دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۷۲
«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ۚ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»(نحل/۴۳)
و ما قبل از تو نفرستادیم مگر مردانی (انسانهایی) که ما به سوی آنها وحی میکنیم پس شما از اهل دانش بپرسید اگر نمیدانید.
دارد از آمدن پیامبران بیان میکند، البته از اول سوره هم بیان فرمود، بعد آیاتی قبل باز دوباره در مورد ارسال پیامبران تکرار کرد و اینکه این کتاب، اگر از این مشرکان بپرسید نظرتان در مورد قرآن چیست؟ میگویند: «داستانها و اخبار گذشتگان هست.» و کلاً پیامبران و وحی را انکار میکنند، حالا در این آیه دارد بیان میکند که تو نفر اول نیستی، قبل از تو هم ما انسانهایی به عنوان فرستادیم، به آنها مأموریت دادیم و ما به سوی آنها وحی کردیم، آنها هم انسان بودند، اگر نمیدانید از اهل دانش بپرسید، «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْر»، «أَهْلَ الذِّكْر» یعنی اهل ذکر، اهل دانش، اهل تخصص، اهل تفحص، آن کسی که جستجو میکند، مطالعه میکند و الان به نسبت انسان، وحی و کتابهای آسمانی دانا شده، شما از آنها بپرسید اگر واقعاً نمیدانید و دارید ضابطه میدهید که آدم در کل زندگیاش هرچیزی که نمیداند از انسانهای متخصص بپرسد.
«بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ ۗ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(نحل/۴۴)
با دلیلهای روشن و نوشتهها و جزوات و کتابها، و ما به سوی تو ذکر را نازل کردیم تا برای مردم روشن بکنی که چه چیز به سوی آنها نازل شده و تا اینکه آنها تفکر کنند.
بعد از آن پیغمبران که به سوی آنها وحی شده و البته با دلیلهای روشن، «وَالزُّبُرِ» یعنی یادداشت میشود، در صفحاتی وقتی چیزی یادداشت بشود تا یک حالت جزوه مانند و تا یا کتابهای بزرگتر، کلاً «الزُّبُرِ» میشود یعنی چیزی که نوشته شده است، اگر یک چیزی از نظر حجم بیشتر باشد کتاب میشود و «الزُّبُرِ» جمع زبور و کوچکتر از کتاب است، ما به آن پیغمبران یادداشتهایی دادیم، جزواتی دادیم، کتابهایی دادیم و تو هم در ادامه آن پیغمبران، در ادامه آن کتابها، ما به سوی تو هم این ذکر را نازل کردیم، ذکر یعنی قرآن یعنی چیزی که در قسمت یادآوری به انسان کمک میکند، جنبه یادآوری دارد، انسان خیلی چیزها بلد است، هیچکس نیست که نفهمد خوبی چیز خوبی است، مورد پسند است و کسی نیست که نفهمد که آن بدیها چیز بدی است ولی باز از خوبی دست میکشند، کارهای بد را اکثریت انسانها انجام میدهند و این کتاب میآید آن چیزی که خودشان میدانند برایشان یادآوری میکند و از نظر فطرت، از نظر سرشت به آنها آشنایی دارند، این قرآن میآید برایشان آن قضیه را روشن میکند و برایشان یادآوری میشود، حالا میفرماید ما این قرآن به عنوان یادآوری کننده آن خوبیها به سوی تو فرستادیم تا تو هم برای مردم روشن بکنی، توضیح بدهی، به تفصیل بیان بکنی، خودت عمل بکنی، شرح بدهی که این چه کتابی هست، و حرف این کتاب چیست برای مردم توضیح بدهی که چه چیز به سویشان نازل شده و در قدم دوم، ما این کتاب را به سوی تو نازل کردیم که مردم هم در ادامه صحبتهای تو خودشان هم تفکر بکنند، بفهمند که چه چیزی برای آنها نازل شده، ارزش این کتاب چه چیزهایی است و خودشان برای زندگی خودشان یک تصمیم درستی، یک مسیر درستی انتخاب بکنند با تفکری که در این کتاب انجام میدهند.
«أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ»(نحل/۴۵)
آیا پس کسانی که دسیسه و نقشههای بد و خطرناک میکشند، خودشان را در امان میبینند از اینکه خداوند آنها را در زمین فرو ببرد یا اینکه عذابی بر سرشان بیاید به گونهای که تصورش هم نمیکردند.
بعد از به حساب یک اثبات قوی در مورد وحی و کتابهای آسمانی گذشته و این پیغمبر و آخرین کتابی که نازل شده، حالا کسانی که در فکر دسیسه هستند، برای مقابلهای با پیغمبران خدا، کتابهای خدا، قرآن، وحی و هزار دسیسه و ترفند مسائل شبهه و اینها پراکنی میکنند، میفرماید که: «آیا آنها که این کار را انجام میدهند، آن نقشههای شیطانی، نقشههای بد و سوء میریزند، آیا فکر نمیکنند که یک وقت شاید این کارشان دامنگیرشان بشود و آنها در همین دنیا نیست و نابود و بیچاره بشوند.» یعنی فکر نمیکنند که شاید خدا توسط همین زمین آنها را خَسف بکند، «يَخْسِفَ» یعنی اینکه در آن لایههای زیرین سطح زمین تغییراتی در آن ایجاد بشود و دچار فروپاشی بشود که لایه سطحی زمین هم فرو بپاشد، ریزش کند و آن شخص یا آن شهر، آبادی، کلاً داخل زمین فرو برود، میگوید: «آیا این احتمال را نمیدهند!» که البته فراوان در دنیا، در کشورهای مختلف همچین اتفاقاتی افتاده، همیشه بوده، در قرن خودمان، در این معاصر هم در کشورهای مختلف خسف و بلعیدن زمین اتفاق افتاده، فرو ریخته، یک شهری یا یک آبادی درون زمین سقوط کرده، میگوید: «آیا اصلاً یعنی یک ذره احتمال نمیدهند که همچین بلایی سرشان بیاید که چقدر هم آمده، خودشان را در امنیت کامل میبینند یا که عذابهای دیگر سراغشان بیاید به گونهای که اصلاً تصورش هم نمیکردند.» «حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ» فکرش را هم نمیکردند یکدفعه آن عذاب بیاید و عذاب گرفتارشان بکند، عذاب: هر چیزی که بر انسان باعث رنج و ناراحتی و مصیبت میشود که باز در اشکال مختلف برای انسانها، انواع گرفتاریها بر سرشان فرود آمده، میگوید: «آیا اینها اصلاً احتمال نمیدهند که خودشان به آن دچار بشوند! با خدا در افتادند!»
«أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ»(نحل/۴۶)
یا اینکه آنها را در رفت و آمدشان بگیرد پس آنها جایی نمیتوانند فرار بکنند.
«تَقَلُّبِهِمْ» برو بیا، رفت و آمد، یک وقتی امکان دارد یکی در سفر هست، در تجارت است یا کنار رودخانه تفریح رفته، زیر یک کوهی در طبیعت برای گردش با خانواده رفته، به هر شکل دارد یک حرکتی انجام میدهد، بازار رفته، برای اقتصاد رفته آیا احتمال نمیدهد در آن بروبیاهاشان که یکدفعه تمام بشوند، یکدفعه از طریق کوه، از طریق رودخانه، طبیعت و هر مسئله دیگر، تصادف به هر شکل و شیوهای دیگر، آنها تمام بشوند، از این دنیا بروند، احتمال نمیدهند، دنبال نقشه و مکر و دسیسه هستند، با خدا در افتادند، این همه اتفاقات بر سر انسانها دارد میافتد، این یکی فکر نمیکند که شاید بر سر خودش بیاید، کجا میخواهید بروید «فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِينَ» آن.ها که نمیتوانند در بروند اگر آن مسئله برایشان پیش آمد.
«أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَىٰ تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ» (نحل/۴۷)
یا آنها را با وجود ترس فراوان بگیرد که البته پروردگار شما قطعاً بسیار رئوف و رحیم است.
خب آیه قبل در مورد امنیت گفت، یکدفعه یک جایی دارد میرود و فکرش هم نمیکرد، حادثه یکدفعه، یهویی بر سرش میآید که خیلیها هم آمده و این آیه بیان میکند که چه بسا هم یک مصیبتی که قبلاً شنیدید یعنی به شما خبر داده شده که امکان دارد فلان مسئله پیش بیاید؛ یک طوفان سختی، یک سیل وحشتناکی، یک زلزله وحشتناکی امکان دارد که رسانهها اخبارش را پخش کرده باشند و یک چیزی در راه باشد و مردم در ترسند و در حالی که در ترسند و الان خودشان را آماده میکنند که همین فرداست که فلان مسئله بیاید؛ آن مشکل، آن مصیبت، آن حادثه پیش میآید و یکدفعه از این دنیا برچیده میشوند، میروند، خدا آنها را میگیرد، میبرد ولی پروردگار شما به نسبت شما رئوف و رحیم است، دلسوز شماست، خاطرخواه شماست و مهرورز است، شما اگر قدر خودتان را بدانید خیلی راحت، خدا از تقصیرات شما میگذرد و خدا نمیخواهد شما را نابود بکند، رفتار خدا با شما بر اساس رئوف و رحیم بودن است، براساس سختگیری نیست، پس بهتر است که شما به سوی این خدای رئوف و رحیم بربگردید و از مقابلهی با این خدا دست بردارید و خودتان را از این مشکلات و مصیبتها در امان نبینید پس مدام به فکر رفتارهایتان باشید.
«أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَىٰ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ»(نحل/۴۸)
آیا دقت نکردند به آن چیزهایی که الله آنها را آفریده از تمام چیزها که سایهاش حرکت میکند، (جابجا میشود) از طرف راست به طرف چپ، (به جهتهای چپ) در حالی که برای الله سجده کنان هستند و آنها بسیار فرو افتاده و متواضعاند.
این الله، انسانی که خودش را با الله درگیر میکند در حالی که آن همه ضعیف است و هر لحظه امکان دارد که از بین برود حالا میفرماید که شما به سایر موجودات نگاه نکردید، شما که در این عالم فقط یک موجود از موجودات هستید، یک مخلوق از مخلوقات هستید، چرا شما توجه نمیکنید به باقی چیزهایی که الله آنها را آفریده از تمام چیزها؟ «يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ»، «يَتَفَيَّأُ» یعنی حرکت میکند، سایهاش انتقال پیدا میکند، «عَنِ الْيَمِينِ» از سمت راست، مثلاً اول طلوع خورشید سایه دارد، از اول صبح یک سایه درازی هم دارد و بعد آن سایه حرکت میکند «يَتَفَيَّأُ» سایه حرکت میکند و خورشید که بالا میآید سایه حرکت میکند، به سمتهای مختلف میرود بعد از آن سمت راستی که در آمده یعنی اول طلوع خورشید و بعداً هی سایه میچرخد، دور میزند یا از بالای سرش یا از کنارههایش دور میزند تا میرسد برعکس میشود و تا عصر میشود، دم غروب میشود، آیا دقت نکردید که اینجوری تمام چیزهایی که از خودشان سایه دارند سایههایشان اینجوری دارند میچرخند و همان سایههایشان برای الله دارند سجده میکنند، خودشان و سایههایشان یعنی همهی آنها فرمانبر الله هستند، مطیعاند هیچ کدامشان با خدا در نیفتادند، هیچ کدام نمیخواهند با خدا مقابله بکنند چون ضعف خودشان را میدانند و همه خاضع و متواضعند «وَهُمْ دَاخِرُونَ»، «دَاخِرُون» یعنی متواضع و فروافتاده، وقتی بیان میکند که همهی آنها با سایههایشان که البته سایه فقط یک عارضه است، وقتی نور آفتاب دارد میتابد، یک چیز جامدی وقتی مانع تابش نور میشود آن طرفش سایه اتفاق میافتد، حالا کوه باشد، درخت باشد، انسان باشد یا هر چیز دیگر که در مقابل نور قرار بگیرد، آن سایه هم امر خداست، همان سایه هم، که البته تمام این فضاها تشکیل شده از مولکول، از همین فضایی که در آفتاب هست، مولکولهایی که در آفتاب هست و بعد آن مولکولی که زیر سایه قرار دارد، باز هم مولکول هستند باز هم آنها موجوداتی هستند، شیاند، یک چیزی هستند و دارند تشکیل میدهند هیچ جا شما پیدا نمیکنید که خالی از مولکول باشد حتی در فضاهای خلاء هم مقدار کمی باز مولکول وجود دارد، این مولکول و خود تشکیل دهنده آن اجسام باز هم از مولکول تشکیل شدند، تمام اینها میفرماید که ساخته شدند، موجودند، خدا آنها را آفریده و همهی آنها برای خدا سجده میکنند یعنی هیچ چیز نیست که اینجا بیشعور باشد، اینجا همه چیز هوشمندند، در مقابل خدا هوشمندند، در مقابل ما، ما به نسبت آنها هوششان را احساس نمیکنیم، مثل ما نیستند ولی به نسبت پروردگارشان هوشمندند، همهی آنها برای خدا این رابطه را دارند؛ ارتباط متواضعانه و سجدهکنان که البته وقتی میگوییم سجده نباید با سجدهی خودمان قیاس بگیریم، هر کسی با ساختار خودش، ما انسانها پیشانی داریم، زمین داریم و با این ساختار آنجور سجده میکنیم، هر شیای، هر مولکولی، هر موجودی با ساختار خودش، ولی بالاخره برای خدا سجده میکند، خدا را به عنوان معبود خودش، آفرینندهی خودش قبول دارد و در مقابلش کرنش میکند، هیچ موقع در مقابلش گردنکشی نمیکند، این تمام چیزها. آیا دقت نکردند که همه چیز متواضع خداست؟ چرا فکر نمیکنند؟ چرا اندیشه نمیکنند؟
«وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ»(نحل/۴۹)
و برای الله سجده میروند تمام چیزهایی که در آسمانها وجود دارد و چیزهایی که در زمین نهفته است از جنبندگان و ملائکه و هیچ کدامشان تکبر نمیورزند.
باز در ادامه بیان میکند: «آنها سجده میکنند؛ تمام چیزها با سایههایشان.» و بیان میفرماید که: «همه چیز سجده میکند.» چیزهایی که در آسمانها هستند از این بالای سر شما، خود خورشید سایه ندارد ولی خودش دارد سجده میکند، خودش منشأ ایجاد آفتاب و سایه است و خودش دارد سجده میکند و تمام چیزهایی که در آسمان، از آن قطرات باران که در این ابرها وجود دارد، این تگرگ و انواع چیزهایی که ما میبینیم و نمیبینیم، دانش داریم و نداریم و آن کهکشانها و آن ستارهها و سیارهها و آنچه که ما بیشترش بیخبریم، میفرماید: «همهی آنها، آنچه که بالای سر شما هستند در آسمانها برای الله سجده میکنند و تمام چیزهایی که در زمین وجود دارند؛ روی زمین و در اعماق زمین.» یک کرم زیر خاک سایه ندارد چون آفتاب آنجا نیست ولی همان هم در اعماق زمین برای الله سجده میکند، خاضع الله است، همه موجودات هوشمندند، الله آنها را اینجوری آفریده که میدانند پروردگاری دارند و همه پروردگارشان را به عنوان معبود، به عنوان محور زندگی پذیرفتند، همهی آنها میفرماید: «برای الله سجده میکنند.»، «مِنْ دَابَّة» از آن چهارپایانی که روی زمین درحرکتند، ماهیای که در اعماق دریاست، همهی جنبندگان، هرچه زنده است، تحرکی در زندگیاش دارد همهی آنها برای الله سجده میکنند علاوه بر آنها ملائکه، ملائکه بزرگ و بزرگوار برای الله سجده میکنند و هیچ کدامشان، «وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ» تکبر نمیورزند، خودشان را فراتر و بالاتر تصور نمیکنند که برای الله سجده نکنند، ای انسانها چرا دقت نمیکنید، چرا فکر میکنید لیاقت شما بالاتر از سجده برای خداست و روی خودتان نمیگذارید (در حد خود نمیدانید) برای الله سجده بکنید، متواضع باشید، آنها این کار را نمیکنند، سجده میکنند، تکبر ندارند، چرا دقت نمیکنید.
«يَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» (نحل/۵۰)
از پروردگارشان که بالای سرشان است، بر آنها مسلط است ترس دارند و آنچه که به آنها امر شده انجام میدهند.
یاد بگیرید، چرا دقت نمیکنید، تمام آن موجودات و کل هستی، وجود، عالم، همهی آنها از پروردگارشان که بالای سرشان است میترسند و هر آنچه که الله به آنها امر کرده انجام میدهند از ملائکه گرفته که اوامر الله را بیچون و چرا انجام میدهند تا سایر موجودات، مأموریتی که الله به خورشید سپرده و دارد میتابد، مأموریتی که به ماه سپرده و میتابد و مأموریتی که به کوه و درخت و میوه و پرندگان و همه چیز داده، دارند بر اساس آن ماموریت، آن چیزی که برایشان ترسیم شده، تعریف شده از آفرینششان دارند ادای وظیفه میکنند و هیچ کدام نافرمانی نمیکنند، ای انسانها! چرا شما نافرمانی میکنید؟ چرا از پروردگارتان که بر شما کاملاً مسلط است، بالای سر شماست، چرا از او ترس ندارید؟ در حالی که همه چیز از پروردگارشان میترسند.
«وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَٰهَيْنِ اثْنَيْنِ ۖ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ(نحل/۵۱)
و الله فرمود: «شما دو معبود را برای خودتان انتخاب نکنید.» بیشک که قطعاً او خدای یگانه است پس از من بترسید.
الله این ندا را برای کل بندگانش سر داد، الله این را گفت که شما به دو معبود معتقد نباشید، دو چیز را در این جهان مقدس نشمارید، خدای خود ندانید، مؤثر بر عالم ندانید، دو نیست، از دو به بالا هم نیست فقط معبود شما یکی است که همهی این هستی را آفریده و همه برایش دارند کرنش میکنند و الله فرمود: فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ» پس حساب من را داشته باشید، حواستان به من باشد، از من بترسید، با بیخیالی از من زندگی نکنید، من را مد نظر داشته باشید.
«وَلَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا ۚ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ»(نحل/۵۲)
و تمام چیزهایی که در آسمانها و زمین است مال اوست، در ملکیّت اوست و دین پابرجا برای اوست، آیا پس از غیر خدا میترسید؟ (تقوا پیشه میکنید؟)
این الله هست و این الله است که تمام آنچه که در عالم آسمانها و عالم زمین وجود دارد همه مال خودش است، او همه چیز را آفریده، کسی نیست که چیزی را آفریده باشد، باز هم آیات قبل: آیا کسی که میآفریند همچون کسی است که هیچ چیزی نیافریده؟ شما آنها را پرستش میکنی؟ به آنها اعتقاد دارید؟ تمام چیزهایی که در آسمانها و زمین است،چ الله آنها را آفریده و مال الله است، صاحبشان الله است، صاحب دارند و دین، قانون و آیین هم مال الله است؛ یک دین محکم، پابرجا، استوار «وَاصِب» یعنی پایدار، محکم. دین پابرجا، آیین درست و محکم مال الله است، الله است که آیین میدهد، دین و شریعت میدهد، احکام بیان میکند و ترسیم میکند که شما چه جوری زندگی بکنید، این دین محکم و درست مال الله است، الله آن را بیان میکند، توضیح میدهد، حالا شما چی؟ شما از کسانی دیگر حساب میبرید؟ این خدا را رها میکنید؟ فکر و حواستان مشغول چیزهای دیگر میشود که رضای او را به دست بیاورید و از او بترسید و به خاطر او زندگی میکنید؟ درست اندیشه کنید!
«وَمَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ» (نحل/۵۳)
هر آنچه از نعمتها که شما در اختیار دارید پس از الله است، (منشأ آن الله است) ولی بعد شما، وقتی که ضرری به شما میرسد پس شما آه و ناله و داد و فریاد به سوی او میکنید.
حال میفرماید: شما به خودتان نگاه کنید هر چه دارید از الله دارید، «وَمَا بِكُمْ» هر چیز که در اختیار دارید، «مِنْ نِعْمَة» هر نوع نعمتی، هر نوع امکاناتی، ظرفیتهایی، «فَمِنَ اللَّهِ» پس همهی آنها از الله است فقط دقت بکنید این دست را چه کسی داده است؟ پوست دست را چه کسی داده است؟ استخوان های دست را چه کسی داده است؟ عصبهای دست را چه کسی داده است؟ رگهای دست، ناخنهای دست، اینها را چه کسی داده است؟ به هرچه نگاه میکنید، هر نعمتی که دارید، همه از الله است ولی به خاطر این نعمتها، به سمت الله نمیروید، شکرگزاری نمیکنید، فرمانبری الله نمیکنید، دین الله، نماز الله، بندگی الله را انجام نمیدهید ولی «ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ» وقتی که یک گرفتاری به شما رسید، به یک دردسری افتادید، حالا برای گلایه و شکایت به سمت الله میروید، داد و فریاد و آه و ناله که خدایا من چه شدم، چرا اینجور شد؟ خدایا تو کمکم کن، من بیچاره شدم، من بدبخت میشوم، آن همه نعمت! گاهی خدا خدا نزدی، از خدا ندیدی و وقتی که مصیبتی رسید حالا آه و ناله رو به سمت خدا میبری.
«ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ»(نحل/۵۴)
ولی بعد از آن، زمانی که آن ضرر را از شما برطرف کرد، ناگهان دستهای از شما به نسبت پروردگارشان شرک میورزند.
در موقع مصیبت؛ داد و فریاد، آه و ناله به سمت خدا، باشد! موقع نعمتها که خدا را نشناختی! میفرماید: «موقع ضرر حالا خدا را میشناسی، به سمت خدا آه و ناله میکنی!» اشکال ندارد، باز هم خدا آن مصیبت شما را برطرف میکند، شما را از آن مصیبت و گرفتاری نجات میدهد ولی بعد از اینکه شما را نجات داد، آن مشکل را از سر شما برطرف کرد ولی باز هم بعد از آن دوباره یک جمعی، گروهی از شما به نسبت پروردگارشان شرک میورزند، با کمال نمک نشناسی فراموش میکنند که تا دیروز چه آه و نالههایی میکردند و همه انسانها چقدر تا این نقطه از زندگیشان، گرفتاری داشتند که حل شده است، همهی انسانها گرفتاریهای قبلیشان را فراموش کردند و الان خیلی از آنها به نسبت پروردگارشان شرک میورزند و چیزهای دیگر را مؤثر میدانند یا خودشان را زرنگ و یک انسان با اهل دانش تصور میکنند که خودشان مشکلشان را حل کردند و خدا را کاملاً کنار میزنند، به خودشان و چیزهای دیگر ربط میدهند، گروهی از شما ولی باز اینجوری هستید.