سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7
سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286
سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200
سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176
سوره مائده
صفحه ۱۰۶ الی 127 / جزء ۶ و 7 / آیات 120
سوره انعام
صفحه 128 الی 150 / جزء 7 و 8 / آیات 165
سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206
سوره انفال
صفحه 177 الی 186 / جزء 9 و 10 / آیات 75
سوره توبه
صفحه 187 الی 207 / جزء 10 و 11 / آیات 129
سوره یونس
صفحه 208 الی 221 / جزء 11 / آیات 109
سوره هود
صفحه 221 الی 235 / جزء 11 و 12 / آیات 123
سوره یوسف
صفحه 235 الی 248 / جزء 12 و 13 / آیات 111
سوره رعد
صفحه 249 الی 254 / جزء 13 / آیات 43
سوره ابراهیم
صفحه 255 الی 261 / جزء 13 / آیات 52
سوره حجر
صفحه 262 الی 267 / جزء 14 / آیات 99
سوره نحل
صفحه 267 الی 281 / جزء 14 / آیات 128
سوره اسراء
صفحه 282 الی 293 / جزء 15 / آیات 111
سوره کهف
صفحه 293 الی 304 / جزء 15 و 16 / آیات 110
سوره مریم
صفحه 305 الی 312 / جزء 16 / آیات 98
سوره طه
صفحه 312 الی 321 / جزء 16 / آیات 135
سوره انبیاء
صفحه 322 الی 331 / جزء 17 / آیات 112
سوره حج
صفحه 332 الی 341 / جزء 17 / آیات 78
سوره مؤمنون
صفحه 342 الی 349 / جزء 18 / آیات 118
سوره نور
صفحه 350 الی 359 / جزء 18 / آیات 64
سوره فرقان
صفحه 359 الی 366 / جزء 18 و 19 / آیات 77
سوره شعراء
صفحه 367 الی 376 / جزء 19 / آیات 227
سوره نمل
صفحه 377 الی 385 / جزء 19 و 20 / آیات 93
سوره قصص
صفحه 385 الی 396 / جزء 20 / آیات 88
سوره عنکبوت
صفحه 396 الی 404 / جزء 20 و 21 / آیات 69
سوره روم
صفحه 404 الی 410 / جزء 21 / آیات 60
سوره لقمان
صفحه 411 الی 414 / جزء 21 / آیات 34
سوره سجده
صفحه 415 الی 418 / جزء 21 / آیات 30
سوره احزاب
صفحه 418 الی 427 / جزء 21 و 22 / آیات 73
سوره سبا
صفحه 428 الی 434 / جزء 22 / آیات 54
سوره فاطر
صفحه 434 الی 440 / جزء 22 / آیات 45
سوره یس
صفحه 440 الی 445 / جزء 22 و 23 / آیات 83
سوره صافات
صفحه 446 الی 452 / جزء 23 / آیات 182
سوره ص
صفحه 453 الی 458 / جزء 23 / آیات 88
سوره زمر
صفحه 458 الی 467 / جزء 23 و 24 / آیات 75
سوره غافر
صفحه 467 الی 476 / جزء 24 / آیات 85
سوره فصلت
صفحه 477 الی 482 / جزء 24 و 25 / آیات 54
سوره شوری
صفحه 483 الی 489 / جزء 25 / آیات 53
سوره زخرف
صفحه 489 الی 495 / جزء 25 / آیات 89
سوره دخان
صفحه 496 الی 498 / جزء 25 / آیات 59
سوره جاثیه
صفحه 499 الی 502 / جزء 25 و 26 / آیات 37
سوره احقاف
صفحه 502 الی 506 / جزء 26 / آیات 29
سوره محمد
صفحه 507 الی 510 / جزء 26 / آیات 38
سوره فتح
صفحه 511 الی 515 / جزء 26 / آیات 29
سوره حجرات
صفحه 515 الی 517 / جزء 26 / آیات 18
سوره ق
صفحه518 الی 520 / جزء 26 / آیات 45
سوره ذاریات
صفحه 520 الی 523 / جزء 26 و 27 / آیات 60
سوره طور
صفحه 523 الی 525 / جزء 27 / آیات 49
سوره نجم
صفحه 526 الی 528 / جزء 27 / آیات 62
سوره قمر
صفحه 528 الی 531 / جزء 27 / آیات 55
سوره رحمن
صفحه 531 الی 534 / جزء 27 / آیات 78
سوره واقعه
صفحه 534 الی 537 / جزء 27 / آیات 29
سوره حدید
صفحه 537 الی 541 / جزء 27 / آیات 29
سوره مجادله
صفحه 542 الی 545 / جزء 28 / آیات 28
سوره حشر
صفحه 545 الی 548 / جزء 28 / آیات 24
سوره ممتحنه
صفحه 549 الی 551 / جزء 28 / آیات 13
سوره صف
صفحه 551 الی 552 / جزء 28 / آیات 14
سوره جمعه
صفحه 553 الی 554 / جزء 28 / آیات 11
سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11
سوره تغابن
صفحه 556 الی 557 / جزء 28 / آیات 18
سوره طلاق
صفحه 558 الی 559 / جزء 28 / آیات 12
سوره تحریم
صفحه 560 الی 561 / جزء 28 / آیات 12
سوره ملک
صفحه 562 الی 564 / جزء 28 / آیات 30
سوره قلم
صفحه 564 الی 566 / جزء 29 / آیات 52
سوره حاقه
صفحه 566 الی 568 / جزء 29 / آیات 52
سوره معارج
صفحه 568 الی 570 / جزء 29 / آیات 44
سوره نوح
صفحه 570 الی 571 / جزء 29 / آیات 52
سوره جن
صفحه 572 الی 573 / جزء 29 / آیات 28
سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20
سوره مدثر
صفحه 575 الی 577 / جزء 29 / آیات 56
سوره قیامت
صفحه 577 الی 578 / جزء 29 / آیات 40
سوره انسان
صفحه 578 الی 580 / جزء 29 / آیات 31
سوره مرسلات
صفحه 580 الی 581 / جزء 29 / آیات 50
سوره نباء
صفحه 582 الی 583 / جزء 30 / آیات 40
سوره نازعات
صفحه 583 الی 584 / جزء 30 / آیات 46
سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42
سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29
سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19
سوره مطففین
صفحه 587 الی 589 / جزء 30 / آیات 36
سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25
سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22
سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17
سوره اعلی
صفحه 591 الی 592 / جزء 30 / آیات 19
سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25
سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30
سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20
سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15
سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21
سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11
سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8
سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8
سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19
سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25
سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8
سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8
سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9
سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱
سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8
سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹
سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷
سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳
سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴
سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵
سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶
هنوز پرسشی پرسیده نشده
اولین کسی باشید که سؤال خود را مطرح می کنید! در مرحله بعدی می توانید جزئیات را اضافه کنید.
یک پرسش جدید بپرسید
افزودن پاسخ
تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۴۷
«ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنْثَيَيْنِ نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»(انعام/۱۴۳)
هشت جفت؛ از گوسفند دو جفت و از بز دو جفت بگو آیا نر آن دو الله حرام فرموده است؟ یا از مادهی آن دو؟ یا آنچه شکم مادهها، آن را در بر دارد (در شکم مادهها قرار دارد) به من از روی علم خبر بدهید اگر واقعاً راست میگویید.
در آیهی قبل بیان فرمود که: «الله انعام را آفریده است.» انعام حموله؛ بارور، بزرگ، کشیده، قدرتمند و انعام فرش، ضعیف، پایین و در اینجا حالا میفرماید که: «هشت جفت را آفریده است که برای شما حلال و پاک هستند.» حالا این هشت جفت (دوتا در این آیه نام میبرد و دو مورد بعدی در آیهی بعدی) و نر و ماده آن که میشود چهار نوع یا چهار صنف که با جفتشان میشود هشتتا. حالا میفرماید: از گوسفند «الضَّأْنِ» که نر آن میشود قوچ، مادهاش میشود میش، و «الْمَعْزِ» میشود بز؛ نر و ماده (این دوتا) و حالا کدام یکی از آنها حرام است؟ نر آنها حرام است؟ «قُلْ آلذَّكَرَيْنِ» آیا نر آنها حرام است؟ یا مادهی آن؟ «الْأُنْثَيَيْنِ» یعنی مادهی آنها. مادهی میش و مادهی بز کدام یکی خدا حرام کرده است؟ هیچکدام. یا اینکه آنچه در شکم ماده قراردارد، در رحم مادهها قراردارد در شکم میش، یا در شکم بز، در شکمش یا نر است یا ماده است یا امکان دارد که هم نر و هم ماده باشد آن هم کدام یکی الله حرام کرده؟ هیچکدام. پس آن داستانها چیست که این حیوانات حام و بحیره و سائبه و اینها میگویید که برای زنها حرام است، برای مردها حلال است، مردها فقط روحانیان حق دارند بخورند، بقیه حق ندارند بخورند کجا الله حرام کرده؟ «نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ» دلیل بیاورید اگر واقعاً شما راست میگویید که این دسته را بر افرادی حرام کرده و دارد به ما یاد میدهد که هر مسئله ای را با دلیل بپذیرد هرکس هرچه گفت هرچقدر هم در درجهی بالای علمی باشد ما از آن مطالبهی دلیل بکنیم، این «نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ» دارد به ما آموزش میدهد که اینطوری مطالبهگر باشیم و دلیل را بخواهیم حقمان است.
«وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»(انعام/۱۴۴).
واز شتر، دو نر و ماده را و از گاو، دو نر و ماده (آفرید و حلال کرد) به آنها بگو: آیا نر آنها را حرام کرده، شتر نر یا گاو نر یا مادههایش را یا شتر ماده و گاو ماده یا آنچه که (بچهای) که در شکم مادهها است، الله کدام یکی را حرام کرده؟ زمانی که الله این وصیت کرد مگر شما آنجا حاضر بودید، چه کسی ظالم تر از کسی که بر الله دروغ ببندد تا به وسیلهی آنها مردم را بدون علم گمراه کند، بدون شک که الله قوم ظالم را هدایت نمیدهد.
«وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ» از شتر دو تا و از گاو دو تا «قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» از شتر و از گاو هر کدام دو تا دو تا، نر و ماده خب ««قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ» آیا نرشان را حرام کرده، شتر نر یا گاو نر آیا حرام کرده یا مادههایش را؟ «أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ» شتر ماده، گاو ماده کدام یکی حرام کرده؟ هیچکدام. «أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنْثَيَيْنِ» یا شتر ماده و گاو ماده (آنچه که در شکم دارد، بچه) الله کدام یکی را حرام کرده است؟ نکند شما «أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ» نکند شما زمانیکه الله وصیت کرد شما آنجا حاضر بودید «شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَذَا» دلیل که ندارید، دلیل صریح که نشانمان بدهید اینجا الله در قرآن گفته یا الله گفته در کتاب تورات، در کتاب انجیل یا یک دانه از کتابهای آسمانی قبل، که دلیل ندارید اینها که برای انسان مضر هم نیستند، ضرری ندارند خب به چه دلیلی، به چه حکمتی، اینها باید حرام باشد دلیل که نداشتید (آیهی قبل) «نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ» حالا نکند یک دلیلهایی دست خودتان است چون امکان دارد یک نفر بگوید وقتی کسی مطالبهی دلیل کرد بگوید که یک چیزهایی هست شما نمیفهمید بروید ما میفهمیم شما متوجه نمیشوید، ما برداشت کردیم که این چیزها واجب است ما برداشت کردیم که این چیزها حرام است، نکند شما پیش خدا بودید دلیل که ندارید ارائه بدهید، نکند همانجا مستقیماً الله، خصوصی به شما گفته است. «أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ» آنجا حاضر بودید «إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَذَا» نکند اینجوری است؟ یعنی چه؟ یعنی شما مثل ما هستید شما که موجودات مقدس نیستید که خدا با شما ارتباط داشته باشد و با شما پارتی کند و یک سری معلومات را ویژه، منحصراً در خدمت شما قراردهد این، که شما نیستید پس هیچ شخصی مقدس نیست کسی تصور نکند که خصوصی خدا با او حرف میزند هیچ کس همچین چیزی نیست پس شما پیش خدا هم حاضر نبودید که آن علوم دست شما باشد و ما بیخبر! حالا که شما دلیلی ندارید و میگویید این حلال و این حرام و از مردم سوءاستفاده میکنید و میخواهید بر مردم سلطه ایجاد کنید، دیگر چه کسی ظالمتر از کسیکه بر الله دروغ ببندد تا به وسیلهی آنها مردم را بدون علم گمراه کند «لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ» از مردم سوءاستفاده کند در همین گمراهیها و مردم را (ذهنشان را) به تسخیر بکشد و به این شکل از جیب مردم، از قدرت مالی مردم به نفع خودش سوء استفاده بکند و مردم را هم به بیراهه ببرد، چه کسی از این آدم ظالمتر است؟ «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» بدون شک که الله قوم ظالم را هدایت نمیدهد یعنی آنها را به سر منزل نمیرساند، درست است که نقشه میکشند، برنامه دارند که در این دنیا به یک آمالی برسند، به آرزوهایشان به آن دستاوردهای مادی بالایی دست پیدا کنند ولی اینها بالاخره کارشان یک جایی میلنگد به منزل نخواهند رسید. حالا در این دو آیه یک نکته هم توجه بکنیم که خیلی ساده آمد بحث پیچیده، حالا این حیوان اگر پنج شکم زاییده و چهار شکم و نمیدانیم ده شکم و این حرفها، اما و اگرها و هزار مسئلهی سفسطهبازی و پیچیده آمد آن را به اصل داستان برگرداند میگوید بز یا نر است یا ماده، گوسفند یا نر است یا ماده، شتر یا نر است یا ماده، گاو هم یا نر است یا ماده و آنچه که باردار میشود هم مادهها هستند، نه نر آن و نه مادهی آن حرام است نه آنچه که در شکم مادهها است حرام است.» یعنی اصل همه چیز وقتی برمیگردید مسئله کوچک میشود، مسئله آسان میشود، همه کس میفهمد نیاز به سواد بالا هم ندارد، یک آدم بی سواد هم میفهمد که گاو نر و ماده، و ماده باردار میشود این سه تا حرام نیست نه نر، نه ماده و نه آنچه که در شکم ماده هست، این چه کسی است که نفهمد، اصول قرآن اینطوری است مسائل پیچیده را میآید و به ریشه میکشاند و وقتی که برمیگردد به اصل آن مسئله، مسئله از پیچیدگی در میآید و برای همگان قابل فهم میشود که الله فرموده: «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ» و ما قرآن را برای یادگرفتن خیلی آسانش کردیم.»
«قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»(انعام/۱۴۵)
بگو من در آنچه که به سوی من وحی شده حرامی نمیبینم بر کسی که میخورد مگر اینکه مردار باشد یا خون جاری باشد یا گوشت خوک که آن پلید است یا فسقی که برای غیر الله، اسم بالا برده به خاطر بالا بردن اسم غیرالله مگر کسی که در اضطرار واقع شد که میخواست جانش از دست بدهد، بدون اینکه زیادهروی کند و بدون این که دوباره کارش را تکرار کند که بدون شک، پروردگارت درگذرندهی بسیار مهرورز است.
بگو من در آنچه که به سوی من وحی شده حرامی نمیبینم «لَا أَجِدُ» نمیبینم در آنچه به سوی من وحی شده، هیچ چیزی حرام نمیبینم که برکسیکه میخورد «عَلَى طَاعِمٍ» «طَاعِمٍ» یعنی کسیکه میخورد، بر شخصی که از این حیوانات دارد تناول میکند هیچچیزی بر من حرام نشده، از این چیزهایی که برمن وحی شده مگر اینکه مردار باشد «إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً»، «أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا» یا خون جاری باشد (ریزنده، جاری)، یا گوشت خوک که آن پلید است، مضر است «رِجْسٌ»، یا فسقی که یعنی کار فاسقانهای که برای غیر الله، اسم بالا برده به خاطر بالا بردن اسم غیر الله، بر آن حیوان برده شده پس کسی که در اضطرار واقع شد «فَمَنِ اضْطُرَّ» در مخمصه، در اضطرار، در گرفتاری واقع شد که میخواست جانش را از دست بدهد، بدون اینکه زیادهروی کند و بدون اینکه دوباره کارش را تکرار کند به اندازهای که اگر خورد جانش را نجات بدهد «فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» که پروردگارت بدون شک، درگذرندهی بسیار مهرورز است، غفور و رحیم است. حالا بعد از اینکه تمام آن استدلالهایشان را بیان کرد که هیچکدام حرام نیست اینها خودتان برای سوء استفاده از ملت این حلال و حرامها را گذاشتید حالا بگو که از این خوراکیها من چیزی نمیبینم که حرام باشد در چیزیکه به سوی من نازل شده است (یعنی رسول الله صل الله علیه و سلم دارد میگوید) در دین اسلام که از این دامها، که کسی میخواهد بخورد «طَاعِمٍ» بیان فرموده است به کسیکه دارد میخورد و از «طَاعِمٍ» استفاده کرده نگفته «آکِل» کسی که میخورد «طَاعِمٍ» طعم است یعنی کسیکه میخواهد بخورد و کیفش را ببرد یعنی طعمش را احساس کند چون الله طعم گذاشته در این گوشتها، در این خوراکیها عمداً، قصداً و در زبان هم احساس کنندهی طعم گذاشته، قصداً و میخواسته که انسان طعمش را احساس کند و کیف کند از لذتهایی که در اینها گذاشته شده است، به همین خاطر فرمودند طَاعِمٍ طعمش را احساس کنید یعنی با فکر و با احساس بخورید، با توجه به طعمهای غذاها دقت کنید که بیشتر از این غذاها لذت ببرید این را میخواسته برساند که «طَاعِمٍ» فرموده است، حالا میگوید بر کسی که میخواهد طعم غذاها را احساس کند و اینها را بخورد، تناول کند، میگوید پیش من، من که چیزی را نمیبینم، پیغمبر نمیبیند، دیگر چه کسی میبیند که چیزی حرام باشد مگر مردار یعنی از این «ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ» این چهار حیوان، که جمعاً هشت تا میشود از این هشت تا، هیچ حرامی وجود ندارد، مگر اینکه آن حیوان خودش مرده باشد (همانطوری که گذشت در سورهی مبارکه مائده آیهی سوم) دوتا حیوان به هم شاخ میزنند میمیرد، حیوان خودبهخود میمیرد، مریض میشود میمیرد، از بلندی میافتد میمیرد، خفه میشود میمیرد این میشود: «مَيْتَةً» یا خون جاری، پس خونی که داخل گوشت میماند حالت عادی، آن حرام نیست داخل گوشت هم خون است حالا امکان دارد کسی کباب بزند خوب پخته نباشد یک مقدار کمی احساس شود که هنوز خون در آن گوشت است، این حرام نیست. یا گوشت داخل دیگ بریزد و بپزد و آن خون، قاطی آن غذا شود و در آن حد حرام نیست پس خونی که جاری است از حیوان ریخته اینها میگوید حرام است این دوتا یا گوشت خوک که باز مظنهی این میرود که هنوز جزء «ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ» باشد چون شکلش به گاو میخورد جزء خانوادهی گاوها است و نزدیکترین حیوانات از همین چهار جفت است یعنی خنزیر، خوک در این چهار جفت قرار میگیرد این یکی از پایه حرام است اصلاً گوشتش از اول، صفر تا صد آن، حرام است که این مضر است «فَإِنَّهُ رِجْسٌ» پلید و مضر است این یک مجموعه، حرام شده میگوید، پیغمبر میگوید: «چیزی که برمن حرام شده اینها است دیگر غیر از این، هیچ چیز حرام نیست و دوم: چیزیکه حرام است «أَوْ فِسْقًا» کارهای فاسقانه روی حیوانات انجام شود یعنی چه؟ «أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» آن حیوان را قربانی میکند ولی اسم غیرخدا را بر او میبرد؛ اسم بتی، اسم شخصی، شخص مقدسی، در این صورت خود حیوان مضر نیست، حرام نیست، مشکلی نیست ولی چون عمل فاسقانه انجام شده حالا میشود حالا حرام میشود به این دلیل جانبی حرام میشود یا مثلاً امکان دارد روی حیوان حتی اسم خدا برده میشود اما هدف برجسته کردن یک چیزی غیر خدا است، یک تبلیغاتی برای غیر خدا باشد که آن را بالا ببرد، آن را مقدس جلوه بدهد این میشود: «أُهِلَّ» «أُهِلَّ» یعنی اسم و آوازه بالابردن به ظاهر روی حیوان اسم خدا برده میشود اما در حقیقت اسم و آوازهی غیرخدا بالا میرود این میشود: «أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ» به وسیلهی حیوان، اسم و آوازهی غیر خدا بالا میرود که این عمل فاسقانه میشود و به دلیل عمل فاسقانه حرام میشود این دو مجموعه فقط میگوید که برمن اعلام شده حرام است غیر از این دیگر چیزی حرام نیست و البته از همینها که حرام است هم اگر کسی مجبور شد که جانش را نجات بدهد و از همینها خورد خداوند غفور و رحیم است حالا باز یک نکته که در دین اسلام اینها حرام نیست کسی مثلاً برای قربانی، عید قربان یا برای چیزهایی دیگر وقتی از این حیوانات قربانی شوند، مادهاش حلال است، نرش حلال است، حلال میگویند حیوان نزار است یا ماده است، آیا حلال است؟ بله همهی اینها حلال است در دین اسلام همهی اینها حلال شده و بعدش برای قربانی، عید قربان، مثلاً که کسی موضع بگیرد که چرا حیوان زبان بسته، ظلم در حق حیوانات، این صحبتها دیگر جایی در دین اسلام ندارد، الله اینها را آفریده و به دستور آفریننده، اینها حلال شده است.
«وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ»(انعام/۱۴۶)
و بر کسانیکه یهودی شدند ما هر ناخنداری را حرام کردیم گاو و گوسفند به آنها حرام کردیم (چربیشان) مگر آنچه درپشت آنها است یا چربی هایی که لابهلای معده و شکمبه است یا آن چربیای که به استخوان چسبیده باشد، ما مجازاتشان کردیم به خاطر گناهانی که انجام میدادند و همانا ما راست میگوییم.
میگوید و برکسانی که یهودی شدند ما حرام کردیم هرناخنداری را «كُلَّ ذِي ظُفُرٍ» «ظُفُرٍ» یعنی ناخن، «ذِي ظُفُرٍ» یعنی ناخن دارد یعنی از همین «ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ» الان کلاً سورهی انعام است و «الْأَنْعَامِ» دام است همین چهار تا است و «ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ» همین چهار تا است و فقط صحبت، حول همین چهارتا دارد میچرخد نباید موضوع را از اصل مطلب بیرون برد. میفرماید: «بر کسانی که یهودی بودند آنهایی که دارای ناخن بودند هم برایشان حرام کردیم.» که از این چهار تا میشود شتر «ذِي ظُفُرٍ» است، آن سه تا گاو و گوسفند و بز ظفر ندارند، سم دارند؛ مدل پای شتر فرق میکند میگوید آن یکی که ناخن داشت برایشان حرام کردیم، حالا «كُلَّ ذِي ظُفُرٍ» فرموده علاوه بر شتر یک چیزهایی دیگر هم که ناخن داشت هم برایشان حرام بوده است که آنها هم شامل شود ولی اصل داستان اینجا شتر است که برایشان حرام بود (این یکی) بعد دیگر میماند آن سه تا «وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ» و از گاو، و «الْغَنَمِ» گوسفند، «الْغَنَمِ» هم شامل بز و هم شامل میش و هم شامل قوچ میشود «الْغَنَمِ» هر دو دسته را شامل میشود و از گوسفند ما بر آنها چربیشان را حرام کردیم «شُحُومَهُمَا» «شُحُومَ» یعنی چربیشان را. چربی گاو، چربی بز، چربی گوسفند إلا چند جا از بدن حیوان آن چربی را استثناء کردیم که برایشان حلال بود کجا؟ «إِلَّا» استثناء است، «مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا» مگر آنچه که روی پشت حیوان باشد پشت حیوان بعضی انواع گاوها است بعضی نژاد گاوها که انگار مثل شتر کوهان دارد حالا چیزی که روی پشت حیوان است آن چربی، برایشان حلال بوده است (این یکی) «أَوِ الْحَوَايَا» یا چربیهایی که لابهلای معده و شکمبه است یک چربی سفید نازکی است که در آنجا قرار دارد میگوید آن حلال بوده این میشود: «الْحَوَايَا»، «أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ» یا آن چیزی که به استخوان چسبیده، قاطی استخوان است، یعنی آن چربی که به استخوان مثلاً پاچهی حیوان کلهی حیوان چسبیده یا جاهای دیگر از حیوان که به استخوان چسبیده حلال است یعنی کله پاچه، پیش یهودیان حلال بوده دیگر مجبور نبودند به خاطر آن چربی که جدا کردن آن هم خیلی سخت است آن را دور بیندازند میتوانستند کله پاچه را بخورند میگوید: «غیر از اینها دیگر مابقی چربیها حرام بوده است حالا میشود مثلاً گوشت و چربی به گوشت چسبیده شامل هیچکدام نیست مثلاً به ران حیوان، به دست حیوان، چربی چسبیده به گوشت آن پیه باید چاقو برمیداشتند و جدا میکردند آن پیهها بر آنها حرام بود چرا حرام بود؟ «ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِبَغْيِهِمْ» نه به خاطر اینکه آنها مشکل داشت، مشکل نداشت یعنی آن چربی مضر نبود و مشکل خاصی نداشت ما مجازاتشان کردیم بخاطر گناهانی که انجام میدادند همان گوساله پرستی و خیلی کارهای دیگر ما به این شکل آنها را تنبیه کردیم این ممنوعیت بخاطر تنبیه بود، «وَإِنَّا لَصَادِقُونَ» ما راست میگوییم این چیزهایی که در تاریخ اتفاق افتاده ما واقعیت را داریم برایت بیان میکنیم اعتماد بکن که ما راستگو هستیم.