دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۱۹
«قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ»(یونس/٨٩)
فرمود: قطعا دعای شما دو نفر اجابت شد، پس محکم باشید (استقامت داشته باشید) واز راه کسانی تبعیت نکنید که علمی ندارند.
بعد از اینکه پیامبر موسی و پیامبرهارون (علیهالسلام) این دعا را کردند، یا به عبارتی دیگر به فرعون نفرین کردند. الله فرمود: که دعای شما اجابت شد. تمام «أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا» حالا شما همان راه را بروید «فَاسْتَقِيمَا» شما با تمام قوت همان دعوت فرعون را ادامه دهید. همان در نظر داشتن یارانتان، تقویت ایمانتان و همان کارها ادامه بدهید، محکم بایستید، استوار پیش بروید. «فَاسْتَقِيمَا»، «وَلَا تَتَّبِعَانِّ» شما از راه کسانی که نمیدانند، آگاهی ندارند، هم تبعیت نکنید. تحت تاثیر حرفهای آدمهایی که علم ندارند قرار نگیرید، حالا آنها مثلا علم ندارند، نمیفهمند که سنت خدا چطوری است. با گذر زمان مسئله حل میشود، این را نمیفهمند، علم ندارند. «لَا يَعْلَمُونَ» نمیفهمند که سنت خدا اینطوری نیست که همین الان یک چیزی گفتی، همین فردا عملی شود، باید زمان سپری شود، باید انسان هم صبور باشد، انسان تلاشهای خود را انجام بدهد، ناامید نباشد، خودش را نگران نکند، صبور باشد و منتظر بماند و کارهایش را به نحو احسن انجام دهد، این سنت خدا است تا موفقیت بیاید، تا نجات از یک مشکل حاصل شود، میگوید: که شما همین راه خود را بروید، ادامه دهید و آنها که از روی احساسات و بی علمی حرف میزنند، تحت تاثیر حرف آنها قرار نگیرید، چون آنها میگویند، پس چه شد، پس خدا کجاست، پس چرا حل نمیشود. چرا اینهمه دعا میکنیم، چرا این مشکلات خدا میبیند و حل نمیکند. میگوید شما به این آدمها توجه نکنید.
«وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (یونس/٩٠)
و ما بنی اسراییل را از دریا عبور دادیم، پس فرعون و لشکریانش آنها را از روی سر کشی و دشمنی و ستم آنها را دنبال کردند تا زمانی که غرق شدن به او رسید. لحظهی غرق شدنش فرا رسید، گفت: من ایمان آوردم به این که هیچ معبودی نیست جز همان معبودی که بنی اسرائیل به آن ایمان داست و من از مسلمانان هستم.
خب دعا قبول شد، آن راه را ادامه دادند تا لحظهی آن روز نجات فرا رسید و آنها رفتند. بنیاسرائیل به دستور خدا همراه با پیغمبرشان، هر دو پیغمبر به آن سمتی که خدا دستور داده بود راهی شدند شما بروید، رفتند به سمت دریای سرخ (بحرالاحمر) میفرماید: وقتی رسیدند به دریا (خب جاهای دیگر به تفصیل بیان میکند که آن دریا شکافته شد، باز هم عرض کردم تمام جزئیات اصلا داستانهای قرآن هیج جا تکراری نیست، وقتی که داستان پیامبر موسی و هارون در مقابل فرعون میآید، خب هر بار که از آن زاویه دارد صحبت میکند داستان میگوید. یعنی از همان یک زاویه، جای دیگر موضوع دیگر است. آن یکی زاویهاش را میگوید، همان داستان است ولی از زاویهی دیگر، با تاکید بر مسائل دیگر، باز مسائل دیگر از قوانین دیگر است از همان داستان آن یکی قوانین را رویش تمرکز میکند آیات، یعنی زوم دوربین داستان روی آن قسمتی که الان موضوع بحث است و هیچکدام داستانها یکی نیست، تکراری نیست) حالا میفرماید: که ما بنی اسرائیل را عبور دادیم «جَاوَزْنَا» یعنی ردشان کردیم، رسیدند، آن دریا شکافته شد و بنی اسرائیل را از آن دریا عبور دادیم «الْبَحْرَ». از آن طرف «فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ» لشکریان فرعون و خود فرعون شخصا آنها را داشت تعقیب میکرد: «فَأَتْبَعَهُمْ» تعقیب میکرد و آنها خب از وسط دریا گذشتند ولی اینها آنقدر سرکش یعنی تجاوز کار بودند، مغرور و متکبر بودند که اصلا نایستادند که فکر کنند که این دریا که برای آنها باز نشده است. الان دارند از وسط دریایی که بهطورموقت باز شده میخواهند عبور کنند، اصلا آنقدر مغرور و متکبر بودن «بَغْيًا وَعَدْوًا» از روی سرکشی و تعدیگریشان، که اصلا فکر هم نکردند که خدا این را به عنوان معجزه مثل همیشه برای پیامبرش قرار داده، برای فرعون که این معجزه قرار نداده است. با این وجود آنقدر یعنی سرمست غرور بود که اصلا فکر هم نکرد، رفت وسط دریا دنبالشان. خب چه میشود حالا،
«حَتَّىٰ إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ» دریا به هم آمد و لحظهی غرق شدن و هلاکت فرعون رسید. یعنی الان دیگر دارد دست و پای غرق شدن میزند که الان است که دیگر غوطهور شود و پایین برود و بمیرد. در این لحظهی غرق شدن، حالا فرعون گفت: «آمَنْتُ» حالا باورم شد. حالا ایمان آوردم، فهمیدم که معبود فقط همان معبودی است که بنیاسرائیل میگفت. پیامبر موسی میگفت: یعنی الله فقط معبود یگانه است. حالا فهمیدم به آن ایمان آوردم و من هم از مسلمانان شدم.«وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».
«آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ» (یونس/٩١)
آیا الان در حالی که تو قبل از این عصیان میکردی و مفسدان بودی؟
الان؟ آیا الان؟ «أَ أَلْآنَ» دو تا همزء است که شده «آلْآنَ» آیا الان؟ در حالی که تو قبل از این عصیان میکردی و از مفسدان بودی، این همه زمان، این همه عمر، میدانی چه فسادها راه انداختی؟ چه قتلها، چه خونها ریختی. چه شکنجهها دادی، چه نافرمانیها کردی، الان ایمان میآوری که آب دارد از سرت میگذرد؟
«فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً ۚ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ» (یونس/٩٢)
پس امروز ما بدن تو را نجات میدهیم تا برای کسانی که بعد از تو هستند عبرتی باشد، نشانهای باشد. بدون شک که بسیاری از مردم از آیات ما غافل هستند.
دیگر ممکن نیست الان ایمان بیاورید و الان پذیرفته شود و دوباره این دریا برگردد وشما از این دریا بیرون بروید. حالا سورهی مبارکهی یونس است. عذاب که آمد دوباره برگشتی نیست. اینجا به هیچ عنوان دعا قبول نشد. ایمان فرعون و عذاب برگشت داده نشد. ولی قوم یونس عذاب برگشت داده شد. میفرماید: امروز دیگر ما بدن تو را نجات میدهیم تا آنهایی که فکر میکردند تو واقعا یک رگههایی از خدایی و مقدسی و اینها در وجود تو است، و قدسیتی که تو داری تا آنها بفهمند، با لاشهی تو که میبینند، الان بفهمند که تو بی جان و بی روح افتادی و مردی، پس تو هیچ ارتباطی با مقدس بودن نداری، تو خدا نیستی و بعدا بفهمند که بزرگترین ستمگر دنیا چه بر سرش آمد که باقی ستمگران که در رتبهی پایینتر هستند حساب کار دستشان بیاید که آنها دیگر چه بر سرشان خواهد آمد. این که از همه بالاتر بود که این شد، مابقی عبرت بگیرند. میفرماید: «لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً» و میفرماید: که بسیاری از مردم از آیات ما غافل هستند، اصلا توجه نمیکنند، اینها چهقدر مسئله واضح، مثل روز روشن است،. میفرماید: ولی اکثریت مردم در مورد این قضیه فکر نمیکنند غفلت میکنند. اینها را جدی نمیگیرند. که باز هم از موضوعاتی است که از قبل به این غفلت مردم وعدم توجه مردم به آیات خدا بیان کرد.
«وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّىٰ جَاءَهُمُ الْعِلْمُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» (یونس/٩٣)
و به تحقیق ما بنیاسرائیل را جایگاه صادقانه بخشیدیم و آنها را از پاکیها روزی دادیم. پس آنها اختلاف نکردند تا آن زمان که علم سراغشان آمد. بدون شک پروردگارت روز قیامت در آنچه که آنها باهم اختلاف میکردند بین آنها قضاوت میکند.
میفرماید: بعد از این مرحله، خب فرعون از بین رفت، دشمنان نابود شدند. این یک – بعد از مرحلهی نابودی دشمنان و بر طرف کردن مشکل، یا بر طرف شدن مشکل. مرحلهی دوم «وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ» ما به بنیاسرائیل جایگاه صدق دادیم؛ یعنی به آنها لطف کردیم، کرم کردیم، در حقشان سخاوت کردیم، به آنها زندگی خوبی دادیم، از نظر وجاهت، شخصیت، عزت، جایگاه، مادی، معنوی، همه چیز مرتب، این میشود: «مُبَوَّأَ صِدْقٍ» جایگاه عالی ما به بنیاسرائیل دادیم. اینطوری در حقشان کرم کردیم.
این دو- و سوم «وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ» از پاکیها هم روزیشان کردیم، رزق و روزی خوب، پاک، عالی، از این نظر از لذت خوردنیها هم ما به آنها چیزی کم نگذاشتیم این سه و چهارم- ما به آنها علم دادیم. همه چیز فهمیدند؛ کتاب آسمانی پیش آنها آمد. به آنها آموزش داده شد، پیغمبران آمدند، علم سراغشان آمد و دانشمند شدند. از کجا؟ تحت سلطهی فرعون و شکنجه و بردگی تا دانشمند شدن در سطوح اعلائ علم، اینقدر ما آنها را بالا کشیدیم، آنها را در قلههای بزرگی بردیم ولی میفرماید: حالا این ما درحقشان انجام دادیم. اما آنها چه کردند. «فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّىٰ جَاءَهُمُ الْعِلْمُ» اما آنها بعد از اینکه علم سراغشان آمد، حالا شروع کردند به اختلاف، سربه سر هم زدن، مخالفت با پیغمبرهای بعدی، پیغمبر کشی، مسلمان کشی، اذیت و این کارها. میفرماید: حالا دیگر الله روز قیامت در آن اختلافاتی که داشتند بینشان قضاوت میکند. واقعا چرا بعد از اینکه الله این همه در حقشان لطف و کرم کرد، چرا اختلاف کردند؟ چرا تعصب به خرج دادند، به مبارزهی خدا و پیغمبرآمدند و دین و دین اسلام و پیغمبران بعدی، دیگر چرا؟ میفرماید: که روز قیامت دیگر الله این سوال را از آنها میکند و روز قیامت الله بینشان قضاوت میکند.
«فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» (یونس/٩٤)
پس اگر تو از آنچه که ما به سوی تو نازل کردیم در شک هستی پس از کسانی که قبل از توآن کتابها را میخوانند سوال کن. قطعا از جانب پروردگارت حق سراغ تو آمد. پس تو از تردید کنندگان مباش.
میفرماید: ای پیغمبر و همهی شماهایی که قرآن میخوانید، اگر شما در شک هستید از این قرآنی که دارید میخوانید، این داستانی که گذشت، تمام آیات که گذشت که اینطور مثل یک نوری وارد قلب انسان میشود و قلب انسان را پر از نور و علم میکند، اگرشما باز هم از این قرآنی که ما به سوی تو نازل کردیم شک دارید پس از راهی دیگرهم علم کسب کن. بروبپرس، سوال کن از کسانی که قبل از تو به آنها کتاب داده شده، سوال کن تا برسی و شک تو برطرف شود و بفهمی که این قرآن واقعا از جانب الله دارد میآید، نازل میشود. میفرماید: قطعا این حق از جانب پروردگارت است. تو برو بپرس تا به این نتیجه برسی که این کتاب از جانب پروردگارت حق است. پس تو از شک کنندگان، تردید کنندگان مباش. یعنی یک لحظه اگر شک در دل تو آمد و شک کردی اشکال ندارد ولی بعد برو دنبال جواب شک، چون به صورت طبیعی امکان دارد شک در دل آدم بیاید. حالا من دارم نماز میخوانم واقعا این نماز چیز خوبی است که من میخوانم. من که مسلمان هستم، من که این مسائل خدا را، دین اسلام را رعایت میکنم، که خیلیها رعایت نمیکنند. من که پایبند اینها هستم، خودم را در اینها نگه داشتم، واقعا کارم درست است، واقعا اینها حق هستند. امکان دارد به صورت ناخودآگاه برای انسان پیش بیاید و این سوال یک سوال خوبی است وقتی به دنبال جواب برود و به جواب برسد که مرحلهی بعد قویتر از مرحلهی قبل میشود. بعد وقتی که میپرسد، تحقیق و پژوهش میکند، به جوابی میرسد که واقعا از روی علم میفهمد که چرا دارد نماز میخواند. از روی علم میفهمد که چرا به این مسائل پایبند است و دارد اجرا میکند، دیگر از روی تقلید نیست، تقلید کنار میرود و خودش به علم و آگاهی میرسد. میفرماید: اگر در شک قرار گرفتی برو بپرس، پژوهش کن، تحقیق کن و بعد از آن دیگر از کسانی که در تردید هستند مباش «مُمْتَرِينَ» کسی که شکش ادامه دارد. شک اگر یک لحظه است که به دنبال جواب است شک است، مشکلی نیست. امترا و ممترین، کسی که در شک همینطور غوطهور هستند، ماهها، سالها، در شک دارد زندگی میکند، به همه چیز شک دارد، به خدا، به دین، به نماز، اینها شک دارد، واقعا حق است حق نیست؟ این میشود: «مُمْتَرِينَ» از اینها نباش، تو زود دنبال این باش که شکت بر طرف شود، آن ذهنیت منفی، آن سیگنالهای منفی، برطرف شود.
«وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ» (یونس/٩٥)
و از کسانی مباش که آیات الله را تکدیب کردند، که از بیچارگان و بدبختان خواهی شد.
دارد این صحبتها را به رسولالله (صل الله علیه وسلم) میگوید: که حساب کار دست کسان دیگر بیاید و الا که رسولالله (صل الله علیه وسلم) به اینها اینطور نمیشود. حساب کار پایینتر از رسولالله حساب کار دستشان بیاید که وقتی الله دارد با رسوالالله اینطوری میگوید؛ که اگر تو از کسانی شدی که آیات خدا را تکذیب کرد، با آیات خدا، مبارزه کرد، بیچاره و بدبخت میشود. دیگر آنهایی که واقعا در سطوح پایینتر هستند و دارند مبارزه میکنند با نماز و آیات خدا وقرآن اینها، دیگر بفهمند که چهطوری بیچاره و بدبخت میشوند. و بعد مرحلهی شک، اول شک و بعد میرسد به جواب که به حق منتهی میشود، اگر رفت به سمت منفی و ادامه پیدا کرد میشود «مُمْتَرِينَ» و اگر «مُمْتَرِينَ» همان امترا ادامه پیدا کرد، آن تردید ادامه پیدا کرد میرسد به «كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ» که میشود مبارزهی عملی، دیگر تصمیم میگیرد که آنها حق نیستند، یا با آن حق مبارزه میکند و شروع میکند به تکذیب آیات الله، که اگر به این مرحله رسید میشود «فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ».
«إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ» (یونس/٩٦)
بدون شک کسانی که کلمات پروردگارت بر آنها محقق شده، آنها ایمان نمیآورند.
یعنی کسانی که الله دیگر لطفش را از آنها چرخانده، چون که مغرور و متکبر هستند، چون لجوج هستند، متعصب هستند،
منفعت خواه وقدرت پرست هستند و اینها دیگر کلمهی پروردگارت بر آنها محقق شده که اینها بر این زاویه و مسائل زندگی میکنند، برای آنها مهم است. میفرماید: که دیگر این کلمهی پروردگارت محقق شده، تحقق پیدا خواهد کرد که اینها، این مجموعه آدمها ایمان نمیآوردند.
«وَلَوْ جَاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ» (یونس/٩٧)
اگر چه تمام نشانهها را ببینند، تا زمانی که عذاب دردناک نیامده است.
یعنی این قول از طرف پروردگار رفته یعنی این قانون خدا میداند که واقعا اینطوری است، و از روی علم شما هم بفهمید که این آدمها اگر تمام آیات و معجزات هم ببینند، تا زمانی که عذاب دردناک را مشاهده را نکردند و مرگشان را نزدیک ندیدند، آنها به این ایمان نمیآورند و حاضر نیستند دست از شهوت و منفعت و لذات واینها بر دارند.