سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7

سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه ۱۱۵ / جزء ۶ / آیه ۴۲ الی ۴۵

 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی    پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:

صفحه ١۱٥

«أَعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»

پناه می‌برم به الله از شر شیطان رانده شده

«سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ۚ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ۖ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا ۖ وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»(مائده/٤٢)

خیلی برای دروغ گوش می‌دهند، خیلی زیاد حرام می‌خورند، پس اگر نزد تو آمدند پس تو بین‌شان قضاوت کن یا که از آن‌ها رو بگردان، تو اگر از آن‌ها رو بگردانی آن‌ها هیچ ضرری به تو نمی‌رسانند، و اگر بین‌شان قضاوت کردی که در آن صورت عادلانه قضاوت کن که الله آدم‌های عادل را دوست دارد.

خیلی برای دروغ گوش می‌دهند: «سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ» به منظور دروغ، خیلی به حرف‌هایت گوش می‌دهند که یک جایی دستاویزی برای گفتن دروغ باشد یا اینکه حرف‌های دروغ دیگران را یا صحبت‌های تو را گوش می‌دهند که تبدیل به یک دروغی بکنند و علیه تو تخریب کنند؛ خیلی گوش می‌دهند و به این منظور توجه می‌کنند و خیلی هم حرام می‌خورند: «أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ»، «سُّحْتِ» «مال حرام» و حالا چون آن‌ها سخنان دروغ را جمع‌آوری کرده‌اند و به دوستان‌شان از یهودیان رسانده‌اند (این یکی، دروغ به صورت کلی) و یا اینکه به منظور دروغ درآوردن، کم و زیاد کردن صحبت پیامبر صل الله علیه و سلم اینجا گوش می‌دهند، یک چیزی (دروغ‌هایی) از خودشان رویش می‌گذارند و برای دوستان پشت صحنه‌شان ارسال می‌کنند که دارند برایشان جاسوسی می‌کنند، در خدمت آن‌ها هستند، آن‌ها هم برایشان لقمه می‌اندازند و خیلی راحت آن لقمه‌های حرام را می‌خورند، به آن‌ها موقعیت می‌دهند، پست و مقام می‌دهند، ریاست می‌دهند و راحت آن مقام‌ها را و آن مسئولیت‌ها را می‌پذیرند و خیلی زیاد و راحت حرام می‌خورند؛ هم خوردن واقعی و هم استفاده کردن از موقعیت‌ها: «أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ»، «فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ» ای پیامبر! اگر نزد تو آمدند پس تو بین‌شان قضاوت بکن یا که از آن‌ها رو بگردان؛ تو آزادی، آن‌ها پیش تو می‌آیند برای خبرچینی، برای اینکه یک دستاویزی از تو گیرشان بیاید. با آن دل ناپاک‌شان پیش تو می‌آیند، تو هم این‌ها را می‌فهمی حالا با خودت است، یا بین‌شان قضاوت بکن یعنی جواب سوال‌هایشان را بده چون می‌خواهند از لا‌به‌لای جواب‌هایی که می‌دهی آنچه که به نفع خودشان است دربیاورند، استنباط کنند یا دنبال جواب دلخواه‌شان از زبان تو هستند یا بین‌شان قضاوت کن جواب‌شان را بده یا اینکه جواب‌شان را نده ول‌شان کن. «وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا» تو اگر از آن‌ها رو بگردانی، جواب‌شان را ندهی، آن‌ها هیچ ضرری به تو نمی‌رسانند، نترس، اینکه کار خاصی انجام بدهند، هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند. «وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ» ولی اگر جواب‌شان را دادی، بین‌شان قضاوت کردی که در آن صورت عادلانه جواب‌شان را بده، قضاوت کن که الله آدم‌های عادل را دوست دارد. خیلی سنگین است وقتی که آدم متوجه است که آن آمده برای سوء‌استفاده، اصلاً منظورش علم و پرسش نیست فقط منظورش خودخواهی است، فقط منظورش اذیت است و حالا با این وجود عادلانه با او برخورد کن و جوابش را خوب و با عدالت بده که خدا این خصلت را دوست دارد.

«وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا أُولَٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ»(مائده/۴۳)

چطوری تو را به حکمیت می‌گیرند در حالی که نزد خودشان تورات است؟ در آن (تورات) حکم الله نهفته است، ولی بعد از آن، آن‌ها باز هم به همان تورات خودشان پشت می‌کنند، اصلاً آن‌ها مؤمن نیستند.

«وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ» چطوری تو را به حکمیت می‌گیرند در حالی که نزد خودشان تورات است. «فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ» در آن تورات حکم الله نهفته است. «ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ» ولی بعد از آن، آن‌ها باز هم به همان تورات خودشان پشت می‌کنند، اصلاً آن‌ها مؤمن نیستند، کتاب خودشان را هم قبول ندارند، پیامبر موسی را قبول ندارند که تورات کنارشان هست و چون در تورات چیزی نوشته که دوست ندارند، باب میل‌شان نیست، تورات را ول کردند، حالا نزد تو آمدند و از تو می‌خواهند که جواب سوال‌شان را بدهی، چطوری آن‌ها این کار را می‌کنند! و بحث، الآن که خیلی بحث داغی است  (از دو صفحه قبل شروع شد) که در دین یهودیت قتل دو نفر جایز بود: یکی کسی که مرتکب قتل شده: «مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ» و دوم کسی که مرتکب فساد شده: «أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ» و فساد در زمین اولی‌ٰترینش زنای شخص متأهل شد. آخرین آیه‌ی صفحه‌ی قبل باز فرمود که آن‌ها می‌آیند مفاهیم را تحریف می‌کنند «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ»، جابه‌جا می‌کنند، چیزی که خدا واجب کرده ساقط می‌کنند، چیزی که هست می‌گویند نیست و بعد از آن می‌گویند که: «پیش این شخص (پیش پیامبر) بروید اگر به شما این جواب را داد بپذیرید ولی اگر گفت که باید آن شخصی که زنا کرده سنگسار شود ول کنید، نپذیرید.» و الآن برای همین حکمِ زنا آمده‌اند چون باز هم بنا بر روایت صحيح بخاری و مسلم که در همین قسمت، زنایی رخ داده بود دو تا شخص یهودی، مرد و زن شریف، از اشراف‌زاده‌ها زنا کرده بودند و الآن دنبال راهی می‌گشتند که آن‌ها سنگسار نشوند و الآن پیش پیغمبر آمدند، الآن می‌گوید که آن‌ها چطور پیش تو آمدند در حالی که تورات دارند؟ در آن تورات حکم خدا نوشته که این دو نفر باید کشته شوند، واضح نوشته شده و این کشتنِ بحثِ زناکار، کشتن شخص زناکار، هم در تورات است و هم در انجیل که در ادامه‌ی تورات است و نقض نشده و در آنجا قشنگ در کتاب مقدس یهودیان باب تثنیه از آیات بیست‌ودو به بعد می‌آید که وقتی دو نفر متأهل با هم زنا می‌کنند هر دو نفرشان را بکشید، اگر دختری در داخل محدوده‌ی شهر زنا بکند، دختر را هم بکشید اگر نامزد دارد، چرا که در محدوده‌ی شهر می‌توانست داد بزند و کمک بخواهد، کمک نخواسته پس او را بکشید، مرد هم بکشید چون  دختری که نامزد دارد آبرویش را برده، حیثیتش را برده. اگر در خارج از محدوده‌ی شهر است و طرف نامزد دارد دختر را نکشید، مرد را بکشید، تعرض کرده به دختری که نامزد دارد، دختر را نکشید چون آنجا در صحرا خارج از شهر کسی نبوده که کمکش کند به دادش برسد ولی اگر ( این‌ها همه‌اش آیات تورات است «فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ»، «وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ» این‌ها در تورات است و اشاره به این آیات دارد) و اگر آن دختر نامزد ندارد و شخصی وقتی او را اغوا می‌کند، باید آن مرد به پدر دختر پنجاه نقره پرداخت کند و مجبور است که با آن دختر ازدواج بکند و حق طلاق هم ندارد قشنگ این‌ها همه‌ حکم خدا در تورات است و دارند، کنارشان بود، با این وجود تورات را ول کردند چون انگار اصلاً مؤمن به تورات نیستند و پیش تو آمدند «وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ»

«إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ»(مائده/٤٤)

بدون شک که ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است، پیغمبران به همین حکم می‌کردند؛ پیغمبرانی که سراسر تسلیم الله بودند، حکم می‌کردند برای کسانی که یهودی بودند و همچنین انسان‌های ربانی و عالمان یهودی چون آن‌ها مکلّف بودند کتاب الله را از آن حفظ کنند و خودشان هم بر آن حکم شاهد بودند. شما از مردم نترسید و فقط از من بترسید و شما آیات من را به بهای اندک نفروشید، و کسی که قضاوت نکند به آنچه که الله نازل کرده پس همانا آن‌ها کافرانند.

«إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ» بدون شک که ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است. این احکام که بیان شده، هدایت در آن است و نور در این احکام نهفته است چون مسیر درست زندگی را نشان می‌دهد؛ همين بحث سنگسار خب اینجا یک توقف کوتاهی برای اینکه متوجه اهمیت این آیات، و این آیات چه مسأله‌ای را می‌خواهد الآن بیان کند، انتقال بدهد به فهم و قلب شخص خواننده اینجا توجه داشته باشیم؛ در بحث سنگسار شدن شخص زانی محصن یعنی ازدواج کرده، خب از آنجا شروع بکنیم که الله آفرینش را آغاز کرده و حکمت این است که از آفریده شده‌هایش دفاع بکند، از آن‌ها محافظت بکند از جمله حیوانات و انسان‌ها که آن‌ها را آفریده برای محافظت از آن‌ها آب و غذا برای‌شان قرار داده که زندگی کنند چون آفریده، باید حفظ شوند و یکسری چیزهایی آن‌ها را تلف می‌کند از بین می‌برد باید آن چیزهایی که حیوان یا انسان را بی جهت به قتل می‌رساند، از بین می‌برد، الله که آن‌ها را آفریده باید دفاع کند، حمایت کند به همین خاطر قتل، کسی که دست به قتل زد دارد مخلوقات الله را می‌کشد و این شخص باید کشته شود حتی اگر حیوانات راذهم به قتل برساند این شخص جهنمی است، گنهکار است چون الله حیوانات را هم آفریده باید از آن‌ها حمایت بکند؛ این قتل، واضح است چون دارد مستقیم می‌کشد. بحث زنا باز کشتن انسان‌ها است ولی مستقیم و غیر مستقیم در زنا نهفته است چون وقتی که زنا انجام شود، مرد وقتی دروازه‌ی زنا را می‌بیند دیگر به طرف ازدواج نمی‌رود، همان طور که مرد اگر دروازه‌ی دزدی دید به سمت کار نمی‌رود پس دروازه‌ی دزدی را می‌بندد تا دروازه‌ی کار باز شود، دروازه‌ی زنا را می‌بندد تا دروازه‌ی خانواده و ازدواج باز شود و اگر دروازه‌ی زنا باز باشد زن هیچ انگیزه‌ای برای تولد انسان ندارد چون زن در ایام بارداری، وضع حمل، بعد از آن… هم خودش هم بچه‌اش نیاز به سرپرستی دارد و چون می‌فهمد این زنا است و بعد از زنا آن مرد کنارش نمی‌ماند، هیچ انگیزه‌ای برای بچه‌دار شدن ندارد و این کاهش نسل انسان به صورت غیر مستقیم است، قتل انسان به صورت غیر مستقیم است که این جنایت را هم مرد و هم زن دارد انجام می‌دهد با همکاری هم این جنایت را انجام می‌دهند و وقتی که زن اگر باردار شد چون مرد بعد از آن در کنارش نیست ترجیح می‌دهد که سقط کند و این خودش قتل است و وقتی که مادرانی سقط نکردند، بچه را متولد کردند، او را سر راه قرار می‌دهند چون ترجیح می‌دهد که آن بچه در کنارش نباشد؛ هم برای حیثیتش و هم برای مشکلاتی که در آینده خواهد داشت با بچه‌ای که پدری بالای سرش نیست و سرپرست ندارد، ترجیح می‌دهد سر راه بگذارد که یا کشته می‌شود، تلف می‌شود یا اینکه آن شخص ناقص و با مشکلات فراوان روحی بزرگ می‌شود و امکان دارد همان شخص دست به جنایت‌ها و خودکشی‌ها و خیلی کارهای دیگر بزند، و همه‌ی این‌ها در زنا نهفته است پس اگر شخص زانی کشته می‌شود تا این همه آدم کشته نشوند، اگر شخص قاتل کشته می‌شود تا آدم‌های بعدی کشته نشوند و حالا می‌فرماید که ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور است.» این اثرِ بی رحمی نیست، اتفاقاً از سر رحم به مخلوقات است، از سرِ رحم و حفظ انسان‌ها و حفظ کرامت انسان‌ها است که الله این حکم را گذاشته که آدم‌های دانا و اهل توجه و تأمل این‌ها را می‌فهمند. «يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ» که به همین هدایت و نور، به همین احکام، همين بحث قاتل، همين بحث زناکار که باید کشته شود، می‌فرماید که: «يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ» پیغمبران به همین حکم می‌کردند، «الَّذِينَ أَسْلَمُواْ» پیغمبرانی که سراسر تسلیم الله بودند چون همه‌ی پیغمبران مسلمان بودند و همه‌ی امت‌ها، پیروان ادیان آسمانی همه‌ آن‌ها مسلمان بودند، «لِلَّذِينَ هَادُواْ» حکم می‌کردند برای کسانی که یهودی بودند، پیغمبران برای یهودیان همین حکمِ کشتن شخص زناکار را می‌دادند، «وَالرَّبَّانِيُّونَ» و همچنین انسان‌های ربانی، انسان‌های متعهد و پرورش یافته، کمال یافته، کسی که روحش را و درونش را پاک کرده، خدایی کرده «الرَّبَّانِيُّونَ»، آن‌ها هم به همین حکم کشته شدن شخص زناکار حکم کرده‌اند، «وَالأَحْبَارُ» و عالمان یهودی، احبار جمع حبر یعنی عالم، دانا، دانشمند و دانشمندان یهودی هم به همین حکمِ کشته شدن شخص زناکار حکم کرده‌اند، «بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ» چرا حکم کرده‌اند؟ چون آن‌ها مکلف بودند کتاب الله را از آن حفظ کنند و چون می‌خواستند کتاب الله در زندگی حفظ شود و این حکم الله بود پس حکم دادند که باید شخص زناکار متأهل کشته شود «بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللَّهِ»، «وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء» و خودشان هم بر آن حکم شاهد بودند، گواهی می‌دادند بر این حکم الله که باید انجام شود. «فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ» انجام این حکم سخت است، ترس دارد، تهدید دارد، سختی دارد، شما از مردم نترسید: «فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ» پس شما برای انجام این حکم، ای پیغمبران! ای ربانیون! ای احبار! و ای شما مسلمان‌ها! شما برای اجرای حکم الله از مردم نترسید، «وَاخْشَوْنِ» و فقط از من بترسید، «وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً» و شما آیات من را به بهای اندک نفروشید که شخصیتتان پایین نیاید، که موقعیت‌ها را از دست ندهید، که روی شما اعتراض نکنند، آیات من را به بهای اندک دنیا نفروشید، «وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» و کسی که قضاوت نکند، حکم نکند به آنچه که الله نازل کرده پس همانا آن‌ها کافرانند؛ کسی که حکم نکند که جزای شخص زناکار قتل است، رَجم است، کسی که حکم نکند پس آن‌ها کافران هستند از اهل کتاب، کافرند کسی که این حکم نکند و در ادامه‌ی آن مسلمان‌ها، و کسی که حکم نمی‌کند یعنی کسی که آن را به عنوان حکم درست الله قبول ندارد، کسی که معتقد باشد این حکم اشتباه است یا برای زمانی بوده یا به درد نمی‌خورد یا این حکم در آن فساد است، مناسب نیست، کسی که بگوید این حکم مناسب نیست این به آنچه که الله نازل کرده کافر شده است.

«وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»(مائده/۴۵)

و ما بر آن‌ها در همان تورات نوشتیم که نفس به ازای نفس، و چشم در مقابل چشم، و بینی در مقابل بینی، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان، و زخم‌ها قصاص دارد، پس کسی که از آن گذشت کند پس همان کفاره‌ای برایش است و کسی که حکم نکند به آنچه که الله نازل کرده پس همانا که آن‌ها همان ظالمان هستند.

«وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ» و باز، ما بر آن‌ها نوشتیم در همان تورات، کتاب یهودیان، در آن نوشتیم که: نفس به ازای نفس؛ کسی، کسی را کشت کشته می‌شود، شخصی زنی بکشد کشته می‌شود یا مردی را بکشد کشته می‌شود، خواه مرد باشد یا زن، کسی را کشت، کشته می‌شود «وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ» و چشم در مقابل چشم؛ کور کرد، چشمش کور می‌شود و بینی در مقابل بینی؛ بینی کسی را قطع کرد بینی‌اش باید قطع شود «وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ» و گوش در برابر گوش؛ قطع کرد قطع می‌شود «وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ» و دندان در برابر دندان؛ دندانی خرد کرد دندانش باید خرد شود، «وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ» و زخم‌ها قصاص دارد؛ چه اندازه زخم وارد کرده؟ عمقش، مقدارش، قطرش… به همان اندازه قصاص می‌شود این احکام بود که در تورات، الله نوشته و در ادامه‌ی آن برای خودمان مسلمان‌ها چون در ادامه هم می‌آید که برای شما هم است و وقتی که حکم قبلی عوض نشده، تغییر نکرده، همان حکم در دین خدا، در ادیان بعدی ادامه دارد. «فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ» پس کسی که گذشت کند از آن، عفو کند از آن، پس همان کفاره‌ای برایش است؛ آن کسی که در حقش اين ظلم انجام شده، کشته شده از خانواده‌اش یا چشمی، گوشی، بینی‌ای، زخمی… و بعد از آن شخص جانی گذشت می‌کند، عفوش می‌کند، می‌فرماید که: «این کفّاره‌ی آن شخص است.» یعنی سبب بخشیده شدن گناهان شخص (آن شخصی که بخشیده) می‌شود و هم سبب بخشیده شدن آن شخص جانی می‌شود چون این بخشیده، پس دیگر بخشیده می‌شود و این احکام بر او جاری نمی‌شود، برایش همین کفاره می‌شود. «وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و کسی که حکم نکند به آنچه که الله نازل کرده پس همانا که آن‌ها همان ظالمان هستند که دارند ظلم می‌کنند و حالا این احکام که اینجا بیان فرموده: نفس در برابر نفس، چشم، گوش، بینی و همه‌ی این‌ها که وجود دارد، در مجازات اسلامی هم وجود دارد، بین تمام ادیان گذشته، مسیحیان، یهودیان هم وجود داشته، این هم نکته‌ای که این احکام یک: برای حفظ انسان است و دوم: برای حفظ اخلاق بین انسان‌ها است یا حفظ انسان از کشته شدن؛ به مثل قتل، به مثل زنا، چرا آن بود؟ تا انسان حفظ شود. از احکام دیگر که هست به مثل همین قصاص‌ها، گوش، بینی و چیزهای دیگر، این مجازات‌ها برای این است که کسی در حق کسی دیگر تعرض نکند و اخلاق نگه داشته شود، کسی نباید از روی خشم برخورد فیزیکی کند، این جرأت نداشته باشد چون می‌فهمد اگر زد باید بخورد، اگر شکست باید دندانش هم بشکند، اگر بُرید باید گوش خودش هم مثلاً بریده شود و برای اینکه قدرت کنترل‌گری برای حفظ اخلاق و امنیت بین انسان‌ها بالا برود الله این احکام را گذاشته که باز به همان برمی‌گردد؛ الله آفریده و دارد از آن‌ها (از وجودشان و از آرامش‌شان) محافظت می‌کند.