اینها رفت بالا یعنی بشر به آن چیزی که لیاقتش دارد و شایستهاش است میرسد و در نبود امنیت همهی اینها از بین میرود، زندگیشان میشود یک زندگی جهنمی، خدا این را نمیخواهد. حالا میفرماید کسی که ماه حرام را دست بزند، جابهجا کند این زیادت در کفر است نه که کفر است، بالاتر از آن.
قرآن همیشهی خدا؛ البته نه فقط ۱۴۰۰ سال که در دین اسلام باشد، همين قضیه در دین پیامبر موسی و عیسی و پیامبر ابراهیم و اصلاً از زمان پیامبر نوح (علیهالسلام) و از زمان آدم این قضیه وجود داشته، یعنی خدا برای بشر صلح و آرامش چیده در تمام ادیانی که بر پیغمبران فرستاده، امنیت، همزیستی، زندگی مسالمتآمیز، این را برای انسان خواسته. حالا بشر امروزه؛ این به عنوان یک مثال که قشنگ مسأله واضح شود، بشر دیگر خسته شده از جنگ و این سازمانهایی که تشکیل داده، اصل سازمانها حالا مثلاً سازمان ملل برای این است که بشر یک مرجعی داشته باشد برای توقف جنگ و هرکسی زورش رسید به سادگی به ضعیفتر از خودش حمله نکند، درست است که ناقص است، درست است که از این خیلی سوءاستفاده شده، ولی این قضیه بشر چون خسته شده به فکر این افتاده، در حالی که این اخیراً است و دین اسلام کی و ادیان آسمانی کی این را برای بشر آوردهاند و از بشر این را خواستهاند.
حالا میفرماید که آنها سالی حلال میکنند سالی حرام میکنند، چرا سالی حرام میکنند؟
«لِّيُوَاطِؤُواْ»: یعنی تا جور در بیاورند، تا موافق کنند با همان ایامی که الله حرامش کرده، «عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ»: همان ۴ماه را کاملش کنند، خدا که این را نمیخواهد، که شما فقط چهار ماه را کامل کنید، این مسخره بازی چیست؟ خدا میخواهد جنگ متوقف بشود، نه جنگ تا جایی که جا دارد ادامه دهید، حالا یک وقت دیگر یک جای دیگر چهار ماه را برای خدا کامل کنید. مگر خدا نیاز به آن چهار ماه دارد که کاملش بکنید؟ خدا برای انسان این را فرستاده، برای خود شماها برای انسانها فرستاده، شما میخواهید برای خدا کاملش کنید؟ این میشود زیادت در کفر و این تفکر که ما میتوانیم جابهجایش کنیم و جبران کنیم، این فکر کفر سبب شده که «فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللَّهُ»: سبب شده چیزی که خدا حرام کرده را حلال کنند، برای خودشان ادامهی جنگ را تجویز کنند. که چه زیاد هم متاسفانه اتفاق افتاده حتی بین کشورهایی که مسلمان هستند جنگهای پشت سر هم در طول یک سال، دو سال، ده سال، بیشتر… و دو طرف هم مسلمان هستند و دارند با هم میجنگند. پس این تفکر که دیگر به هیچ عنوان هم به فکر جبران نباشند دیگر میشود بدتر و سختتر و خطرناکتر از این که اینها میخواهند جبران کنند. این آیه تازه دارد توبیخ میکند آنهایی که دارند جابهجا میکنند و بعداً میخواهند جبران کنند. این میگوید اشتباه است، این عمل کفر است، چه برسد جنگهایی که اصلاً به فکر جبرانش هم نیستند یعنی خیلی وحشتناکتر میشود. آیه میخواهد به ما بفهماند اصل قضیهی ماههای حرام و چقدر در دین اسلام این جنگ و کشتن انسان پیش خدا بد است. میفرماید «زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ»: این کار بدشان برایشان مزین شده، برای خودشان توجیه دارند، دلیل دارند، استدلال میکنند، استدلالهای قشنگ قانع کننده، کارهایشان برایشان مزین شده، دلشان خوش است به استدلالشان و این کار سبب میشود که آنها رهنمود نشوند به راه درست، الله قوم کافر را به راه درست رهنمود نمیکند، کارشان را به سرمنزل نمیرساند، آخرش بیچاره میشوند، شکست میخورند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ» (توبه/۳۸)
ای کسانی که ایمان آوردید! چهتان شده؟ چرا زمانی که به شما گفته میشود در راه الله خارج شوید، (با سرعت با جدیت خارج شوید) سنگینتان میشود به سوی زمین، (احساس سنگینی میکنید به زمین میچسپید؟) آیا شما احساس رضایت دارید به نسبت دنیا؟ «أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ»: به ازای آخرت، (در مقابل آخرت شما به همین دنیا رضایت دارید؟) «فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ»: پس بهرهوری زندگی دنیا، (برخورداری از زندگی دنیا) به نسبت آخرت جز کالای اندکی نیست. (مقدار اندکی نیست.)
بحث جنگیدن با ستمگران، با سلطهجویان و کسی جلودار آنها نمیشود، آنها بیرحم هستند، سلطهجو هستند، مستبد هستند. میخواهند برای زیادهخواهیشان بکشند، قتل کنند. خدا مؤمنین خود را سراغشان میفرستد. و آیات زیادی هم تا حالا خواندیم که بروید با این ستمگران بجنگید، آنها را سر جای خودشان بنشانید، جلویشان را بگیرید، نگذارید به خاطر اشباع غرایز شهوانیشان و سلطهجوییشان و قدرتطلبیشان آدم بکشند، جلویشان بگیرید. حالا میفرماید که شما را چه شده است؟ چرا وقتی که از شما دعوت میشود که بروید در راه خدا، به جانتان سنگین است؟ یعنی پس چه شد آن همه راه تقوا، آن همه آیات ایمانی، آن همه ایمان به آخرت، بهشت، پس چه شد آنها؟ چرا دوباره میروید به سمت زمین؟ یعنی به سمت مادیات، مادهپرستی، همان نیازهای اولیهی انسان، آنهایی که میخواهد فقط بخورد و چیزی که زمینی است، فقط زمینی است، چرا به سمت زمین میروید؟ چرا نمیخواهید به بالا بروید؟ به کمال، به شکوفایی، به ایثار، به بهشت، به آسمان، چرا زمینی نگاه میکنید؟ چرا آسمانی نگاه نمیکنید؟ «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ» میفرماید که آیا شما به همین زندگی دنیا راضی هستید؟ آخرت هستها! «مِنَ الآخِرَةِ» از آنطرف از دست بدهید، همين دنیا؟ همین نیازهای دنیوی اولیه؟ مادهپرستی؟ زندگی دنیا به نسبت آخرت که چیزی جز یک بهرهی اندک بیش نیست، «مَتَاع»: هم وسایلی که انسان از آن استفاده میکند، هم بهرهوری و برخورداری از موقعیتهای دنیا متاع میشود و زندگی دنیا به نسبت آخرت بسیار اندک است.
«إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (توبه/۳۹)
اگر شما خارج نشوید، الله شما را عذاب دردناکی میدهد، و قومی غیر شما را جایگزین میکند، و شما نمیتوانید اصلاً ذرهای به خدا ضرری برسانید، و الله بر هر چیزی قادر است.
بعد از آن توبیخ؛ میگوید اگر نرفتید عاقبتتان چه میشود؟ یعنی جزایتان چه میشود؟ «إِلاَّ تَنفِرُواْ»: اگر حرکت نکردید، نرفتید، حالا البته «انفِرُواْ» که آیهی قبل بیان فرمود: «إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» این «انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» و این آیه «إِلاَّ تَنفِرُواْ» این رفتن قسمت مُعظَمش میشود در وقت جنگ و جهاد که رفتن برای جلوی مستبدان و به حساب آن سلطهجویان گرفتن، ولی منحصر به آن نمیشود چون آیات جلوترهم در همین سورهی مبارکه داریم. علم هم خودش برای علم و تلاش برای یادگیری هم خودش از همین کلمه استفاده شده: «انفِرُواْ»، برای به حساب کارهای فرهنگی، بحثهای اخلاق اسلامی، ارزشهای اسلامی را رساندن به دیگران باز این همین «انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» است، در راه خدا آن را رساندن است. وقتی که وقتش است که شما ارزشهای دین اسلام را برسانید، باید برسانید، نباید مادیات جلویتان را بگیرد و به همین زندگی دنیا دلخوش باشید؛ فرهنگ اسلامی، ارزشهای اسلامی، ترویج آن، رساندن صلح و سازش و ارزشهای اسلامی و اخلاق اسلامی، اعتقادات اسلامی باید به دیگران برسانید. نباید برایتان سنگین باشد و فقط مشغول دنیا باشید. که اگر شما نرفتید خدا شما را عذاب دردناکی میدهد؛ این یک، و قومی غیر از شما را جایگزینتان میکند این دو. دو تا، که حالا مثلاً آدم کی دست میکشد، جلوی شخص مستبد و سلطهجو را نمیگیرد؟ کی آدم دست میکشد؟ نرود انجام بدهد؟ کی؟ «إِلاَّ تَنفِرُواْ»: زمانی که بترسد، و وقتی که ترسید همان سلطهجو بر او هم سلطه پیدا میکند، او را هم بدبخت و بیچاره میکند که میشود عذاب دردناک. یا امکان دارد با آن شخص سلطهجو با آن حکومت ظالم همدست و همکاسه بشود که نمیجنگد، و اگر با او همهدف و همکاسه شد او که رحم نمیکند. (سورهی مبارکهی توبه هستیم و سورهی مبارکهی توبه از خیانت آنها فراوان صحبت میکند.) او که دیگر رحم نمیکند، درست است که با هم دوست هستید، پیمان همکاری و دوستی دارید ولی او اگر در جایی بتواند بیچارهتان میکند، باز هم عذاب الیم بر سر شما میآید. اگر بحث فرهنگی و اخلاقی و دینی باشد و شما نروید فرهنگ اسلامی را ترویج بدهید، آموزش بدهید، به دنیا برسانید، به جامعهتان برسانید که باز همان فرهنگ کفر میآید غالب میشود، ارزشهای کفر میآید غالب میشود و در نتيجه عذاب دردناک میشوید که ارزشهای کفرآمیز میآید بر شما مسلط میشود؛ حالا بچههای شما در خانهی شما ولی دارند تربیت آنها میشوند این میشود عذاب دردناک، خیلی دردناک است که آدم بچهاش را ببیند که دارد نابود میشود با فرهنگ کفر و نمیتواند هیچ کاری کند چون آن غالب است، آنها نسلهایتان را از دستتان میگیرند، دیگر در دنیا هیچ چیز ندارید، تنها میشوید، غریبه میشوید، عقبمانده میشوید و این میشود عذاب دردناک.
«وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ»: یعنی این که شما اگر این کار نکنید خدا کسانی دیگر را میآورد جای شما، از ملتهای دیگر استفاده میکند؛ اصلاً کافرها بعداً مسلمان میشوند این کارها را انجام میدهند بیمنت شما، یا نسلهای بعدی میآیند جلوی آن سلطهجوها را میگیرند، یعنی دیگر خدا از شما استفاده نمیکند، شما دیگر به دردنخور هستید، این شرف خدمتگزاری فی سبیلالله دیگر از شما گرفته میشود، خدا از کسانی دیگر استفاده میکند: «وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ» و اینکه شما اینجوری هرزه زندگی کنید «وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا»: به خدا هیچ ضرری نمیرسد، کسی که ضرر میکند از بیخ و بن شما هستید. «وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»: خدا بر هر چیزی قادر است، خدا هیچ وقت از کاری ناتوان نمیشود.
«إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (توبه/۴۰)
اگر او را یاری نمیکنید پس قطعاً الله او را یاری داد زمانی که کسانی که کافر هستند او را بیرون کردند، دومی آن دو نفر هنگامی که آن دو تا در غار بودند، زمانی که گفت: «به رفیقش اندوهگین مباش، بیشک که الله با ما است.» پس الله سکینهاش را (آرامشش را) نازل کرد بر او، و او را تأیید نمود (تقویت نمود) به لشکریانی که آن را نمیدیدید، و کلمهی کسانی که کافر هستند را پایین قرار داد و کلمهی الله خودش بالا است و الله غالب حکیم است.
حالا میفرماید که شما اگر در راه خدا نرفتید (آیهی قبل) به خدا ضرری نمیتوانید برسانید، الله بر هر چیزی قادر است. و در این آیه مثال میزند که الله بر هر چیزی قادر است و شما نمیتوانید ضرری برسانید و اگر خدا بخواهد کار خودش را به سرانجام میرساند بدون نیاز به شما، این شما هستید که نیازمند خدا هستید.
دارد مثال میزند که اگر شما پیغمبر را یاری ندادید، این فرهنگ اسلامی را، اخلاق و ارزشهای اسلامی را، قرآن را، احادیث پیغمبر (صلیالله و علیه وسلم) را، اگر آنها را ترویج ندادید در جامعهتان، به دنیا نرساندید، پس قطعاً الله او را یاری داد. چه موقع؟ زمانی که کافران او را از شهر بیرون کردند. خیلی دردآور است که پیغمبر خدا که آمده برای اخلاق دین اسلام، ارزشهای اخلاقی را میان مردم ترویج بدهد، نه که استقبال نکنند، کسانی که کافر هستند او را بیرون کنند. او را بیرون کردند، زمانی که فقط دو نفر بودند: «ثَانِيَ اثْنَيْنِ» یک، دو، فقط دو نفر بودند؛ یعنی سه نفر هم نبودند، یعنی هیچ حامیای نداشت، هیچ کس همراهش نبود، اگر شما یاری نکنید آنجا هم هیچ کس یاریاش نکرد، از میان جمعیت کل دنیا فقط یک نفر همراهش بود که آن دومی دو نفر بود؛ يعنی یک و دو، که آن دو نفر تک و تنها، همان دو نفر فقط از این همه جمعیت، فقط دو نفر، زمانی که این دو نفر در غار بودند یعنی اینقدر در وضعیت ضعف بودند که خودشان را در غار قایم کرده بودند. زمانی که به رفیقش گفت، (فقط همین یک نفر همراهش است) به رفیقش گفت که تو اندوهگین مباش که الله با ما است، یعنی همان یک نفر هم قدرتی نداشت، فقط او ناراحت بود که چرا مردم بیایند این پیغمبر به این شرافت و به این عظمت و بزرگی را از شهر بیرون کنند.
ناراحت بود که چرا این همه مردم این همه جمعیت، چرا کسی نمیآید که حمایت کند؟ چرا اینقدر این دین به این شکل در ضعف باشد؟ خیلی ناراحت بود از اینکه پیغمبر را بیرون کرده بودند. در این وضعیت پیغمبر قرار دارد و ناراحت بود که کاری هم از دستش برنمیآید، خیلی ناراحت بود، و پیغمبر به رفیقش گفت که تو ناراحت نباش، الله با ما است یعنی الله به ما کمک میکند، با تمام ایمان به او گفت، و الله هم سکینهاش را بر او نازل کرد. این را متوجه باشیم نه اینکه بعد از گفتن این جمله سکینه بر او نازل کرد، يعنی سکینه نازل کرده بود از اول، یعنی از لحظهای که او را بیرون کردند کاملاً رسولالله در آرامش بود، نه استرس، نه اضطراب، نه ترس، نه دلهره، کاملاً در آرامش بود، الله سکینه و آرامشش را بر رسولش نازل کرد، دارد توضیح میدهد که اگر شما پیغمبر را یاری نکنید الله اینطوری یاریاش میکند، دلش قرص، راحت، آرام، محکم و قوی: «فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ»- «وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا»: و او را هم به لشکریانی که قابل رؤيت نبودند تأیید کرد، تقویت کرد. شما لشکریانی هستید که باید حمایت میکردید. اگر حمایت نکردید از لشکریان دیگر استفاده میکند، از ملائکه استفاده میکند، از چیزهای دیگر استفاده میکند. که کافرها دنبال پیغمبر و ابوبکر بودند و جایزه گذاشته بودند بر سرشان، خیلی ساده بود این دو نفر منطقه آنقدر وسیع نبود ولی کافرها هم یعنی طوری تفکرشان، فکرشان درست کار نمیکرد که کجا بروند، چه کار کنند، فقط میچرخیدند و این خودش میشود اضطراب فکری که در کافرها ایجاد شد. خودش میشود به جنود خدا، خداوند جنودی دارد بدون حد و حساب، ملائکه یکیاش هستند، احساسات درونی، همهی اینها همه لشکریان خدا هستند که بر کافران مستولی شد. حالا فرموده شما کمک نکنید خدا از لشکریان دیگر استفاده میکند و کلمهی کسانی که کافر هستند را پایین قرار داد؛ یعنی نقشهی کافران را پایین قرار داد، یعنی هدفی که داشتند، بعد آن نقشهای که داشتند، آن جایزهای که گذاشته بودند و زحمتهایی که کشیدند همه را به شکست منتها کرد. کارهایشان را، افکار و معتقدات و فعالیتشان را همه پایین برد و کلمهی الله خودش بالا است، شما حمایت نکنید کلمهی الله خودش بالا است. خود الله کافی است برای همه چیز، کلمهی الله خودش بالا است: «هِيَ الْعُلْيَا» و الله غالب است، «عَزِيزٌ»: غالب است؛ کاملاً مسلط است، هیچ چیز نیست که از خدا دربرود، کاملاً مسلط است، قدرتش غالب است. و بسیار هم حکیم است؛ کاردان است، مرتب و دقیق کارها را انجام میدهد به سرانجام میرساند، نیاز به هیچ کسی هم ندارد. این خدا است. پس حالا به نفعتان است که وقتی خدا به شما میگوید در راه خدا به خودتان زحمت بدهید حرکت کنید، برسانید به دنیا، حالا حرکت به صورت حقیقی باشد با پای پیاده، با مسافرت باشد، یا رساندن آن به وسیلهی رسانه باشد، تفاوتی ندارد با علم باشد، با رسانه باشد، برسانید آنها را، حالا دیگر اینها را اگر انجام دهید به نفع خودتان است.