دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۲۱۸
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ (یونس/۷۹)
و فرعون گفت: هر ساحر دانایی را برای من بیاورید.
زمانی که پیامبر موسی (ع) و برادرش هارون آمدند سراغ فرعون و یکسری نشانهها و معجزات به او نشان دادند، خب فرعونی که نمیخواست ایمان بیاورد فوراً آنها را به توطئه متهم کرد و نشانههایشان معجزاتشان را به سحر. و حالا میگوید من میخواهم با ایشان مقابله بکنم، شما بروید همکارهای این، کسانی که علم سحر بلدند، آدمهای زبردست، ماهر، توانمند، همهی این ساحرها را جمع بکنید از دور و نزدیک، آنها را بیاورید پیش من وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ، هر چی که دم دست است در منطقه ساحرها را جمع کنید.
فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ (یونس/۸۰)
پس زمانی که جادوگران آمدند، موسی به آنها گفت: آنچه که میخواهید بیندازید، بیندازید شروع کنید يعنی سحرتان را اجرا بکنید.
خب باز البته جرأت پیامبر موسی (ع) هم قابل توجه است؛ آن همه جادوگران و شعبدهبازی و آن همه تجربه که آنقدر سن و سال گذاشته بودند در آن کار، و الآن ایشان اصلاً گاهی چنين علمی نه خوانده نه بلد است، آدمهای عجیب و غریب با ابزار و وسایل عجیب و غریب آمدهاند و پیامبر موسی میگوید که یا الله اجرا بکنید، بریزید، هر چه که سحر دارید و میخواهید انجام بدهید بیایید انجام بدهید؛ هیچ ترسی به خودش راه نمیدهد.
فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ (یونس/۸۱)
پس زمانی که اجرا کردند آن سحرشان را، موسی گفت: چیزهایی که شما آوردید سحر است؛ شکی نیست که الله خیلی زود آنها را باطل میکند، بدون شک الله عمل انسانهای مفسد را به سرانجام نمیرساند.
آمدند ریختند آن جادو و وسایلشان را. پیامبر موسی وقتی که تماشا کرد آن همه سحر و جادو، آن همه تحرکی که داشتند، آن انواع به شکلهای مختلف حیوانات یا مارها در آورده بودند، پیامبر موسی گفت همهی اینها سحر است، جادو است، خدا هم خیلی زود آنها را باطل میکند، برملایتان میکند، و آدم اگر عملش یا نیّتش فاسد باشد آن اصلاً به سرانجام نمیرسد يعنی موفق نمیشود.
وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (یونس/۸۲)
و الله حق را با کلماتش محقّق میکند، به سرانجام میرساند، به اثبات میرساند هر چند که انسانهای مجرم خوششان نیاید.
فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ (یونس/۸۳)
پس ایمان نیاورد به موسی مگر نسل جوانی از قومش، با وجود ترس از فرعون و درباریانش که آنها را به فتنه و عذاب و شکنجه مبتلا کنند، و بدون شک که فرعون خیلی سلطهگر بود، سلطهجو بود در زمین و بیشک که او از اسرافکاران بود.
بعد از اینکه نشان داد پیامبر موسی (ع) آن معجزهاش را و آن عصا، که حالا جای دیگر به تفصيل میآید چون اینجا الآن بحثِ به تفصيل بیان کردن داستان نیست. جزئیات را الآن نمیگوید. دارد در این سوره و این آیات که میخوانیم یکسری مسائلی و قضایایی قبلاً مطرح کرده، و الآن در باب اثبات آن مسائلی است که قبلاً بیان شده، مثلاً اینکه آدمهای متکبر با هیچ دلیلی ایمان نمیآورند تا لحظهی آخر، تا لحظهی مرگ. الآن دارد اثبات میکند که فرعون چه طوری اینجوری انجام داد و همهی آدمهای متکبّر اینجوری هستند، تا کارد به استخوانشان نرسیده حاضر نیستند از موضعشان دست بردارند. دارد اثبات میکند که پیغمبران چقدر برای مردم دلیل و اثبات و استدلال و اینها آوردند. دارد اثبات میکند که چقدر این انسان ناسپاس است در مقابل خدا و به این شکل دارد قضایایی که قبلاً یا قوانینی که قبلاً بیان فرموده الآن دارد آنها را بیان میکند، به همین خاطر در همان راستا الآن دارد صحبت میکند.
میفرماید که به پیامبر موسی (ع) ایمان نیاورد با وجود تمام آن معجزه و معجزهی بزرگی که آنجا اتفاق افتاد و همه با چشم سر دیدند ولی هیچ کس ایمان نیاورد، چرا ایمان نیاورد؟ مردم میترسیدند از فرعون، از آن سربازانش، نیروهایش میترسیدند که تهدیدی بودند بر آنها، شکنجه میدادند، نابود میکردند، میکشتند و الّا فقط میفرماید إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ: یک نسل جوان، ذُرِّيَّة میشود نوجوانها و نسل جدید. نسل جوان از قوم حالا از قوم کی؟ از قوم فرعون و هم از قوم موسی هر دو تا میشود که شامل این مِّن قَوْمِهِ بشود. بالاخره جوانها یک تعدادی ایمان آوردند با وجودی که آنها هم میترسیدند از فرعون و آن نیروهایش.
أَن يَفْتِنَهُمْ: که آنها را به فتنه بیندازند یعنی شکنجه بدهند، عذاب بدهند، برای آنها دردسر درست بکنند و میفرماید که فرعون بله کارش اصلاً همین بود.
لَعَالٍ فِي الأَرْضِ: در زمین علوّ داشت، تکبّر داشت و سلطهگر بود، سلطهجو بود.
وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ: خیلی زیادهروی میکرد يعنی اگر دست به کاری میزد دیگر واویلاا! وحشتناک در آن کار زیادهروی میکرد. اگر کسی را میگرفت بدجور او را تهدید میکرد به قتل و شکنجه میداد و بالاخره تکه تکهاش میکرد. مُسْرِفِين: در قتل در شکنجه در اذیّت کمرسی نمیکرد، فقط کسی دستش نیفتد، با کمال بیرحمی پوستش را میکند، این کار را انجام میداد، میفرماید این و إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ خیلی اسرافکار و زیادهرو بود.
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ (یونس/۸۴)
و موسی گفت: ای قوم من، اگر شما واقعاً به الله ایمان آوردید پس بر او توکل کنید اگر واقعاً مسلمان هستید.
حالا ایمان آوردند، و تهدید و شکنجه دیگر پشت سرشان است و فرعون دیگر حالا خب دیگر دستبردار نیست و نخواهد بود. حالا موسی برای تقویت قلب آنها میگوید که شما اگر واقعاً ایمان آوردید و پی بردید به حقیقت خدا، حقیقت پیغمبری من و به این ستمگر بودن فرعون که باید نابود بشود، واقعاً اگر شما ایمان به خدا آوردید پس آن را يعنی الله را پشتیبان خودتان قرار بدهید، به الله تکیه کنید فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ اگر واقعاً شما مسلمان هستید، تسلیم امر الله هستید. چون عرض کردیم که تمام پیغمبران و پیروانشان همه مسلمان بودند، با این امت آخر هم همه مسلمان هستند، يعنی همه یک خط واحد و یک امت واحد هستند، يعنی آنها هم برادرهای ما خواهرهای ما بودند آن مؤمنان، و این مؤمنان هم برادران و خواهران آنها هستند، هیچ فرقی نمیکند در اینکه آنها مسلمان بودند و مؤمن بودند.
فَقَالُواْ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (یونس/۸۵)
پس گفتند: بر الله توکل نمودیم؛ پروردگار ما، ما را موجب فتنهای برای قوم ظالم قرار نده.
بله آنها هم به صحبت پیامبر موسی گوش دادند، واقعاً اجابت کردند آن سخن پیامبر موسی را که اگر شما واقعاً ایمان آوردید الله را پشتوانهی خودتان قرار بدهید. آنها هم پذیرفتند بله ما واقعاً ایمان آوردیم و واقعاً هم بر الله توکل کردیم که الله کمکمان بکند در این مصیبت بزرگی که جلوی رویمان است. و میفرماید که دعا کردند آنها خدایا ما را موجب فتنهای برای قوم ظالم قرار نده یعنی ما را گرفتار و بیچاره زیر دست این قوم ظالم نکن که آنها ما را عذاب بدهند، ما را نابود بکنند، ما را شکنجه بدهند، خدایا ما را از دست اینها نجات بده که موجب فتنه و شکنجه و عذاب نشویم زیر دست آنها.
وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (یونس/۸۶)
و خدایا به رحمت خودت ما را از قوم کافر نجات بده.
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (یونس/۸۷)
و ما وحی کردیم به موسی و برادرش، که شما دو نفر برای قومتان در مصر خانههایی را ترتیب بدهید، و خانههایتان را قبله قرار دهید، رو در رو قرار دهید و نماز را به نحو احسن و اکمل برپا دارید، و به انسانهای مؤمن مژدگانی بده.
بعد از این مرحله که ایمان آوردند حالا دیگر آن گرفتاری و مصیبت و شکنجهها شروع شد دیگر، فرعون که رحم نکرد. اینجا میفرماید که ما به موسی و هارون وحی کردیم يعنی به ایشان دستور دادیم، یک دستور کار برای مدیریت آن بندگان، کسانی که ایمان آوردند آن مؤمنان. میفرماید به آنها این راه حل را دادیم که شما چه کار کنید. یک چند تا کار، چند تا مأموریت میدهد به پیامبر موسی و هارون. خب هر کاری باید بر اساس اصول کار پیش برود، منطق کار و حکمت کار باید پیش برود، همینجوری بدون برنامهریزی خب نباید جلو برود کارها یعنی کارها به شکست منتهی میشود. حالا برای اینکه کارها درست پیش برود میفرماید ما یاد دادیم به موسی و هارون، اینجوری به ایشان وحی کردیم که چه کار کنید. میفرماید که أَن تَبَوَّءَا یعنی مهیّا کنید، ترتیب بدهید برای قومتان داخل مصر خانههایی یا داخل شهر خانههایی. پس اول یکسری خانههایی آنجا شما ترتیب بدهید، حالا یا از نو ساخته شود یا آنها را اختصاص بدهید آن خانهها برای کل قوم، یعنی یکسری خانههای مشخص هستند که آن آدمهای مؤمن بتوانند در آن خانهها بیایند، بیایند چه کار بکنند؟ بیایند اولش که آنها یک پناهگاهی داشته باشند، شاید واقعاً افرادی خانه ندارند و اصلاً تلف شوند به راحتی زیر شکنجهی فرعون و کسی اصلاً از حالشان باخبر نشود، آنها یک مأوایی داشته باشند، یک پایگاهی جایگاهی داشته باشند میفرماید اول یک خانههایی ترتيب بدهید. خب خیلی مهم است که مردم از نظر سکونت و مسکن جا داشته باشند، از نظر مادی زندگیشان مرتب باشد، بفهمند شب سرشان را کجا بگذارند. وقتی که میآیند آنجا خب همدیگر را میشناسند میفهمند و اگر فردا دیگر آن نیست میفهمند که یکی الآن گم شده کجاست؟ شاید فرعون او را گرفته زندانش کرده نابودش کرده، بالاخره آمار دست میآید. بالاخره یک جایی باشد که آنها بیایند جمع بشوند و یک امنیتی داشته باشند آنها. علاوه بر این وقتی که جمع میشوند در آن خانهها خب پیامبر موسی و پیامبر هارون علیهمالسلام هم میتوانند آنجا بروند آموزش بدهند، مثلاً دو تا پیغمبر هستند مثل معلم، تربیت میکنند، انگیزه میدهند، نکات ایمانی، آیاتی که از جانب خدا برایشان وحی میشود به آنها آموزش میدهند، به آنها میرسانند آنجا در محل تجمع در آن جاها، و یک جا هم نباشد که تجمع زیاد باشد، میفرماید بُيُوتًا یعنی چند تا خانه بسازید، آماده بکنید، ترتیب بدهید. چند تا باشد که یک جا آنجا حسّاس نباشد، رفت و آمد زیاد باشد، جمعیت زیاد باشد، خانهها متعدد باشد؛ خب این قدم اول مدیریت اول در گام اول.
بعد میفرماید وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً: خانههایتان را قبله قرار بدهید. قبله قرار بدهید دو تا معنا: یکی اینکه حالا خانههای خودتان اگر برایتان تا جایی که امکان دارد خانههایتان رو در رو باشد يعنی در کنار هم باشد، يعنی شما مؤمنان با هم همسایه شوید، دم دست هم باشید، در کنار هم باشید که کمک هم بکنید، از حال هم باخبر شوید، باقی خانهها هم تا میتوانید نزدیک هم باشد رو در رو باشد که متمرکز باشید، که موقع رفت و آمد هم برایتان آسانتر باشد امنیتتان، چون همسایههایتان از خودتان هستند امنیت جانیتان برود بالاتر. و همچنین وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً که قبله يعنی برای عبادت، یعنی محل نماز خواندن، محل عبادت؛ دیگر خانههایتان باشد محل نمازتان، مسجدتان اصلاً خانههایتان باشد. دیگر یک جایی پایگاهی برای نماز خواندن یک جایی داشته باشد آن هم با این وضعیت حساسی که فرعون ایجاد کرده، خب این مناسب نیست و خطرناک است به همین خاطر خانههایتان اصلاً قبله باشد مسجد باشد. یعنی ذهنیتتان این باشد که خانههایتان مثل مسجد به آن نگاه داشته باشید و در خانههایتان همان عبادتهای داخل مسجد به صورت جدی انجام بدهید.
وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ: و نماز را هم به نحو اکمل برپا دارید، در همان خانهها نماز بخوانید. يعنی بعد از اینکه وضعیت مادی روبراه شد حالا دیگر از نظر معنوی ارتباط با خدا خودتان را قوی بکنید، نماز بخوانید در وقت مشکلات که دیگر تنها نباشید، ضعیف نباشید، نترسید، خدا را پشتوانهتان قرار بدهید، قوی شوید با نماز، وَأَقِيمُواْ الصَّلاةَ نماز را بخوانید.
وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ: و آنهایی که مؤمن هستند به آنها خبر خوش بده. کسانی که اینها را اجرا میکنند مؤمن هستند، عملی میکنند مؤمن هستند و به انسانهای مؤمن بشارت بده.
وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ (یونس/۸۸)
و موسی گفت: ای پروردگار ما، بدون شک که تو به فرعون و درباریانش دادی زینت و اموالی در زندگی دنیا پروردگارا تا از راه تو گمراه کنند؛ پروردگار ما تو بر اموالشان هلاکت بینداز، نیست و نابود کن اموالشان را و دلهایشان را سخت و سنگ بکن، پس آنها ایمان نمیآورند تا زمانی که عذاب دردناک را ندیدهاند.
خب بعد از سالهای سال، دیگر آن مراحل دعوت و آن همه چندین سال که در آن جا فرعون و بقیهی مردم را دعوت میدادند و با استدلال و معجزه و همهی اینها، آنها اصلاً ایمان بیاور نبودند و دست آخر پیامبر موسی (ع) این دعا را میکند، میگوید: پروردگارا، این فرعون و درباریان و بزرگان دربار فرعون خدایا تو به ایشان خیلی زینت و اموال دادی، زینت، قوّت، شوکت، سلامتی، زیورآلات، طلا و جواهرات، آن همه زینت دنیا و همچنين امکانات، اموال در زندگی دنیا خیلی دارند، پول و ثروتشان خیلی زیاد است. خب پول و ثروت هم سبب میشود که آنها بیشتر مغرور بشوند، و بعد رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ با همین ثروت و زینت و غروری که دارند از راه تو گمراه میکنند باز میدارند. حالا خدایا تو این اموالشان را نیست و نابود کن: رَبَّنَا اطْمِسْ. اطْمِسْ يعنی نابود کن، هلاک کن این اموالشان را؛ این اموال. وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ اما خودشان، بر دلهایشان سخت و سنگ بکن، یعنی اینجور که مغرور و متکبر هستند دلشان هم سنگ بکن که آنها واقعیتشان اینجوری است که تا عذاب دردناک ندیدند ایمان نمیآورند. يعنی آنقدر آنها مغرور و مست و متکبر شدهاند که دیگر تا آن عذاب نیاید حالا اینها که در میدان هستند پیامبر موسی (ع) یعنی شناختش از فرعون دیگر به این مرحله رسیده که این فرعون ایمان بیاور نیست، تا عذاب نبیند ایمان نمیآورد، این قطعی است دیگر فهمیده بعد از چندین سال تجربه، میگوید خدایا پس دیگر برشان دار دیگر، نابودشان بکن.