تلاوت این صفحه:
صفحه ۶
«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» (بقره/۳٠)
و آنگاه که پروردگارت به ملائکه گفت: من قرار دهنده جانشینی در زمین هستم گفتند: آیا میخواهی در زمین کسی را قرار دهی که فساد و تباهی میکند و خونها میریزد درحالی که ما مرتب حمد تو را تسبیح میگوییم و تقدیس تو را میگوییم فرمود: من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
و آنگاه که پروردگارت به ملائکه گفت: من قرار دهنده جانشینی در زمین هستم، دارد صحبت از یک چیز را برایمان بیان میکند و آن هم صحبت از پیدایش ما است. این آیه و این صفحه در مورد تاریخچهی انسان بر روی کره زمین صحبت میکند اگر ما تئوریهایی خواندیم و در ذهنمان است آنها را کنار بگذاریم. چگونه انسان بر روی کره زمین آمد؟ این سوالات کلیدی در ذهن هر کسی وجود دارد:
من چه کسی هستم؟ از کجا آمدهام؟ چه کسی من را آورده؟ برای چه آمدهام؟ به کجا میروم؟ سرنوشتم چه است؟
این سوالهایی است که ذهن همه بشر را به خود مشغول کرده و جوابهای زیادی برای او ارائه شده، منتها ما باید پای جواب قرآن بنشینیم. الان قران دارد صحبت میکند و این سوالات را برایمان پاسخ میدهد فعلاً ذهنیتهایمان را کنار بگذاریم و ببینیم که قرآن چه میگوید. «وَإِذْ» و به یاد داشته باش. آن روز که پروردگارت به ملائکه گفت من بر روی زمین خلیفه و جانشینی قرار خواهم داد «قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا» گفتند: آیا میخواهی در زمین کسی را قرار دهی که فساد و تباهی میکند «وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ» و خونها میریزد «وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ» درحالی که ما به حمد تو تسبیح میگوییم حمد و تسبیح تو را مرتب میگوییم و تو را از هر عیب پاک و منزه میدانیم و تقدیس تو را میگوییم پس چرا انسان را که خونریزی میکند قرار میدهی؟! «وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ» فرمود: من چیزهایی میدانم که شما نمیدانید.
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» (بقره/۳۱)
و الله به آدم اسمهای همه چیز را یاد داد و بعد آن را بر ملائکه عرضه کرده و فرمود که شما اسم اینها را به من خبر دهید اگر شما واقعاً راست میگویید.
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» و الله به آدم اسمهای همه چیز را یاد داد «ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ» و بعد آن را بر ملائکه عرضه کرده، «َقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» و فرمود که شما اسم اینها را به من خبر دهید اگر شما واقعاً راست میگویید.
الله به انسان اسمها را آموخت و تفاوت انسان با ملائکه در همینجا؛ یعنی اندیشه است. چرا اسم ها را به انسان آموخت؟
چون انسان به وسیله اسمگذاری اندیشههایش را منتقل میکند و میتواند ارتباط برقرار کند، صحبت کند، بنویسد و به نسلهای بعدی و آدمها به وسیله اسمها انتقال بدهد. این نکته را جا دارد یک مثال بگویم شما توجه بکنید، دوتا خواهر یا برادر که مادر به آنها میگوید بیایید. این مادر یک اسم است همان کسی که او را متولد و بزرگ کرده اسم او را گذاشتیم “مادر” این خودش یک نامگذاری است بعد میگوید همین عملیات تکلم، وقتی که انسان صحبت میکند تارهای صوتی و لبها وقتی که دارد صحبت میکند اسمش را گذاشتهایم “گفتن” این خودش یک نامگذاری است. مادر دارد میگوید بیایید و وقتی که دارند راه میروند و آن عملیاتی که پاهایشان را جابهجا میکنند و راه میروند اسمش را گذاشتهایم “آمدن”، این خودش یک نامگذاری است و اگر دقت بکنید ریشهی تمام صحبتهایمان نامگذاری است و یک علم بزرگی که خیلی از مسائل را حل میکند اسمش را گذاشتهایم ریاضی که یک نامگذاری است، ولی ببینید داخل این اسم چند حرفی دنیای معلومات وجود دارد با یک نامگذاری خیلی راحت یک معنایی را که باید یک ساعت توضیح داده شود در یک کلمه نامگذاری کل معنا را به طرف مقابل منتقل کردیم و الله نامگذاری را به آدم یاد داد و بعد به ملائکه فرمود: شما بفرمایید به من بگویید. ملائکه نتوانستند نامگذاری بکنند و اسم اشیا را نفهمیدند به همین خاطر گفتند:
«قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ» (بقره/۳۲)
گفتند: پروردگارا تو پاک و منزه هستی ما هیچ علمی نداریم جز آنچه که تو به ما آموختی، بدون شک تو بسیار دانا و با حکمت هستی.
«قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا» گفتند: پروردگارا تو پاک و منزه هستی ما هیچ علمی نداریم جز آنچه که تو به ما آموختی ما این را بلد نیستیم «إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ» بدون شک تو بسیار دانا و با حکمت هستی.
«قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ» (بقره/۳۳)
فرمود ای آدم! ملائکه را به اسمهایشان خبر بده، زمانی که آدم اسمها را به ملائکه خبر داد الله فرمود: آیا من به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را میدانم و من چیزهایی را که آشکار کردید وچیزهایی را که کتمان کردید همه را میدانم.
«قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ» فرمود ای آدم آنها (ملائکه) را به اسمهایشان خبر بده و به آنها اسمهایشان را بگویید.
«فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ» زمانی که آدم اسمها را به ملائکه خبر داد الله فرمود: «أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ» آیا من به شما نگفتم که من غیب آسمانها و زمین را میدانم من میدانم که چه کسی را آفریدم، این آدم چه ویژگیهای منحصر به فردی دارد. این آدم ویژه است و با ملائکه تفاوت دارد قدرت اندیشه، نامگذاری و قدرت تولید علم دارد من کار خودم را خوب بلد هستم. من همه چیز را میدانم و میدانم و چیزهایی را که کتمان کردید و چیزهایی که آشکار کردید همه را میدانم چیزهایی را که گفتید و چیزهایی را هم که نگفتید همه را میدانم.
«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» (بقره/۳۴)
و آنگاه که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید پس سجده کردند به جز ابلیس که خودداری کرد و خودش را بالاتر گرفت و از کافران شد.
و آنگاه که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید پس سجده کردند به جز ابلیس. باز یک «و اذ» دیگر؛ یعنی نقطه یک شروع ماجرا و حقیقت دیگر. الله در همان روز اول؛ یعنی روز ملاقات آدم با ملائکه از ملائکه خواست که این انسان با این ویژگیها را سجده کنند و به وجود و حضورش در این عالم اقرار بکنند، بین ملائکه مجلس انس و شناخت ایجاد کرد تا بین این آدم و ملائکه انس و محبت ایجاد شود چون ملائکه هستند که در سراسر زندگی انسان حضور دارند از همان اول بودند در باران، رزق، روزی و تمام زندگی آدم هستند. حتی موقع مرگ آدم با ملائکه سر و کار دارد (که ملکالموت است) در قبر، صحرای قیامت، در بهشت و جهنم تمام زندگی انسان را ملائکه در برگرفته و الله روز اول این جلسه معارفه را گذاشت، به وسیلهی همین دستور تا یک انسی بین ملائکه و آدم ایجاد شود ملائکه آدم را پذیرفت و سجده کرد اما ابلیس آدم را نپذیرفت، به این فضل و وجود و کرامت آدم اقرار نکرد «أَبَىٰ» خودداری کرد «وَاسْتَكْبَرَ» و خودش را بالاتر گرفت «وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ» و از کافران شد.
«وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ» (بقره/۳۵)
و گفتیم ای آدم! تو و همسرت ساکن بهشت شوید و بخورید هر آنچه که دوست دارید گوارای وجودتان، ولی به این درخت نزدیک نشوید وگرنه از ظالمان میشوید.
«وَقُلْنَا يَا آدَمُ» و گفتیم ای آدم «اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ» تو و همسرت ساکن بهشت شوید همین جا داخل باغ ساکن شوید «وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُم» و بخورید هر آنچه که دوست دارید گوارای وجودتان. «وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ» منتها به این درخت نزدیک نشوید «فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ» که اگر به این درخت نزدیک شوید از ظالمان میشوید.
«فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ» (بقره/۳۶)
پس شیطان آن دو را به لغزه انداخت و وسوسهشان کرد پس آن دو را از آن موقعیتی که در آن بودند خارجشان کرد، و گفتیم از اینجا فرود بروید که بعضی از شما دشمن بعضی دیگر خواهید بود و برای شما در زمین محل استقرار و امکانات زندگی از همه چیز فراهم است پس به زمین فرود آیید و در آنجا زندگی کنید.
«فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا» پس شیطان آن دو را به لغزه انداخت و وسوسهشان کرد «فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ» پس آن دو را از آن موقعیتی که در آن بودند خارجشان کرد. «وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» و گفتیم از اینجا فرود بروید که بعضی از شما دشمن بعضی دیگر خواهید بود، همان ابلیس که اقرار نکرد و همین آدم و حوا الان شما بروید شما دیگر دشمن هم خواهید بود و بروید زندگی خودتان را بکنید که در زندگیتان چه کارها انجام بدهید و شما برای این آمدهاید «وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ» و برای شما در زمین همه چیز فراهم است محل استقرار و زندگی و تمام وسایل و امکانات زندگی برایتان مشخص شده تا زمان مشخص که میتوانید از این امکانات استفاده کنید، پس به زمین فرود آیید و در آنجا زندگی کنید.
«فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» (بقره/۳۷)
پس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد و به وسیله آن کلمات، به درگاه الله برگشت و توبه کرد و الله توبهاش را پذیرفت، بدون شک که الله خودش توبهپذیر و بسیار مهربان است.
پس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد و به وسیله آن کلمات، «فَتَابَ عَلَيْهِ» به درگاه الله برگشت و توبه کرد و الله توبهاش را پذیرفت «إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» بدون شک که الله خودش توبهپذیر و بسیار مهربان است.