تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۴۰
«۞ إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَىٰ ۖ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ»(انعام/۹۵)
بدون شک الله شکافندهی دانه و هسته است؛ زنده را از مرده خارج میسازد و خارج کنندهی مرده از زنده است، الله این است پس چرا از حق رو میگردانید؟
«الْحَبِّ وَالنَّوَىٰ» که حالا از آن روییدنیها درمیآید؛ «الْحَبِّ» دانه است مثل دانهی ارزن، جو، ذرت، «النَّوَىٰ» چیزی که در لای میوه قرار دارد مثل هستهی خرما، هستهی میوه؛ دانه دورش میوه نیست و «النَّوَىٰ» دورش میوه است یک چیزی آن را پوشانده، وسط یک چیزی است، در دل یک چیزی است. میگوید: «الله این دو مدل را میرویاند.» آن را (آن دانه را) شکاف میدهد، دو تکه میشود، آن روییدنی از وسطش بیرون میآید، زنده را از مرده در میآورد اصلاً همین دانهی مرده، بی جان، الان دارد حرکت میکند، هستهی خرما ده سال هم بگذارید همانجور است ولی وقتی که شکافته میشود، بیرون میآید، یک چیز زنده از وسط آن دانهی مرده دارد بیرون میآید؛ زنده را از مرده درمیآورد و بیرون آورندهی مرده از زنده است یعنی هر چیز که زنده باشد صددرصد آن را خواهد کشت، یک روزی همهی زندگان خواهند مُرد، هر چیز هم باشد. الله این است، معرفی الله این است پس چرا از حق به سمت باطل روی میگردانید؟ مگر چه مشکلی دارید؟ مگر تا اینجای قضیه چه مشکلی داشت که نمیخواهید واقعیت الله را بپذیرید «ذَلِكُمُ اللَّهُ» این الله است.
«فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»(انعام/۹۶)
شکافندهی صبح است؛ و شب را آرام قرار میدهد، و خورشید و ماه با حساب و کتاب در چرخش هستند؛ این است اندازهگیری دقیق الله قدرتمند و بسیار دانا.
شکافندهی صبح است، صبح میشکافد. اصلاً این صفحه، صفحهی حرکت است، دارد حرکت و رشد، حرکت و رشد… که این دنیا به بزرگی در حرکت است، این صفحه دارد حرکت عالم هستی را به تصویر میکشد؛ آن حرکت دانه که از آن یک درختی بیرون میآمد، یک زراعتی بیرون میآمد، آن حرکت. الآن صبح دارد میشکافد و حرکت و پویایی شروع میشود و شب را آرام قرار میدهد، (ساکن، آرام) و خورشید و ماه را با حساب و کتاب در حرکتند، در چرخش هستند. «حُسْبَانًا» چرخش دقیق، خورشید و ماه برایشان قرار داد این است اندازهگیری و مهندسی دقیق الله عزیز، بسیار غالب و قدرتمند و بسیار دانا، این است حساب و کتاب الله که در این عالم هستی راه انداخته است (چرخش خورشید و ماه)
«وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»(انعام/۹۷)
و الله آن کسی است که برای شما قرار داد ستارهها را تا راه را در تاریکیهای خشکی و دریا به وسیلهی آن پیدا کنید؛ قطعاً ما آیات را مفصل بیان میکنیم برای قومی که علمش را دارند.
و الله آن کسی است که برای شما قرار داد ستارهها را تا راه را در تاریکیهای خشکی و دریا به وسیلهی آن پیدا کنید در تاریکی شب گرفتار میشوید، شمال و جنوبتان را نمیتوانید تشخیص بدهید، برایتان ستارهها را قرار داد که از آن ستارهها شما میتوانید راهتان را پیدا کنید از آن ستارهها (دبّ اكبر و دبّ اصغر و ستارههای پرنور و کمنور) و در خطی که آنها را قرار داده، در آن خط شما قشنگ میتوانید شمال و جنوب را بشناسید و بتوانید در مسیر به راهتان ادامه بدهید که این قضیه، خیلی از ناخداها، ملوانها در دریا، و خیلیها در خشکی، وقتی تجربهاش را دارند، علمش را دارند، از ستارهها برای رهیابی استفاده میکنند و قرن ها هم از آن استفاده شده میگوید: «الله این است که ستارهها را منظم قرار داده تا شما بتوانید در شب که هیچکس نمیتواند به دادتان برسد، از این ستارهها برای راهیابیتان استفاده بکنید. «قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» قطعاً ما آیات را مفصل (نه با عجله)، به تفصیل، آرام و مرتب، آیات را بیان میکنیم برای قومی که البته علمش را دارند، میفهمند چطوری با این ستاره راه را میشود پیدا کرد هر کسی علمش را ندارد، این را درک نمیکند برای قومی که علمش را دارند که تعدادشان هم کم نیست برای این قوم ما اینها را قرار دادیم.
«وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ»(انعام/۹۸)
و الله آن کسی است که شما را از یک نفس پدید آورد پس در حال استقرار و در حال رها شدن؛ ما آیات را مفصل بیان کردیم برای قومی که اهل فهم و درک هستند.
و الله آن کسی است که شما را از یک نفس، از یک وجود پدید آورد پس در حال استقرار و در حال رها شدن، رها کردن یعنی شما را قرار داد که در مرحلهای استقرار داشته باشید و در مرحلهای هم ترک کنید، به ودیعت بگذارید و رها کنید، ترک کنید و بروید یعنی باز حرکت! انسان از یک وجود، از یک نفر به وجود آمده، از همان اول از ابتدا از آدم علیه السلام و بعد شما، در همین حرکت شما را قرار داد «مُسْتَقَرٌّ» در یک مرحلهای شما استقرار پیدا میکنید. اصلاً از قبل از خلقت انسان که باشد از مواد تشکیل دهندهی خون و اجزای مختلف بدن و… تا قطرهی آبی که انسان از آن تولید میشود که در میوهها و گوشت و خوراکیها قرار دارد، در آنجا مستقر هستند و بعد از آنجا رها میکنند میآیند در بدن آدم، تبدیل میشوند به آن موادی که از آن (از قطرهی آب) انسان تشکیل میشود و بعد از آن از پدر، مادر. در شکم مادر مستقر میشود، بعد از آن شکم را رها میکند، «مُسْتَوْدَعٌ» ترک میکند، رها میکند، میآید در زمین مستقر میشود (حرکت، رشد) در زمین استقرار پیدا میکند، سن طفولیت رها میکند میرود نوجوانی، رها میکند میرود جوانی، رها میکند میرود میانسالی، رها میکند میرود پیری، «مُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ» حرکت، میمیرد، دنیا را رها میکند در قبر مستقر میشود، دنیا را مستودع میکند رها میکند، و در قبر هم از آنجا هم به صحرای محشر میرود و مستقر میشود در نهایت به بهشت و یا جهنم، الله این است شما را از یک نفس به وجود آورد و مرحله به مرحله استقرار و استوداع شما را به جلو برد. امر پایدار میشود: «مُسْتَقَرٌّ» در مرحلهی پایداریاش، و امر ناپایدار و رها کردنی میشود: «مُسْتَوْدَعٌ»، «قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» ما آیات را مفصل بیان کردیم برای قومی که اهل فهم و درک هستند، اهل بصیرت هستند، به وجودشان و به مراحل زندگیشان که چطوری دارند پیش میروند، اینها را میبینند، اهل فقه و فهم و درک هستند؛ برای این قوم ما آیات را اینجور مفصل بیان میکنیم.
«وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ ۗ انْظُرُوا إِلَىٰ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»(انعام/۹۹)
و الله آن کسی است که آب را از آسمان نازل کرد پس ما خارج کردیم به وسیلهی آن (آب) روییدنیها از هر چیزی که میروید، از آن سبزه درآوردیم، ما از آن دانه بیرون آوردیم که روی هم متراکم است، و از درخت نخل از آن شکوفه ما خوشهی نزدیک به هم بیرون آوردیم و باغها از انگور و زیتون و انار، شبیه به هم و غیر شبیه به هم؛ نگاه کنید به ثمرش وقتی که ثمر میدهد و رسیدنش، بدون شک که در تمام این قضایا برای شما نشانههایی است البته برای قومی که اهل ایمان هستند.
و الله آن کسی است که نازل کرد از آسمان آب، آب باران یا برف یا تگرگ که نهایت آب میشود پس ما (الله) خارج کردیم، ما خارج کردیم به وسیلهی آن آب، روییدنیها از هر چیزی که میروید، که قابل روییدن است ما از آن خارج کردیم حالا سبزیجات باشد، صیفیجات باشد، مرکبات باشد، ما از آن آب از زمین خارج کردیم و «فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا» بعد از آن مرحله که از آن دانه خارج شد یعنی جوانه زد حالا «فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا» از آن سبزه درآوردیم، برگ، ساقه، تنه، ریشه، از همان روییدنی از همان دانه از همان جوانه، ما اینهایی که سبز هستند، زنده هستند درآوردیم. «نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا» حالا مرحلهی بعدی، حرکت به سمت رشد، دانه دارد رشد میکند از آن ساقه و خوشه، ما از آن دانه بیرون آوردیم «حَبًّا» که روی هم متراکم است، روی هم انباشته است، فشرده است تصور کنید دانههای موز چطوری به هم چسبیده! تصور کنید دانههای خرما، رطب چطوری به هم چسبیده! از وسط آن، از سبزهی درخت (حالا از ساقهی درخت یا از دل درخت) ما دانههایی که به هم متراکم و انباشته است بیرون آوردیم «حَبًّا مُّتَرَاكِبًا» «مُّتَرَاكِب» همان معنای متراکم و انباشته است، «وَمِنَ النَّخْلِ» و از درخت نخل، «مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ» از شکوفهاش که از دل درخت بیرون میآید، «طَلْع» شکوفهای که بیرون میآید از آن شکوفه ما خوشهی نزدیک به هم بیرون آوردیم تبدیل به یک خوشه میشود که هر کدام از آنها به همدیگر نزدیک است و بعد از آن بیرون آمدن که حالا به قول محلیها یک پَنگی دارد و قشنگ خودش را، میوهاش را نزدیک در دسترس میآورد بالا نمیرود یعنی این ظرفیت را دارد که آن میوه را در دسترس قرار بدهند، پایین بیاید که به راحتی از پایین برود و شخص آن میوهها را بچیند، این میشود: «دَانِيَةٌ»، آن خوشهها را، دانهها را نزدیک قرار دادیم، «وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ» و باغها از انگور، انواع انگورها؛ درختی، بوتهای، «وَالزَّيْتُونَ» و از زیتون، باغهای زیتون ما درآوردیم، ما تشکیلش دادیم، «وَالرُّمَّانَ» و انار، «مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ» شبیه به هم و غیر شبیه به هم؛ انار، انار است ولی یکی در دلش دانههای سرخ، ولی یکی زرد، رنگارنگ، طعمشان با هم متفاوت و بعضی هم طعمشان مثل هم، یا دانههای خرما مثل هم و همان درخت خرما انواع رطبها، انواع درختان نخل، «مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ» رنگشان فرق میکند، طعمشان فرق میکند، اسمشان فرق میکند. «انظُرُواْ إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ» شما نگاه کنید، تماشا کنید به ثمرش، تماشا کنید، اگر هم اهلش هستید تحقیق و تفحص کنید، پژوهش کنید که چه تغییر و تحولاتی دارد انجام میشود؛ از ابتدای ثمرش تا رسیدنش، «إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ» وقتی که ثمر میدهد، اوّل اولش دانهی ریز، «وَيَنْعِهِ» و رسیدنش، وقتی آن میوه میرسد، پخته میشود، آمادهی بهرهبرداری میشود. میگوید: «اینها را تحقیق کنید که چه تغییر و تحولات فیزیکی و شیمیایی دارد اتفاق میافتد، چه معجزاتی اینجا دارد اتفاق میافتد.» میگوید: «بروید خوب تماشا کنید.» وقتی که از یک دانه مثلاً دانهی خرما حالا به قول گفتنی بعضی میگویند خَرَک، بعضی میگویند خِلال، بعضی میگویند کُنگ، تا میرسد به رطب که نرم میشود و شیرینتر از هر زمانی میشود؛ تا رسیدنش اینها را به آن دقّت کنید که چه مراحلی دارد طی میکند. «إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» بدون شک که در تمام این قضایا برای شما نشانههایی است؛ البته برای قومی که اهل ایمان هستند، ایمان دارند که الله وجود دارد، اینجا آفرینندهای وجود دارد و خود به خود اینها تغییر و تحول دارد در آن انجام نمیشود، اینها حرکت طبیعت نیست، الله اینها را گذاشته، ایمان دارند به وجود و وحدانیت الله: «لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»
«وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ»(انعام/۱۰۰)
و برای الله شریکانی از جن قرار دادند در حالیکه آنها را آفریده، و بدون علم برایش پسران و دختران اختراع کردهاند؛ الله پاک و منزه است از آنچه که در مورد الله توصیف میکنند.
و قرار دادند برای الله شریکانی از جنّ در حالیکه آنها را آفریده. اللهای که تمام این هستی را اینجوری دارد پیش میبرد و این برنامه برایش ریخته و چقدر مرتب دارد اینها را میآفریند و به جلو میبرد، برای این الله شریک قرار دادهاند آن هم از نوع جن! در حالیکه الله خودش آنها را آفریده «وَخَلَقَهُمْ»، اینها در عالم هستی چه کاره باشند؟ هیچ نقشی ندارند و جن را شریک الله قرار دادند «وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ» و برایش پسران و دختران اختراع کردهاند، «بِغَيْرِ عِلْمٍ» بدون علم، همینجور به الله نسبت دادند که پسر دارد و دختر دارد و اینها پسران خدا هستند و اینها دختران خدا هستند... بدون آگاهی همینجور خیلی راحت از دهانشان بیرون میریزند، اینجور به الله میگویند. الله پاک و منزه است و بسیار بلند مرتبه است از آنچه که در مورد الله توصیف میکنند «سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ»
«بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»(انعام/۱۰۱)
نوپدیدآورندهی آسمانها و زمين است؛ چطوری برایش فرزند است در حالی که همسر ندارد؟ و همهی چیزها را آفریده و او نسبت به تمام چیزها آگاه است.
نوپدیدآورندهی آسمانها و زمين است، بدون هیچ نقشهی قبلی از صفر آسمانهای به این عظمت و زمین به این پیچیدگی را به وجود آورده است. «أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ» چطوری برایش فرزند است؟ از کجا میخواهد برایش فرزند باشد؟ «وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ» در حالیکه همسر ندارد، زن ندارد، چطوری برایش فرزندی باشد! الله صاحب فرزند باشد چه میگویید؟ چرا توجه نمیکنید؟ چرا بدون علم میگویید؟ «وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ» و شما هر چه ببینید هر چه بگویید الله آن را هم آفریده، همهی چیزها را الله آفریده، خلقش کرده، چیزی وجود ندارد که الله خلقش نکرده باشد که حالا نوبت برسد که پسر یا دختر خدا باشد، همهی چیزها را الله آنها را آفریده، «وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و الله نسبت به تمام چیزها آگاه است و هیچ چیز نیست که دیگر وجود داشته باشد و الله آن را نداند، علم الله بر همه چیز احاطه دارد.