دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۵۳
«ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ طُوبَىٰ لَهُمۡ وَحُسۡنُ مَـَٔابࣲ»(رعد/۲۹)
کسانی که ایمان آوردند و رفتار شایسته انجام دادند، چه خوش است برای آنها! بهترین زندگی برای آنهاست و بهترین بازگشت را دارند.
در ادامه آیه قبل بود که از بندگان توبهکار خدا صحبت میکرد، کسانی که خدا آنها را هدایت میدهد و فرمود آنهایی که به خدا اعتماد کردند و دلشان را با ذکر الله قوی کردند و گوشزد کرد که فقط با ذکر الله دلها آرام میگیرد.» و در ادامه آن میفرماید که: چه کسانی خدا آنها را هدایت میدهد؟ و چه سرنوشتی دارند؟ میفرماید: کسانی که باز مثل آیه قبل ایمان آوردند یعنی به الله، به حرفهایش، به راهکارهایش اعتماد کردند و رفتار شایسته انجام دادند یعنی به همان چیزی که الله به آنها گفته در ایمان بعد از اعتماد، خدا به چه چیزهایی دستور میدهد؟ به این که آدم اسیر چیزی نباشد، به اینکه انسان فقط خدا را به عنوان ولی خودش، بزرگ و فرماندهی خودش بپذیرد، به این دستور میدهد که به جای بدی به پدر ومادر خوبی بشود، به ضعیفان، به یتیمان، به فقرا به جای اینکه از آنها سوءاستفاده کند،چ به آنها منفعت برساند، به آنها کمک کند خدا به اینها امر میکند که اسم آنها را صالحات گذاشته است حالا کسانی که این کارهای صالح را انجام دهند، میفرماید: «طُوبَىٰ لَهُمۡ» یعنی زندگی پاک وپاکیزهای دارند، از طَیّب وطیب، یعنی زندگیشان سرشار از پاکی است، سرشار از آرامش است، خوش به حالشان! اینها در دنیا خیلی خوب و سالم زندگی میکنند و دل آرامی دارند و بعد هم که به سوی خدا برمیگردند بهترین بازگشت را دارند، «وَحُسۡنُ مَـَٔابࣲ» بازگشتشان به سوی الله بسیار بازگشت خوبی است. «مَـَٔابࣲ» یعنی پایان کار، محل اسقرار و زندگی دائمی، آنجا جای خوبی در انتظارشان هست.
«كَذَ ٰلِكَ أَرۡسَلۡنَـٰكَ فِیۤ أُمَّةࣲ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهَاۤ أُمَمࣱ لِّتَتۡلُوَا۟ عَلَیۡهِمُ ٱلَّذِیۤ أَوۡحَیۡنَاۤ إِلَیۡكَ وَهُمۡ یَكۡفُرُونَ بِٱلرَّحۡمَـٰنِۚ قُلۡ هُوَ رَبِّی لَاۤ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَیۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَیۡهِ مَتَابِ»(رعد/۳۰)
و به این شکل ما تو را در میان امتی فرستادیم که قبل از آنها امتهای دیگری بودند تا بر آنها آنچه که ما به سوی تو وحی کردهایم تلاوت کنی در حالی که آنها به رحمان کفر میورزند، بگو: «اوست پروردگار من هیچ معبودی جز او نیست، او را پشتیبان خود قرار دادم و به سوی او باز میگردم.»
میفرماید: «ای پیامبر! تو نفر اول نیستی، به مثل تو ما خیلی پیامبرهای گذشته را ارسال کردیم.» به مثل اینکه ما آنها را ارسال کردیم «كَذَ ٰلِكَ» همچنین تو را در این امت ارسال کردیم که در این امت قبل از آن خیلی نسلها گذشتهاند، زندگی کردهاند، مردم، زن و مرد زندگی کردند و رفتند، زندگی کردند و رفتند، «قَدۡ خَلَتۡ» آنها چندین نسل عوض کردند و الان نوبت این نسل، ما تو را فرستادیم بین آنها تا آیاتی که ما به تو وحی کردهایم بر آنها تلاوت کنی یعنی این قرآن را به آنها آموزش دهی و بر آنها بخوانی در حالی که آنها به الله رحمن کفر میورزند یعنی خدا میخواهد کمکشان کند ولی با خدا مبارزه میکنند، خدا میخواهد رحمتش را به آنها برساند، آن همه نسلهای قبلی گذشتند، چیزی عایدشان نشد خیلی بد بدون یافتن راه هدایت از دنیا رفتند حالا خدا میخواهد برای اینها لطف ورحمتش را عنایت کند آنها قشنگ در وجهی که خدا میخواهد کمکشان کند و رحمتش را شامل حال آنها کند، آنها «یَكۡفُرُونَ» به همین خدای رحمان کفر میورزند و برای مبارزه با رحمن میایستند ولی تو بگو همین الله رحمان پروردگار من است، صاحب وهمه کارهی من است، هیچ معبودی هم جز خودش نیست و من براو توکل کردم، یعنی در دنیا او را تکیهگاهم قرار دادم، بوسیلهی او من قدرت و قوت میگیرم و دست آخر هم من کلاً رویکردم به سوی اوست، «مَتَابِ» یعنی من به دستور او برمیگردم حالا در زندگی، رویکرد من به دستورات خداست و در پایان عمر یا در خطا و اشتباهات توبه من هم به درگاه خداست، در هر صورت من تابع خدا هستم.
«وَلَوۡ أَنَّ قُرۡءَانࣰا سُیِّرَتۡ بِهِ ٱلۡجِبَالُ أَوۡ قُطِّعَتۡ بِهِ ٱلۡأَرۡضُ أَوۡ كُلِّمَ بِهِ ٱلۡمَوۡتَىٰۗ بَل لِّلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ جَمِیعًاۗ أَفَلَمۡ یَا۟یۡـَٔسِ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ أَن لَّوۡ یَشَاۤءُ ٱللَّهُ لَهَدَى ٱلنَّاسَ جَمِیعࣰاۗ وَلَا یَزَالُ ٱلَّذِینَ كَفَرُوا۟ تُصِیبُهُم بِمَا صَنَعُوا۟ قَارِعَةٌ أَوۡ تَحُلُّ قَرِیبࣰا مِّن دَارِهِمۡ حَتَّىٰ یَأۡتِیَ وَعۡدُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُخۡلِفُ ٱلۡمِیعَادَ»(رعد/۳۱)
و اگر که قرآن بوسیلهی آن کوهها به حرکت در بیاید، یا زمین بوسیلهی آن شکافته شود، یا مردگان بوسیلهی آن به سخن آیند، بلکه تمام کارها به دست الله است. آیا هنوز مأیوس نشدهاند کسانی که ایمان آوردند؟ (آنها دل نکندند) که اگر الله میخواست قطعاً همهی مردم را هدایت میبخشید و پیوسته کسانی که کافرند به آنها بخاطر کارهایی که انجام دادهاند یک عذاب کوبندهای میرسد یا اینکه در نزدیکی آنها عذاب آن فرود میآید تا زمانی که وعده الله فرا میرسد، بدون شک که الله خلاف وعدهها نمی ورزد.
حالا میفرماید که: «ما تو را فرستادیم در این امت و این امت دارند به خدای رحمان کافر میشوند تو که مسیرت مشخص است مسیر خودت را برو ولی آنها، آنهایی که ایمان نمیآورند انتظار چه چیزی را دارند؟ یعنی انتظار دارند که بوسیله این قرآن کوهها حرکت کنند یعنی چیزهای عجیب وغریب ببینند تا به قرآن ایمان بیاورند و اگر ما میخواستیم هم این کار را میکردیم.» میفرماید: «اگر این قرآن طوری بود، یعنی قرآن معجزه بود و مردم را به زانو درمیآورد اگر میخواستیم ما این کار را میکردیم که کسی مثلاً این قرآن را بخواند پیش کوه بیاید در مقابل کوه با صدای بلند قرآن بخواند بعد کوه از جا کنده شود و حرکت کند.» «وَلَوۡ أَنَّ قُرۡءَانࣰا سُیِّرَتۡ بِهِ ٱلۡجِبَالُ» کوه حرکت کند یا قرآن گذاشته شود و یا آنجا خوانده شود و زمین شکافته شود، باز شود، زمین دهان باز کند و از هم جدا بشود «قُطِّعَتۡ بِهِ ٱلۡأَرۡضُ»، یا مردهای که تازه مرده یا یک سال قبل مرده است اگر آن مرده را اینجا احضار کنند و قرآن را کنارش بگذارند و یا قرآن را بر آن بخوانند آن مرده حرف بزند و از حقانیت قرآن بگوید یعنی این قضایای عجیب و غریب که خلاف عقل ومنطق انسانهاست اتفاق بیفتد و هر کتاب دیگری بخواهی بیاوری و هر چقدر بخواهی بخوانی، در مقابل آن کتابها هیچ عکسالعملی نشان ندهند و هیچ کدام از این اتفاقات نیفتد ولی وقتی قرآن بخوانی کوه حرکت کند، قشنگ زمین باز شود، قشنگ مرده حرف بزند، اگر موقع خواندن قرآن این نشانهها و سایر نشانهها شبیه به این اگر اتفاق بیفتد شدنی هست و خدا میتوانست این کار را انجام دهد که آنها به زور که شده به این شکل به زانو بیفتند و مجبور بشوند که مسلمان شوند و به قرآن ایمان بیاورند ولی میفرماید که: «قرار نیست به این شکل مردم به قرآن ایمان بیاورند؛ قرار است که مردم فکر کنند، قرآن بخوانند و مطالعه کنند و بعد با رویکرد، با دل پاک به سوی قرآن بیایند حالا قرآن در وجوشان اثر بگذارد و با اختیار به قرآن ایمان بیاورند قرار نیست با چیزهای عجیب وغریب به قرآن ایمان بیاورند ولی تمام اینها، «بَل لِّلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ جَمِیعًا» تمام کارها زیر دست خداست یعنی خدا بر همه چیز مسلط است، تمام چیزها مال خودش است، کوه مال خداست، قرآن کلام خداست و میتواند این قابلیت را به قرآن بدهد که کوهها را لرزه در بیاورد. (از این نوع آیات در قرآن زیاد وجود دارد، قبلاً در سوره مبارکه انعام خواندیم. سوره های بعدی هم میآید) و فکرتان را در مورد قرآن و شکل ایمان آوردن مردم به قرآن را عوض کنید. این قرآن قابلیت مخالفت دارد؛ میشود با آن مبارزه کرد، میشود که درمورد آن حرف در آورد، تکذیبش کرد و هر کاری در مقابل این قرآن میشود کرد. آدم متکبر، لجوج و عنید هر کاری میتواند بکند و کسی که خواهان آن است روی او اثر میگذارد و دلش آرام میگیرد و تسلیم قرآن میشود. بدانید که خدا این گونه میخواهد که مردم با اختیار ایمان بیاورند و گرنه همه کارها مال خداست؛ تحت اختیار خداست؛ پس باز هم کسانی که ایمان آوردند، نمیخواهند که این مطلب را بفهمند.«أَفَلَمۡ یَا۟یۡـَٔسِ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟» هنوز نمی فهمند، هنوز از این مسئله صرف نظر نکردند که اگر خدا میخواست «لَّوۡ یَشَاۤءُ ٱللَّهُ لَهَدَى ٱلنَّاسَ جَمِیعࣰا» اگر الله میخواست کاری میکرد که با همان کارها همه مردم هدایت بشوند ولی شما دیگر دست از این گزینه بردارید، اصلاً خدا بنا ندارد قرآنش این گونه عمل کند تا دیگران مسلمان شوند، اصلاً خدا انسانها را به هدف دیگری آفریده است و از آن طرف کافرهایی که با قرآن مبارزه میکنند، میفرماید: «وَلَا یَزَالُ» استمرار، همیشه و دائماً آن کافران به خاطر همان کارهایی که دارند علیه قرآن انجام میدهند و برای خودشان زندگی میکنند، «بِمَا صَنَعُوا۟» چیزی که دستاوردشان هست، چیزی که با تلاششان در راه مخالفت، به آن دستاوردها رسیدند، به آن اهداف دست پیدا کردند، آنها به استمرار، همیشه میفرماید که: «به آنها میرسد «قَارِعَةٌ» یک عذاب کوبنده، یک دردسر بزرگ، یک فاجعه و یک عذاب عمیق بر سر آنها میآید یا اینکه بر سر خودشان نمیآید، بر سر کشور همسایه میآید، «أَوۡ تَحُلُّ قَرِیبࣰا مِّن دَارِهِمۡ» نزدیک آنها و یا آن کشور همسایه، آن شهر دیگر، بر سرشان یک بلایی میآید بلایی وحشتناک و حالا متوجه میشوند دنیا دست چه کسی هست؟ یعنی آنها از خدا خارج نیستند و خدا را عاجز نمیکنند، «حَتَّىٰ یَأۡتِیَ وَعۡدُ ٱللَّهِۚ» حالا بر سر خودشان نه، بر کشور همسایه، بیخ گوششان آن مصیبت میآید این روند ادامه دارد برای کسانی که با خدا مخالف هستند تا زمانی که وعدهی خدا بیاید حالا وعده خدا بیاید که بعد از کشور همسایه، نوبت خودشان برسد آن مصیبت کوبنده و یا اینکه وعده خدا بیاید که به قیامت برسند و دنیا زیر وزبر شود و الله هم خلاف وعده نمیکند.
«وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلࣲ مِّن قَبۡلِكَ فَأَمۡلَیۡتُ لِلَّذِینَ كَفَرُوا۟ ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَیۡفَ كَانَ عِقَابِ»(رعد/۳۲)
و قطعاً به استهزاء گرفته شدند پیامبرانی که قبل از تو بودند پس من برای کسانی که کافر شدند مهلت دادم بعد آنها را گرفتم پس عقوبت من چطور بود؟!
حالا این کفار در مقابل این قرآن میتوانند، مخالفت هم میکنند و حاضر نیستند دست از تکبر، منافعشان، دنیا پرستی، شهوت و قدرت بردارند و تویی که قرآن را آوردی به باد مسخره میگیرند ولی تو نگران نباش قبل تو هم آنها را به مسخره گرفتهاند؛ «وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ» آنها مورد استهزاء قرار گرفتند، به پیغمبران قبل از تو، آدم ماجرایش این است، مهم آدم بودن است، تمام آدمیزاد برای منافعشان با حق مبارزه کردند؛ کسانی که قبلاً بودند هم همین گونه بودند، همین خصلت را داشتند ولی من به کسانی که کافر شدند، میفرماید: «فَأَمۡلَیۡتُ» یعنی به آنها مهلت دادم، فرصت دادم، آنها با خوشی زندگی میکردند، خیلی راحت، برو، بیا، بخر، بخند، لذت ببر، کیف کن، آنها را مهلت دادم در زندگی خوش باشند؛ همان کسانی که کافر هستند، ولی بعداً «ثُمَّ أَخَذۡتُهُمۡ» بعد از مدتی آنها را گرفتم به مثل آیه سیویک که آن عذاب کوبنده بر سرشان آمد، من آنها را گرفتم یعنی آیهی سیودو برای آیهی سیویک نمونه میآورد که آن ادعا نبود، این یک واقعیت بود و مستند، که در این جهان قبل از تو خیلیها همین کارها را کردهاند و بعد آن عذاب کوبنده و نابودکننده بر سرشان آمد، من آنها را از زمین برچیده کردم «أَخَذۡتُهُمۡ» حالا بفرما عقوبت من چطور است؟ خدا را دست کم گرفتید، در مورد خدا چه فکر کردید؟ فکر کردید این موجودات ریز به نام انسان با آن تکبری که دارد فکر کردی در این دنیا رهاست؟ هر جور دلش خواست با طبیعت، با مردم، با دیگران هرکاری دلش خواست انجام دهد؟ کسی ندارد که آفرینندهاش باشد و قدرتش مافوق آنها باشد؟
«أَفَمَنۡ هُوَ قَاۤىِٕمٌ عَلَىٰ كُلِّ نَفۡسِۭ بِمَا كَسَبَتۡۗ وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَاۤءَ قُلۡ سَمُّوهُمۡۚ أَمۡ تُنَبِّـُٔونَهُۥ بِمَا لَا یَعۡلَمُ فِی ٱلۡأَرۡضِ أَم بِظَـٰهِرࣲ مِّنَ ٱلۡقَوۡلِۗ بَلۡ زُیِّنَ لِلَّذِینَ كَفَرُوا۟ مَكۡرُهُمۡ وَصُدُّوا۟ عَنِ ٱلسَّبِیلِۗ وَمَن یُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادࣲ»(رعد/۳۳)
آیا پس کسی که آن مسلط بر هر نفسی بالای سرش ایستاده به آن کاری که انجام داده است و قرار دادند برای الله شریکانی. بگو آنها را نام ببرید (توصیفشان کنید). یا این که شاید بگو خبر میدهید به چیزی که آگاهی ندارد در زمین یا برخواسته از سخنان سطحی است. بلکه مزین شده برای کسانی که کافر شدند، مکر و فریبشان و از راه باز داشته شدهاند و کسی که الله گمراهش کرد هیچ کسی نیست که هدایتش دهد.
در مورد الله شما چه فکر کردید؟ فکر کردید با این کفر، ستیز و جنگ با حقیقت، قرآن و خدا پیش بروید آیا همین شماها دیگر هیچ کسی را ندارید؟ همین خودتان هستید؟ یکه تاز میدان هستید و دارید میتازید و میروید. چه ظن و گمان کردید؟! آیا شما رها شدهاید؟ نظرتان و فکرتان چه چیزی است در مورد کسی که بر هر کسی کاملاً بر سرش مسلط ایستاده است، خدایی که بر هر کسی و هر کاری که انجام میدهد، «عَلَىٰ كُلِّ نَفۡسِۭ» تمام انسانها خوب یا بد، ظالم یا مظلوم، هرکاری که «بِمَا كَسَبَتۡ»، هرکاری که انجام میدهد الله کاملاً بر او مسلط ایستاده، بالای سر همه کس و همه چیز تحت اشراف خودش است، هر حرکتی که کسی انجام دهد الله مراقبش است و بالای سرش ایستاده، مسلط و کاملاً بر همه انسانها سیطره دارد، در مورد این خدا، شما چه فکر کردهاید؟ اگر میخواست کوهها را به حرکت در میآورد، مردهها با شما حرف میزدند ولی اینجور ایمان را از شما نمیخواهد ولی از آن طرف که شما فرصت دارید با خوشی زندگی میکنید؛ خدا کاملاً بر شما مسلط است فقط این مهلتی هست که دارید زندگی میکنید. «وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَاۤءَ» کسانی دیگر را، چیزهای ضعیف، ناتوان را شریک خدا قرار دادید که شما توجهتان را از خدا منصرف کنید از خدایی که این همه قدرت، اشراف و سلطه دارد و فکر و حواستان را از این خدا پرت کنید و به موجودات ناتوان ببرید و توجه کنید که بعد از آن هر کاری که دلتان خواست انجام دهید و برای الله شریکانی قرار دادند ولی آن شریکان، «قُلۡ سَمُّوهُمۡۚ» نامشان ببرید، آنها را توصیف کنید. «سَمُّوهُمۡۚ» اسم، وصف یعنی چیزی را توصیف کردن. بفرمایید آنها را توصیف کنید، آنها چه کردند؟ آنها چه ساختند؟ آنها چه صفتی دارند؟ آنها چه سلطهای دارند؟ توصیفشان کنید. آنها چه قدرتی دارند؟ یا بلکه اینها شریکان خدا هستند و الان میخواهید خدا را با خبر کنید که در زمین یک شریکانی برای خدا هست که به اندازه خدا همه چیز ساختهاند، درست کردهاند و مسلطاند. «أَمۡ تُنَبِّـُٔونَهُۥ» شاید شما میخواهید خدا را باخبر کنید که، «بِمَا لَا یَعۡلَمُ فِی ٱلۡأَرۡضِ» اطلاع ندارد چه اتفاقاتی در زمین میافتد؟ همه چیز در زمین که مال خودش است، از چه چیزی میخواهد خدا را باخبر کند. چه چیزی هست که خدا از آن اطلاع نداشته باشد؟ یا شاید «أَم بِظَـٰهِرࣲ مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ» شاید حرفهای پوچ و بی محتوا از دهانتان در آوردید، حرفهای سطحی، در ظاهر سطحی وحرفهای بیریشه و بیاساس و بی پایه از دهانتان در میآورید و اینها را به خدا نسبت میدهید و مقدس میدانید؛ شریکان خدا از حال شما باخبرند، مشکلات شما را میتوانند حل کنند و این حرفها را بیپایه و بیاساس میگویید؛ شاید این گونه باشد و شما همه میفهمید که خدا هیچ شریکی ندارد، اینها در اثر یکسری چیزهای دیگر هست که ساختید. اشکال ندارد، بروید؛ کسی که خدا او را گمراه کند دیگر هیچ کس نیست که او را هدایت دهد. «فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادࣲ»، «هَادࣲ»هدایتگر، هیچ کس نیست او را به راه بیاورد، کسی که نخواهد خودش را با حرفهای خدا تنظیم کند.
«لَّهُمۡ عَذَابࣱ فِی ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡـَٔاخِرَةِ أَشَقُّۖ وَمَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقࣲ»(رعد/۳۴)
برای آنها در زندگی دنیا عذابی است قطعاً عذاب آخرت سختتر است و برای آنها از جانب الله هیچ محافظت کنندهای و مراقبی نیست.
حالا میفرماید: «این آدمها که انگار باید مردگان با آنها حرف بزنند یا از قبر بیرون بیایند تا اینها بفهمند که خدا قدرت دارد و خدایی وجود دارد و این کلام خداست.» اینهایی که نمیخواهند بپذیرند میفرماید که «اشکال ندارد ولی عقوبتشان این است که در همین دنیا عذاب دارند.»، «لَّهُمۡ عَذَابࣱ» در همین دنیا عذابی دارند؛ همین بس که همه چیز از امکانات دارد ولی فقط از جان خودش سیر است، فقط دلش مضطرب است، در قلبش آرامش نیست، روانی است و دائماً باید به کسی که روانش را درمان کند مراجعه کند، هیچ احساس ارزشمندی ندارد و خودش را اضافی، هرزه و پوچ میبیند، عذاب دنیا از این عذاب گرفته تا عذابی که در دنیا هیچ معنایی برایش تعریف نشده است، هیچ کسی که به او وفادار باشد، قابل اعتماد او باشد و کسی به او اعتماد کند هیچ چیزی ندارد، آن عذابهای دیگر که بر در همین زندگی دنیا سرش میآید و این سزایش میشود، عذاب آخرت که البته، «أَشَقُّ» خیلی سختتر و محکمتر است و هیچ کس هم نیست که از الله آنها را نجات دهد، «وَاقࣲ» کسی که نگهدارش باشد و از او محافظت کند، مراقبت کند، از عذاب خدا نجاتش دهد؛ هیچ کسی هم و هیچ قدرتی هم برایش یافت نمیشود که به دادش برسد و این سزایش در همین دنیا و هم در جهان آخرت میشود.