سوره فاتحه + مقدمه
صفحه 1 / جز 1 / آیات 7

سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه ۲۹۳ / جزء ۱۵ / آیه ۱۰۵ الی ۱۱۱

 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی ​  پرسش و پاسخ صفحه

تلاوت این صفحه:



صفحه ۲۹۳

وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ ۗ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا»(اسرا/۱۰۵)

و ما آن را به حق نازل کرده‌ایم و به حق هم نازل شد و ما تو را نفرستادیم جز بشارت‌دهنده و انذار‌دهنده باشی.

صفحه پایانی سوره مبارکه اسراء است این سوره خیلی از قسمت‌هایش در مورد قرآن بود و حقانیت قرآن، بزرگی قرآن، و از آن‌طرف مخالفینی که برای پذیرش قرآن بهانه می‌آوردند؛ تو اگر برای ما نمی‌دانم از آسمان نامه بیاوری، اگر برای ما رودخانه‌ها ایجاد کنی و فلان ماه، به تو ایمان می‌آوریم و این قرآنی که سراسر رحمت برای همه جهانیان هست ولی آن‌ها همچنین موضعی در قبال قرآن می‌گیرند چون نمی‌خواهند که منافع و لذات و شهوات‌شان را از دست بدهند یک سری انگیزه‌های پنهان، باعث نپذیرفتن قرآن شده، حالا در مورد قرآن می‌گوید، می‌فرماید که: «وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ» و ما به حق آن را نازل کرده‌ایم یعنی آنچه که در این قرآن آمده همه‌ی آن‌ها حقیقت‌اند، این قرآن در مورد هرچیز حرف می‌زند حقیقت است، یعنی شما حقیقت را بپذیرید. یعنی اگر در مورد خدا صحبت می‌کند حقیقت را می‌گوید، اگر در مورد آینده انسان می‌گوید، خوشبختی انسان و مسیری که یک انسان به خوشبختی می‌رسد مسیرهایی را معرفی می‌کند که حقیقت است در مورد رفتاری که با پدر و مادر بیان می‌کند، رفتاری که در معاملات، در خانواده و در سراسر زندگی برای انسان معرفی می‌کند حقیقت را می‌گوید یعنی واقعیت دارد یعنی آن‌ها داخلش یک ارزش‌هایی است که انسان‌ها به آن ارزش‌ها نیاز دارند  و به همین خاطرهم اصلاً نازل شده «وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ» از آن طرف این از بالا که نازل شده و بعد «وَبِالْحَقِّ نَزَلَ» و به حق هم نازل شد یعنی هیچ دخل و تصرفی در آن شکل نگرفت نه از جانب جبرئیل، نه از جانب پیامبر و نه از جانب هیچ انس و جنی در این قرآن دستی برده نشد و کاملاً به حق هم نازل شد و به سرانجام رسید و در دسترس آدمیان قرار گرفت. و تو ای پیامبر! «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ» تو را نفرستادیم جز اینکه بشارت دهنده و انذار‌دهنده باشی نقش تو این است، قرآن دستت دادیم که به مردم برسانی و مردم را تشویق کنی«مُبَشِّرًا» به آن‌ها انگیزه بدهی، اگر به این قرآن عمل بکنند به آن‌ها خوش خبری بدهی، مژده بدهی، نوید بدهی، کار تو این است که آن‌ها را (انسان‌های خوب را) امیدوار کنی، «وَنَذِيرًا» و از آن طرف کسانی که مشکل پیدا می‌کنند و ظلم و ستم و کارهای دیگر انجام میدهند که در شایستگی انسان نیست به آن‌ها انذار بدهی، هشدار بدهی، تذکر بدهی، نقش تو هم در قبال این قرآن به نسبت مردم این است.

«وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا»(اسرا/۱۰۶)

و قرآنی که ما آن‌را را بخش بخش، قسمت قسمت، قرارش دادیم تا آن‌ را را بر مردم در فاصله زمانی بخوانی و آن را ما اندک اندک، نازلش کردیم. 

در مورد قرآن می‌فرماید: «وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ»ذاین قرآن است، خواندنی است که خوانده می‌شود. «فَرَقْنَاهُ» از فرق است، یعنی ما آن را بخش‌‌بخش کردیم، تقسیمش کردیم، یعنی مجزا کردیم، یکجا نازل نشده، آن را بخش‌ بخشش کردیم، «لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُكْثٍ» دلیلش چه هست که ما قرآن را یکجا و یکباره نازل نکردیم، طولش دادیم برای نزول قرآن، زمان گذاشتیم برای نزول قرآن، تا اینکه تو بر مردم بخوانی؛ «عَلَىٰ مُكْثٍ» «مُكْثٍ» یعنی وقفه با فاصله، یعنی اندک اندک، تو وقت داشته باشی و به مردم این قرآن را بخوانی چون انسان ذهنش به گونه‌ای هست که برای درک یک مسئله خصوصاً آن مسئله اگر جدید باشد نیاز به زمان دارد؛ هم برای شنیدنش، هم برای مرورش، برای حفظ کردنش، برای به ذهن سپردنش، برای تفکرش و بالاخره برای حجمش، انسان ذاتش اینجوری است که نیاز به زمان دارد وحتی این‌ که برایش ثابت شود که آن قرآن حقیقت است، باید تجربه کند، آزمون و خطا، داشته باشد، آن را با روش‌های دیگر مقایسه کند با با برنامه‌های دیگر مقایسه کند و در زندگی و با تجربه بفهمد که این قرآن حقیقت است به همین خاطر می‌فرماید که؛ «ما قرآن را بخش‌ بخش، اندک‌ اندک، سوره سوره، آیه به آیه، نازل کردیم. تا تو در فاصله زمانی برای مردم بخوانی، تلاوت بکنی و مردم خرده خورده آن را دریافت کنند.» «وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا» و ما آن را نازل کردیم یک نازل کردنی، نزولی که از جانب ما بوده و به صورت تدریجی ما آن را نازلش کردیم.

«قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا ۚ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا»(اسرا/۱۰۷)

بگو: به او ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید بدون شک کسانی که قبل از آن به آن‌ها علم داده شده زمانی که بر آن‌ها قرآن تلاوت شود بر چهره سجده کنان بر زمین می‌افتند.

حالا شما این قرآن با این عظمتش و به این شکلی که نازل شده و انسان‌ها را لحاظ کرده تا هرچه بیشتر مردم از این قرآن بهره بگیرند.چ اما ای شماهایی که این قرآن را به هزار انگیزه دیگر نمی‌پذیرید حالا می‌فرماید: که «قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا» یکسان است به آن ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید دست خودتان است، اختیار دارید که ایمان بیاورید یا نیاورید برای خدا فرقی ندارد و شما ضرری به خدا نمی‌توانید برسانید با خودتان است تصمیم بگیرید ولی بدانید؛ ای پیامبر! به آن‌ها بگو: که کسانی که اهل دانش هستند «إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ» به آن‌ها علم داده شده، علم حقیقت کتاب‌های آسمانی، علم اخلاق، علم انسان، به آن‌ها علم داده شده حالا از کتاب‌های آسمانی گذشته، دانش دارند و یا اینکه در حوزه تجربی، در حوزه مخلوقات و این هستی پژوهش کردند و به خیلی آثار پیچیده و مهم و علمی دست یافتند آن‌ها وقتی که دانشمندند، دارای علم هستند و قبل از اینکه این قرآن را مطالعه کنند یک سری دانش‌های دیگر داشته‌اند، می‌فرماید:  آن‌ها وقتی که برای‌شان قرآن (قرآن با عظمت) تلاوت شود این «يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا» فرود می‌افتند با صورت‌های‌شان «لِلْأَذْقَانِ» یعنی چانه، که یک تعبیری هست دارد بیان می‌کند، یک جمله بلاغی هست که آن شخص کاملاً با چهره پایین می‌آید، «يَخِرُّونَ» می‌آید پایین می‌افتد، «سُجَّدًا» سجده کنان روی زمین می‌افتد، یعنی از صمیم قلب می‌فهمد که این قرآن یعنی چه و سر تسلیم را فرود می‌آورد در پیشگاه عظمت این قرآن، آن‌هایی که علم دارند یعنی سرشان به تن‌شان می‌ارزد آدم‌های با ارزش و دانایی هستند تعاملشان با قرآن اینجوری است یعنی اینجوری تحت تأثیر قرآن قرار می‌گیرند، و به حقیقت قرآن پی می‌برند. حالا شما نمی‌خواهید ایمان بیاورید بفرمایید: ایمان نیاورید، چه کسی ضرر می‌کند؟ خودتان این نعمت بزرگ را از دست می‌دهید و خودتان را بیچاره می‌کنید دنیا و آخرتتان را از دست می‌دید.

«وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا»)اسرا/۱۰۸)

و می‌گویند: «پاک و منزه است پروردگار ما بدون شک وعده پروردگار ما قطعاً که انجام شدنی است.»

می‌گویند: آن از عمل‌شان بود؛ از بدنشان که ناخودآگاه در پیشگاه قرآن سر تعظیم فرود می‌آورند، بر چهره سجده کنان می‌افتند (آن هم در عمل)، اما در گفتار؛ گفتار هم، در موازات عمل هم اینجوری می‌‌گویند یعنی این کار را از صمیم قلب انجام می‌دهند، فیلم نیست، بازی نیست، تصنعی نیست، زبانًا هم می‌گویند که پروردگار ما پاک و منزه است یعنی از تعجب و از عظمتی که از آیات قرآن و مفاهیم قرآن دریافت می‌کنند، درک می‌کنند به عظمت الله پی می‌برند و می‌گویند که پروردگار ما پاک و منزه است. الله اکبر! سبحان الله! که چه نازل کرده این قرآن، اینجوری تحت تاثیر آیات شگفت انگیز قرآن قرار می‌گیرند و می‌گویند که شکی نیست (إِنْ اینجا به معنای إِنَّ است.) شکی نیست که وعده‌ی پروردگار ما قطعاً شدنی است، انجام می‌شود، صددرصدی است فرموده که من قرآن را نازل می‌کنم، کتاب‌های قبلی را هم نازل کردم واقعاً که این وعده‌اش به حق بوده و فرموده که این قرآن را برای رحمت برای شما نازل کردم خوشبختی شما را در این قرآن گذاشتم وقتی که آن معانی قرآن را درک می‌کنند از صمیم قلب می‌گویند که واقعاً حرف‌های پروردگار ما و وعده‌های پروردگار ما حق است و همه‌ی آن‌ها را داریم می‌بینیم که دارد تحقق پیدا می‌کند. هرچیز بیشتر داریم می‌فهمیم بیشتر به صداقت وعده پروردگار داریم پی می‌بریم و از صمیم قلب این را اظهار می‌کنند.

«وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا»(اسرا/۱۰۹)

و بر چهره‌های‌شان می‌افتند، گریه می‌کنند و تواضع‌شان بیشتر می‌شود.

این انسان‌های دانا و دانشمند که البته از زمان خود نزول قرآن به فراوانی دانشمندان بزرگ و و سرشناس، مشهور از همان زمان‌ با شنیدن قرآن و تحت تأثیر قرآن ایمان آورده بودند در زمان نزول قرآن تا به حال هم هیچ سالی نیست که در آن افراد سرشناس و دانا و دانشمند به قرآن ایمان نیاورده باشند، دائماً این افراد متوجه عظمت قرآن می‌شوند و اینجوری نظرشان را در مورد قرآن بیان می‌کنند؛ خیلی‌ از آنان کتاب می‌نویسند و خیلی‌ها به شیوه‌های مختلف تاثیرات قرآن را بیان می‌کنند و امکان دارد افرادی هم بیان نکنند در سطح عمومی و به گوش دیگران نرسد. منتهی آن انسان‌های دانا «وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ» می‌‌افتند بر چهره یعنی هیبت و جلالت الله را درک می‌کنند و واقعا هم در این عالم هستی حقیقت عظمت و جلالت الله وجود دارد و فقط هم، همین عظمت و جلالت وجود دارد و غیر از آن هیچ احدی نیست که اینجوری در این عالم بر دل بندگان با اخلاص و بدون ریا، انسان‌های وارسته، اینجوری در آن‌ها نفوذ کند، به مثل قرآن هیچ کتابی نیست که آن‌ها را تحت تأثیر قرار بدهد. «وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ» می‌فرماید: می‌افتند بر چهره‌ها «يَخِرُّونَ» چیزی که از بلندی به پایین سقوط می‌کند، می‌افتند بر چهره‌، «يَبْكُونَ» و گریه می‌کنند فعل مضارع است. این بارها در هر سال در عمرشان این صحنه تکرار می‌شود اینجوری در مقابل قرآن و گریه می‌کنند «وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا» وخشوع‌شان اضافه می‌شود، تواضع‌شان به نسبت الله اضافه می‌شود و قلبشان به نسبت الله پر از هیبت و عظمت و جلالت می‌شود، این تأثیر را از قرآن می‌گیرند. می‌فرماید که شما می‌خواهید ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید آن آدم‌ها این کار را انجام می‌دهند در قبال قرآن، و قرآن این کار را با آن‌ها می‌کند اینجور آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و زندگی‌‌شان را متحول می‌کند، شما ایمان می‌خواهید بیاورید یا نیاورید یعنی بنشینید درست فکر کنید، آیا تصمیم درستی دارید می‌گیرید که اینجوری درمقابل قرآن موضع گرفتید! بیشتر فکر کنید، دارد آن‌ها را به تفکر وادار می‌کند.

«قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا»(اسرا/۱۱۰)

بگو: الله را، یا رحمن را فرا بخوانید هر کدام را که فرا بخوانید پس برای او نیکوترین اسم‌ها است و تو صدایت را موقع نیایش بالا نبر و آن‌ را هم کاملاً آهسته و پایین مساز و بین این دوتا راهی را برگزین.  

می‌فرماید: این الله که صاحب این قرآن است، نازل کننده این قرآن است، حالا تو الله را فرا بخوان در کل زندگیت «ادْعُوا اللَّهَ» برای عبادت صدا بزن، برای دعا، برای پرستش، الله را دعا کن، الله را بخواه یا که رحمن را بخواه، رحمن را صدا بزن، فرقی ندارد یعنی کل این هستی درست است که الله آفریده که اسم ذات الله است ولی کل هستی را بر اساس رحمت آفریده  و همه چیز دارد از رحمتش می‌جوشد کل این هستی و وجود و همین قرآن هم سراسر از رحمت الله جوشیده که برای بندگانش نازل کرده یعنی همه چیز رحمت الله است و آنقدر این رحمت الله بزرگ است، مهم است که فرقی ندارد چه خود ذات الله را صدا بزنی یا اسم رحمان را صدا بزنی چون همه چیز بر اساس رحمت است، به قد اسم ذات الله، رحمان ارزش دارد و بزرگ است تفاوتی ندارد، می‌خواهی این را صدا بزن الله را  می‌خواهی رحمان را بگو و البته همه چیز از رحمت الله احکام و تکالیفی هم که الله در قرآن گذاشته، راهنمایی‌هایی هم که کرده برای انسان‌ها در قرآن هم بر اساس رحمت قرار داده یعنی اگر تفسیری شود آیه‌ای یا چیزی مطلبی در دین اسلام که وقتی توجه شود منشأش رحمت نیست و رحمت در آن یافت نشود آن از الله نیست همه چیز بر اساس رحمت الله سرچشمه گرفته، جاهایی امکان دارد ما متوجه نشویم ولی همه چیز منبع و منشأش رحمت الله است به همین خاطر تفاوتی ندارد الله را صدا بزن یا رحمان را، رحمان جای الله می‌گیرد اینقدر رحمت الله بزرگ و اصل است. «أَيًّا مَا تَدْعُوا» هر کدام که تو فرا بخوانی، یعنی هر زمان به هر نیازی که تو الله را فرا بخونی یعنی اگر تو بخشندگی را می‌خواهی و نیاز داری که الله را از جهت بخشندگیش صدا بزنی«فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ» پس الله دارای بهترین اسم‌هاست بخشش او را صدا بزن، عفو بودن او را صدا بزن، غفور بودن او راصدا بزن، اگر در مشکلی گیر کردی و دنبال صفتی هستی که مشکلت حل شود اسم‌های دیگر هست آن اسم‌ها را صدا بزن مثلا فتاح را صدا بزن، اگر از کسی ناراحتی، کسی به تو ظلم کرده و خدا را برای یاری خودت می‌خواهی جبار بودن و قهار بودن خدا را صدا بزن و هرچه «أَيًّا مَا  تَدْعُوا» هر چه که تو نیازت می‌افتد که الله را از آن جهت فرا بخوانی، ةوالان نیاز داری، الله اسماء حسنی دارد از هر زاویه‌ای بهترین اسم‌ها را دارد. الحسنی افعل تفضیل است یعنی شاید شبیه آن صفت، کسی دیگر هم داشته باشد ولی صفت الله از صفت تمام کسان دیگر بهتر، زیباتر و بزرگتر هست تو آن‌ها راصدا بزن «وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ» حالا تو می‌خواهی نیایش کنی؛ دعا باشد یا نماز خواندن باشد تو می‌خواهی الله را صدا بزنی می‌فرماید که: «وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ» صدایت را بالا نبر، داد نزن چون صدا بالا بردن خودش مخل تمرکز انسان می‌شود و بر انسان دغدغه ایجاد می‌شود، باعث حواس پرتی می‌شود، صدایت را خیلی بالا نبر و لازم نیست که هی خودنمایی کنی، به گوش دیگران برسانی و به نسبت دیگران، جلب توجه کنی صدایت را بالا نبر «وَلَا تُخَافِتْ بِهَا» و آن‌قدر هم پایین و آهسته نگو که اصلاً ناخودآگاه فقط لب‌ها حرکت می‌کند که خودت هم متوجه نیستی چه می‌گویی آن چنان هم مکن. یک سری چیزهایی هست که از قلب انسان نشأت می‌گیرد آیات قبل  بیان فرمود که: گریه کنان به سجده می‌افتند ولی برای رسیدن به آن درجه یک سری لوازماتی هست، ظاهرهایی هست که آن ظواهر اگر رعایت نشود امکان دارد کار انسان به نتیجه نرسد، تأثیر خودش را نگذارد قرآن حالا دارد بیان می‌کند که آن ظاهرها هم مهم است و رعایتش کن، نه داد بزن که ذهنت پریشان شود و حواست پرت شود و نه هم هیچی، این کار را نکن «وَابْتَغِ بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا» بین دوتا خودت در پیش بگیر، راه وسط را بگو به گونه‌ای که خودت بشنوی. آرام‌ آرام بخوان، بگو، نیایش کن و خودت به صدای خودت گوش بده که صدا را بشنوی، کلماتت را بشنوی، کلمه به کلمه بشنوی؛ این راه تعادل را در پیش بگیر.

«وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ ۖ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا»(اسرا/۱۱۱)

و بگو: ستایش فقط برای الله، آن الله‌ای که نه فرزندی گرفته و نه هم در فرمانروایی برای او شریکی است و نه دوست و یاوری از روی ضعف دارد و او را به بزرگی چنان که  بایسته و شایسته هست یاد کن و او را در زندگی خودت نگه دار.

آخرین آیه، دارد آن‌چه که لازمه‌ی این سوره است، دارد آن چه که خروجی این هست که در پایان آن را در قلب خواننده می‌خواهد بگذارد می‌گوید: این را داشته باش همیشه حمد الله را بگو، الله را به پاکی ستایش کن، هر آنچه که تصور می‌کنی که الله آنجا انگار یک عیبی، یک کاری، یک چیزی که منفی هست به نسبت الله در ذهنت می‌آید الله را به پاکی یاد کن و بفهم که آن نقص و ضعف، تو در اشتباهی، درست ببینی متوجه می‌شوی که الله از تمام آن عیب و نقص‌ها پاک است حمد الله، ستایش الله را بگو، از الله  خوبی، به نیکی تعریف کن. الله‌ای که هیچ فرزندی ندارد این خوبی و ستایش به کسی دیگر بعد الله سرایت نده، الله هیچ فرزندی ندارد، هیچ کسی که مرتبط با الله باشد الله ندارد؛ نه از بین آدمیان کسی هست و نه غیر آدمیان، الله هیچ فرزندی ندارد این تعریف و پاکی و ستایش را فقط برای الله نگهدار  «وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ»  فرمانروایی تمام عالم هستی الله است، شریکی در این فرمانروایی ندارد، نه در ایجاد آن‌ها و نه در مدیریت آن‌ها، الله هیچ شریکی ندارد، فقط خودش است که همه چیز را آورده و دارد مدیریت می‌کند، فرمانروایی می‌کند، فرمانروای دیگر ندارد. «وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ» الله به کسی را به عنوان دوست و حامی و یاور هم ندارد، کسی نیاز نیست که الله را یاری برساند «مِنَ الذُّلِّ» که از سر ضعف باشد  که الله به کسی نیاز داشته باشد که کمکش کند، نه به مَلَکی نیازذدارد و نه به پیغمبری که الله را نصرت بدهد و کمکش بکند اگر آن‌ها کاری انجام می‌دهند دارند برای خودشان انجام  می‌دهند، الله بدون نیاز به آن‌ها هر کاری بخواهد انجام می‌دهد از سر ضعف نیست که کسی برای خدا کاری انجام میدهد، خدا نیازی به حامی و ناصر و پشتیبان ندارد «وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا» و آن چنان که به شایستگی و بایستگی الله باید بزرگ باشد آن‌گونه الله را بفهم، الله را بزرگ بفهم، بزرگ بشمار،  عظمتش و جلالت و هیبت الله در ذهننت نگذار پایین بیاید و کوچک شود، الله را بزرگ بشمار، همان‌طوری که حقیقت است، حق خدایی است و واقعا الله اینجوری است و بزرگ است، او را بزرگ بشمار، در ذهن و قلب خودت این را (بزرگی الله را) داشته باش و دائماً حواست به جلالت و بزرگی الله باشد و آن را برای دیگران هم بزرگ کن، الله را در ذهن و قلب آن‌ها هم بزرگ جلوه بده، به آن‌ها هم  توضیح بده که آن‌ها هم متوجه بزرگی الله و عظمتش شوند.

​