سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7
سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286
سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200
سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176
سوره مائده
صفحه ۱۰۶ الی 127 / جزء ۶ و 7 / آیات 120
سوره انعام
صفحه 128 الی 150 / جزء 7 و 8 / آیات 165
سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206
سوره انفال
صفحه 177 الی 186 / جزء 9 و 10 / آیات 75
سوره توبه
صفحه 187 الی 207 / جزء 10 و 11 / آیات 129
سوره یونس
صفحه 208 الی 221 / جزء 11 / آیات 109
سوره هود
صفحه 221 الی 235 / جزء 11 و 12 / آیات 123
سوره یوسف
صفحه 235 الی 248 / جزء 12 و 13 / آیات 111
سوره رعد
صفحه 249 الی 254 / جزء 13 / آیات 43
سوره ابراهیم
صفحه 255 الی 261 / جزء 13 / آیات 52
سوره حجر
صفحه 262 الی 267 / جزء 14 / آیات 99
سوره نحل
صفحه 267 الی 281 / جزء 14 / آیات 128
سوره اسراء
صفحه 282 الی 293 / جزء 15 / آیات 111
سوره کهف
صفحه 293 الی 304 / جزء 15 و 16 / آیات 110
سوره مریم
صفحه 305 الی 312 / جزء 16 / آیات 98
سوره طه
صفحه 312 الی 321 / جزء 16 / آیات 135
سوره انبیاء
صفحه 322 الی 331 / جزء 17 / آیات 112
سوره حج
صفحه 332 الی 341 / جزء 17 / آیات 78
سوره مؤمنون
صفحه 342 الی 349 / جزء 18 / آیات 118
سوره نور
صفحه 350 الی 359 / جزء 18 / آیات 64
سوره فرقان
صفحه 359 الی 366 / جزء 18 و 19 / آیات 77
سوره شعراء
صفحه 367 الی 376 / جزء 19 / آیات 227
سوره نمل
صفحه 377 الی 385 / جزء 19 و 20 / آیات 93
سوره قصص
صفحه 385 الی 396 / جزء 20 / آیات 88
سوره عنکبوت
صفحه 396 الی 404 / جزء 20 و 21 / آیات 69
سوره روم
صفحه 404 الی 410 / جزء 21 / آیات 60
سوره لقمان
صفحه 411 الی 414 / جزء 21 / آیات 34
سوره سجده
صفحه 415 الی 418 / جزء 21 / آیات 30
سوره احزاب
صفحه 418 الی 427 / جزء 21 و 22 / آیات 73
سوره سبا
صفحه 428 الی 434 / جزء 22 / آیات 54
سوره فاطر
صفحه 434 الی 440 / جزء 22 / آیات 45
سوره یس
صفحه 440 الی 445 / جزء 22 و 23 / آیات 83
سوره صافات
صفحه 446 الی 452 / جزء 23 / آیات 182
سوره ص
صفحه 453 الی 458 / جزء 23 / آیات 88
سوره زمر
صفحه 458 الی 467 / جزء 23 و 24 / آیات 75
سوره غافر
صفحه 467 الی 476 / جزء 24 / آیات 85
سوره فصلت
صفحه 477 الی 482 / جزء 24 و 25 / آیات 54
سوره شوری
صفحه 483 الی 489 / جزء 25 / آیات 53
سوره زخرف
صفحه 489 الی 495 / جزء 25 / آیات 89
سوره دخان
صفحه 496 الی 498 / جزء 25 / آیات 59
سوره جاثیه
صفحه 499 الی 502 / جزء 25 و 26 / آیات 37
سوره احقاف
صفحه 502 الی 506 / جزء 26 / آیات 29
سوره محمد
صفحه 507 الی 510 / جزء 26 / آیات 38
سوره فتح
صفحه 511 الی 515 / جزء 26 / آیات 29
سوره حجرات
صفحه 515 الی 517 / جزء 26 / آیات 18
سوره ق
صفحه518 الی 520 / جزء 26 / آیات 45
سوره ذاریات
صفحه 520 الی 523 / جزء 26 و 27 / آیات 60
سوره طور
صفحه 523 الی 525 / جزء 27 / آیات 49
سوره نجم
صفحه 526 الی 528 / جزء 27 / آیات 62
سوره قمر
صفحه 528 الی 531 / جزء 27 / آیات 55
سوره رحمن
صفحه 531 الی 534 / جزء 27 / آیات 78
سوره واقعه
صفحه 534 الی 537 / جزء 27 / آیات 29
سوره حدید
صفحه 537 الی 541 / جزء 27 / آیات 29
سوره مجادله
صفحه 542 الی 545 / جزء 28 / آیات 28
سوره حشر
صفحه 545 الی 548 / جزء 28 / آیات 24
سوره ممتحنه
صفحه 549 الی 551 / جزء 28 / آیات 13
سوره صف
صفحه 551 الی 552 / جزء 28 / آیات 14
سوره جمعه
صفحه 553 الی 554 / جزء 28 / آیات 11
سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11
سوره تغابن
صفحه 556 الی 557 / جزء 28 / آیات 18
سوره طلاق
صفحه 558 الی 559 / جزء 28 / آیات 12
سوره تحریم
صفحه 560 الی 561 / جزء 28 / آیات 12
سوره ملک
صفحه 562 الی 564 / جزء 28 / آیات 30
سوره قلم
صفحه 564 الی 566 / جزء 29 / آیات 52
سوره حاقه
صفحه 566 الی 568 / جزء 29 / آیات 52
سوره معارج
صفحه 568 الی 570 / جزء 29 / آیات 44
سوره نوح
صفحه 570 الی 571 / جزء 29 / آیات 52
سوره جن
صفحه 572 الی 573 / جزء 29 / آیات 28
سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20
سوره مدثر
صفحه 575 الی 577 / جزء 29 / آیات 56
سوره قیامت
صفحه 577 الی 578 / جزء 29 / آیات 40
سوره انسان
صفحه 578 الی 580 / جزء 29 / آیات 31
سوره مرسلات
صفحه 580 الی 581 / جزء 29 / آیات 50
سوره نباء
صفحه 582 الی 583 / جزء 30 / آیات 40
سوره نازعات
صفحه 583 الی 584 / جزء 30 / آیات 46
سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42
سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29
سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19
سوره مطففین
صفحه 587 الی 589 / جزء 30 / آیات 36
سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25
سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22
سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17
سوره اعلی
صفحه 591 الی 592 / جزء 30 / آیات 19
سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25
سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30
سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20
سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15
سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21
سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11
سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8
سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8
سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19
سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25
سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8
سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8
سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9
سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱
سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8
سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹
سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷
سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
هنوز پرسشی پرسیده نشده
اولین کسی باشید که سؤال خود را مطرح می کنید! در مرحله بعدی می توانید جزئیات را اضافه کنید.
یک پرسش جدید بپرسید
افزودن پاسخ
تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۸۹
«قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ»(توبه/۱۴)
با آنها بجنگید تا الله آنها را با دستان شما عذاب دهد و آنها را خوار و گرفتار کند و شما را بر آنها یاری دهد و سینه قومی از مؤمنان را شفا دهد.
از اول سوره مبارکه توبه داریم میخوانیم در مورد کافران و مشرکان عهد شکن و کسانی که مراعات هیچ چیزی را نمیکنند؛ نه حرمت و نه شخصیت و نه حق حیات مردم و هیچ چیز جزء منافع خودشان برایشان مهم نیست. و این افراد هم اگر به حال خودشان رها شوند خون همه را میمکند، ابایی هم ندارند. هر کسی هم جرأت رویارویی با آنها را ندارد از بس که اینها بیرحمند. حالا الله میگوید که شما با این افراد بجنگید، از آنها نترسید (آیه قبل خواندیم) از آنها میترسید! از خدا بترسید و به جنگشان بروید. رحم نکنید که با جنگیدن شما با آنها، خدا میخواهد آنها را به وسیلهی دستان شما عذاب دهد؛ بعد آنها را خوار و گرفتار کند، رسوایشان کند و شما را هم نصرت دهد و دل قوم مؤمن را شفا دهد، التیام ببخشد. ببینید این مسئله، با این مثال شاید بیشتر واضح شود، دستورجنگیدن با آنها، شما تصور کنید یک خانوادهای، یکی از اعضای خانواده یا فامیل، خیلی زور میگوید، شخص زورگویی هست، سلطهجویی هست و با آن زورگوییاش بالفرض اگر مال ارث و میراث است همه را برای خودش برمیدارد، زن، دختر، همه را محروم میکند، همه را گرفتار کرده و با قدرتی که دارد، با سلطهای که دارد حق همه را میخورد و همه هم از دستش ذله هستند، هیچکس هم زورش به او نمیرسد که جلویش را بگیرد. و البته این تجربه شده هست. این قضیه خیلی جاها وجود دارد. اگر کسی پیدا نشود که جلوش را بگیرد، این قدرت را داشته باشد دیگر همه را گرفتار زیر دست خودش کرده و همینطور دارد پیش میرود و مردم با ذلت دارند زندگیشان را میکنند، هر روز، هر شب دارند خون جگر میخورند. آرزویشان چیست؟ که یک نفر جلوش بایستد نگذارد این همه زورگویی کند؛ حق دیگران را بخورد، همه را برای خودش بردارد و انگار فقط خودش تنهاست، دیگر نه بقیه خواهرانش، برادرانش، نه مادر، نه پدر، نه هیچ کس، مراعات هیچ کس را نمیکند، هیچ چیز نمیفهمد. اگر یکی پیدا شود جلو این بایستد همه راحت میشوند و هر کسی هم، جلو این نمیایستد چون قدرتش را ندارد، شهامتش را ندارد. حالا الله دارد مؤمنینش را به سمت اینها میفرستد. اتفاقاً هم الله مؤمنينش را خيلي دوست دارد به ظاهر بهتر این است که آنها را به کشتن ندهد چون خطر کشته شدنشان هست. به ظاهر این است که آنها را نفرستد تا مؤمنیش کم نشوند، کشته نشوند، اذیت نشوند، بالاخره مؤمنان خدا هستند. کافران (غیر مؤمنان) که اصلاً به حرف خدا گوش نمیدهند. همین مؤمنانی که به حرف الله گوش میدهند يعنی پذیرفتند که الله فرماندهشان باشد، حالا الله به اینها میگوید شما بروید با آنها بجنگید، نترسید، شما اگر نروید هیچ کس نیست که بقیه ملت را از دست آنها از زیر ظلم و ستم آنها نجات دهد. و این آیات جنگ و جهاد که هست بابت این است که آن بقیه را رها کند؛ یعنی یک حرکتهای رهایی بخش، جنگهای رهایی بخش، مردم را از زیر ظلم و ستم نجاتشان دهد. حالا میفرماید خدا میخواهد اینها را به خاطر آن ظلم و ستمشان عذاب دهد. شما بروید بجنگید تا خدا آنها را با دستان شما عذاب دهد و گرفتارشان کند. یعنی «يُخْزِهِمْ»: آنها را ذلت و خواری دهد و در دنیا دردسر برایشان درست شود که در دردسر وقتی افتادند به راحتی دیگرنمیتوانند همینطور به ظلمشان ادامه دهند و خدا هم شما را بر آنها نصرت میدهد، دلتان هم التیام پیدا میکند، شفا پیدا میکند. دلی که این همه سال از آنها زجر دیده و دل از آنها ناراحت است. تا دل مؤمنان شفا پیدا کند.
«وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ ۗ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (توبه/۱۵)
و خشم دلهایشان را ببرد. و الله بر هر کس که بخواهد توبهاش را میپذیرد. (الله به سوی او رو میکند) و الله دانای حکیم است.
و همچنان با آنها بجنگید (باز از منافعشان) تا آن کینه و خشم و غیضی که در دل مؤمنان هست با شکست آنها با نابودی آنها آن خشم را از بین ببرد. و البته الله به هر کس که خواست هم به سمتش رو میکند، او را میپذیرد. و الله دانای حکیم است؛ یعنی با وجود این که آنها این همه کافران لجوج ستمگرند که جنگ با خدا و پیامبر و مؤمنان دارند، «وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ»: هر کس که الله خواست خدا او را میپذیرد.
امکان دارد بعد از مدتی آن شخص را متوجه اشتباهش کند و شخص برگردد و دست از آن کارهایش بردارد یعنی همچنان خداوند در را به سوی آنها هم باز گذاشته که آنها را هم به درگاه خودش بپذیرد؛ البته هر کس را که خواست یعنی اهلیتش و صلاحیتش را داشت، لیاقتش را داشت. خدا میفهمد علیم و حکیم است و کارهایش را با حکمت انجام میدهد. فقط «وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ»: که کینه دلشان را از بین ببرد چون خیلی وقتها وقتی کسی مورد ظلم و ستم قرار میگیرد عقدهای میشود، در دلش کینه و خشم و نفرت ایجاد میشود و این احساساتی که خدا در دل انسانها گذاشته هیچ کدام بیحکمت نیست. همهی آنها فلسفه دارند و همان کینه و خشم و کدورت و نفرت و اصلاً ترس و تمام احساسات همه را خدا گذاشته و جاهایی به درد میخورد که باید مدیریت شود، در جهت خودش مصرف شود، فقط کنترلش شرط است، وجودش خوب، مهم و مفید است. و این هم میفرماید تا آنها را بکشید، از بین ببرید تا آن خشمی هم که در دل مؤمنان هست هم فروکش کند. و عدهای از مؤمنان چون فرمودند «وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ»: آن گروهی از مؤمن امکان دارد که نتوانند خشمشان را ازدل به در کنند گناهی ندارند و دلشان التیام پیدا میکند.
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً ۚ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» (توبه/۱۶)
آیا شما پنداشتهاید که رها میشوید در حالی که هنوز الله ندانسته آن کسانی از شما که جهاد میکنند و همچنین به غیر از الله و رسولش و مؤمنان یاران خصوصی نمیگیرند. و الله داناست به آنچه که انجام میدهید.
بعد از دستور جنگیدن با آنها حالا دستور جنگ آمد؛ میگوید که قضیه تمام نشده، فکر کردید که همینطور دیگر تمام شد و به حال خودتان رها میشوید. هنوز که شما اثبات نکردید. تا این جا خدا گفت. حالا ببینم شما چکار میکنید. با صدور فرمان خدا که قضیه به اتمام نرسیده و حالا کدام یکی از شما جهاد میکنید و کدامتان به غیر از الله و رسولش و مؤمنان به عنوان یاران و دوستان صمیمی، قابل اعتماد غیر از اینها برای خودتان میگیرید. «وَلِيجَةً»: یعنی یاران صمیمی و قابل اعتماد که شما آنها را محرم اسرارتان میدانید و اسرارتان را (اسرار مسلمانها را) به آنها میگویید، این میشود: «وَلِيجَةً». میگوید خدا هنوز نفهمیده؛ یعنی شما برای خدا اثبات نکردید، خدا علمش را که دارد ولی شما باید این را برای خدا اثبات کنید و با رفتارتان با اجرایتان تبدیل به علم کنید. هنوز که شما برای خدا اثبات نکردید که کدام یک از شما در راه خدا جهاد میکند و این حرفها را گوش میکند و اجرایش میکند و علاوه بر آن به غیر از خدا و رسول و مؤمنان هم کسی را به عنوان محرم اسرار نمیگیرید حالا هر کسی هم که باشد. یعنی شما در این مسیر، حق ندارید افرادی از غیر مؤمنان به عنوان دوستان، دوستان قابل اعتماد بگیرید و بعد مشکلات و مسائل و نقطه ضعفهای جامعه مسلمان را برای آنها بگویید که آنها دیگر با اطلاع از آن مسائل بیایند بیشتر ظلم و ستمشان را بر مسلمانها پیاده کنند، بر جامعه مسلمان پیاده بکنند، یعنی شما همچنین حقی ندارید و این را باید اثبات کنید که در طول عمرتان با هیچکس از منظر دوستی خیانت نکنید، یعنی با دشمن مسلمانها ارتباط برقرار نکنید و به هیچ کس از غیر مسلمانها اعتماد نکنید. و الله هم به آنچه که شما انجام میدهید آگاه است.
«مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ ۚ أُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ» (توبه/۱۷)
برای مشرکان اجازه نیست که مساجد خدا را عمران کنند (آباد کنند) در حالی که بر خودشان هم به کفر شهادت میدهند. (اقرار میکنند.) اینها اعمالشان تباه شد و در آتش آنها جاودانند.
حالا آن مشرکان که برایشان خدا مهم نیست. منافع خودشان مهم است. «مُشْرِكِ»: يعني هركس که در کنار خدا يک سری منافع دیگر را دنبال میکند و آن منافع خودش برایش خیلی مهمتر است این «مُشْرِكِ» میشود. کسی که همچون انگیزههایی دارد میگوید اینها اجازه ندارند، حق ندارند، «مَا كَانَ»: حق ندارند، اجازه ندارند که همچون آدمهایی مساجد خدا را عمران کنند؛ یعنی بنایش کنند، یعنی تعمیر کنند، یعنی نظافت کنند، یعنی در آن مساجد برای عبادت بنشینند، اصلاً کلاً مدیریت کنند. کسانی که مساجد خدا را به عنوان یک وسیلهای برای اهدافشان میخواهند استفاده کنند میگوید اینها حق آبادانی مساجد را ندارند در حالی که بر خودشان هم به کفر اقرار میکنند. یعنی از مساجد خدا سوء استفاده میکنند در جهت اغراضشان، کارهای سیاسی خاص، افکار خاص، برای یارگیری خاص و برای مقابله با افراد خاص و کلاً از مسجد میخواهند سوء استفاده کنند. میگوید اینها حق ندارند که مسئولین مسجد باشند. وقتی هم از آنها بپرسید که این کارها را انجام ندهيد مساجد خداست برای همگان است و همه در مساجد یکسانند فوراً هم جواب میدهند که ما اصلاً مسجد نساختیم که دست کسی دیگری باشد، ما میخواهیم که مدیریتش کنیم و جوری که ما میپسندیم مدیریتش میکنیم. و اصلاً همین اقرار بر کفر «شَاهِدِينَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ»: خودشان هم اقرار میکنند که مساجد برای اهداف خاصی میخواهند ادارهاش کنند. «أُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ»: اینها اعمالشان نیست و نابود شد؛ یعنی هر چقدر هم خرج کنند و زحمت بکشند هیچ حاصلی برایشان نیست، همه نیست و نابود میشود. این در دنیا و آن کارها و زحمتهایی که میکشند و نتیجهاش میشود که در آخرت هم برای همیشه در آتش جاودانه میمانند.
«إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ» (توبه/۱۸)
تنها مساجد خدا را کسی که ایمان به الله و به روز آخرت دارد آباد میکند. و نماز را برپا میدارد و زکات را میدهد و جزء از الله از هیچکس نمیترسد. پس اینها امید است که از هدایت شدگان باشند.
آنها حق ندارند که مدیریت مسجد را به دست بگیرند، خرج و مخارج مسجد را بدهند که بعداً فردا رویش مسلط باشند. حق چنین کاری ندارند. آنها نباید دم از مسجد بزنند. چه کسانی حق آبادانی مسجد، اجازه آباد کردن مسجد، ساختنش، مدیریتش، نظافتش، عبادتش و همه چیز را دارند؟ چه کسی؟ هر کس که ایمان به الله دارد؛ یعنی هر کاری انجام میدهد منفعت شخصی خودش قاطیش نمیکند، برای الله است، برای روز آخرت است، چون ایمان به آخرت دارد، نه برای دنیایش کار کند، برای آخرت کار میکند. نماز را به نحو اکمل و اتم اقامه کند، در پیشگاه خدا نماز بخواند با خواندن نماز احساس نیاز به خدا را داشته باشد. زکات را بدهد؛ یعنی دلش با مسلمانها صاف باشد، خاطرخواه و خیرخواه مسلمانها باشد، خواهان رشدشان باشد. و جز از خدا هم نترسد، زیر سلطه کسی نیاید مسجد را مدیریت کند آدم کس دیگری باشد، بنابر اهدف و اغراض کس دیگر مدیریت کند. فقط از خدا بترسد در آن جهتی که خدا امر کرده مسجد را آباد کند و ایجاد کند و مدیریت کند. پس این افراد میفرماید که امید است اینها از هدایت یافتگان باشند: «فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ» – «الْمُهْتَدِينَ»: هدایت یافتگان، رهیافتگان. اینها کارشان درست است و مورد تایید خداست.
«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» (توبه/۱۹)
آیا شما آبرسانی به حاجیان را و تعمیر مسجدالحرام را (آباد کردن مسجدالحرام را) به مثل کسی میدانید که ایمان به الله و روز آخرت دارد؟ و در راه الله جهاد میکند؟ (تلاشگری میکند؟) نه، نزد الله اینها مساوی نیستند : «لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ» و الله قوم ظالم را رهیاب نمیکند: «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».
یعنی شما درست فکر کنید معادله را خوب بفهمید کسی که در صحنه هست و دارد خرج میکند، برو بیا دارد، مدیریت میکند، تابلو میزند، تبلیغات میکند و دارد مسجد میسازد و یا یک کاری که زیر چشم همگان است و همگان میبینند به مثل آبرسانی به حجاج، یعنی دو تا کار بزرگ اینجا بیان کرد؛ آب رساندن به حاجیان، یعنی بهترین کار، آب رساندن، برای بهترین افراد، یعنی حجاج که برای خانه خدا رفتند، این یک. «وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ»: آبادانی مسجد الحرام، حالا هر نوع خدمتی که باشد. بهترین مکان روی زمین و بهترین خدمت برای مسجد الحرام، دارد بالاترین مثال را بیان میکند، یعنی بهترین خوبیهای روی کره زمین، بهترین خدمتها. میگوید شما اشتباه نکنید. آیا اینها را به مثل کسی که ایمان به خدا و روز آخرت دارد و در راه الله تلاش دارد، فکر میکنید آن آدمها به مثل یک آدم معمولی فقیر، یک مسلمان فقیر و عادی و بدون برو بیا و آوازه و شهرت اینها و تبلیغات، آیا اینها مثل هم هستند؟ و شاید فکر هم کنید که آنها خیلی بالاتر از این آدم معمولی است! «لَا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ»: پیش خدا مساوی نیستند. این آدمی که ایمان به خدا دارد، یک آدم خیلی هم معمولی باشد و به روز آخرت ایمان دارد و در راه خدا در حد توانش تلاش میکند، خیلی بهتر از آن کسی است که دارد با اسم و آوازه پیش میرود و آن کارهای مهم را انجام میدهد؛ یعنی هر خدمت بشر دوستانه هر چقدر هم در حد اعلا باشد آن خدمتهای بشر دوستانه اگر بر بر مبنای ایمان به خدا و روز آخرت و در راه خدا نباشد پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. و خدا قوم ظالم را هدایتشان نمیدهد؛ یعنی کارشان را به سرانجام نمیرساند.
«الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ» (توبه/۲۰)
کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه الله به وسیله اموالشان و جانشان تلاش نمودند آنها نزد الله درجهشان عظیم است. (درجه عظیمتری دارند.) و آنها همان رستگارانند.
یعنی کسانی که مورد تایید خدا و مورد پسند الله هستند اینها هستند؛ ایمان آوردند، حاضر شدند در راه ایمان اگر جایی به مشکل برخوردند که ایمان را اجرا کنند از یک سری منافعشان، از شهرشان دست بکشند، به هر حال از موقعیتشان دست بکشند. و بعد در راه الله جهاد کردند هم قتال میشود، جنگ میشود و هم تلاشگری. هر نوع فعالیتی فرهنگی، آموزشی در هر زمینهای که خودش را رشد دهد این میشود «وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» آن هم با اموال خودش دارد خرج میکند و وقت خودش را دارد میدهد، جان خودش را هم وسط گذاشته، میگوید اینها نزد الله درجهشان عظیم است: «أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ» درجه عظيم تری را دارند، اینها کسانی هستند که به فلاح و رستگاری رسیدند و پیش خدا برنده و موفق هستند.