دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه۲۶۷
«الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ» (حجر/۹۱)
کسانی که قرآن را تجزیه کردند.
در آیهی قبل، الله به رسول الله (ص) فرمود که اعلام کن که من قدرت و اجباری بر شما ندارم و فقط شما را از مسائل مهم و جدّی که جلوی رویتان است انذار میدهم و هشدار من خیلی واضع و روشن است: انذار مبین، و بعد در ادامه فرمود کسانی که قرآن را تنظیم میکنند؛ یعنی تقسیم گر هستند، آنها هم باید حواسشان باشد، این انذار برای آنها هم است. ما داریم به آنها انذار میدهیم. چه کسانی تقسیم گر هستند؟ کسانی که قرآن را تکه تکه میکنند، تجزیه میکنند.
در تقسیم قرآن: «الْمُقْتَسِمِينَ» که در آیهی قبل بیان فرمود؛ یعنی کسی که یک تکه به عنوان سهم خودش بر میدارد و میرود، میگوید این بهرهی من است و کاری به بقیه ندارم! و «عِضِينَ»: یعنی تجزیه، یک تکه از یک چیز کلی؛ یعنی با قرآن میشود این کار را انجام داد و اینجا خدا دارد تذکر میدهد، انذار میدهد به کسانی که بخواهند با قرآن اینطوری عمل کنند. پس آیا واقعیت دارد یا نه؟ در کل قرآن کریم وقتی چیزی را برای ما بیان میکند به عنوان یک تئوری است. خیلی وقتها ما و خیلی از قاریان، قرآن را میخوانیم، ولی اعمالمان موافق قرآن نیست، چرا؟
چون قرآن فقط یک تئوری است و اگر آن تئوری را در عالم بیرون لمس نکنیم، هیچ وقت آن تئوری به عمل نمیرسد و در مرحلهی بعدی باید آن تئوری را بر خودمان عرضه کنیم که آیا ما داریم دچار آن میشویم یا نه؟ اگر چیز بدی است، و اگر چیز خوبی است، آیا ما داریم آن را انجام میدهیم یا نه؟ تا این مراحل را بعد از قرآن انجام ندهیم، هیچ وقت قرآن خوانها عاملِ به قرآن نمیشوند. حالا این مسئلهی مهمی است که قرآن دارد بیان میکند در مورد یک گروه که با قرآن این کار را انجام میدهند، هم باید در عالم بیرون دید و هم باید آن را بر خودمان عرضه کنیم. میفرماید کسانی که قرآن را تجزیه میکنند؛ یعنی مثلاً قرآن صحبت میکند در مورد اینکه انسانها اختیار دارند و با اختیارشان کارهای خوب یا بد انجام میدهند.
(این یک مجموعهی آیاتِ یک مجموعهی دیگر که میگوید خدا در این عالم هستی هر کار دلش خواست انجام میدهد و همهی خواستهها و همهی کارها به امر خداست، به اذن خدا است، این دو تا قسمت بود، انگار ضد هم هستند؛ حالا مجموعهای از آدمها آن اولی را انتخاب میکنند، که هرچه است ما انجام میدهم اینجا خدا کارهای نیست و انسانها هستند که تصمیم میگیرند! اینها مثلاً قَدریّه میشود، دسته دوم میگویند ما چه کاره هستیم! هر چه دارد اتفاق میافتد خدا دارد انجام میدهد، ما خوب یا بد کنیم همه خدا دارد ما را وادار میکند، چیزی دست ما نیست! یعنی یک مجموعهی آیاتی است که میگوید دست شما است، فقط آنها را انتخاب میکنند و میگویند دست شما نیست، فقط آنها را میگیرند، تکه تکه میکنند، در حالی که هر دوتای آنها قرآن است؛ یعنی یک سری کارهایی است که حق انتخاب دارید، اینها را رها میکنند و میگویند اینها سهم ما نیست. یا مثلاً در عالم گناهان، اگر کسی یک گناه انجام دهد آن شخص کافر میشود، همان طور که گروههایی در طول تاریخ بودند که با انجام یک سری گناهانی، ولو که کبیرِ آنها را تکفیر میکردند، کافر میدانستند. یک گروههایی هم که میگویند آدم هر کاری انجام دهد هیچ وقت امکان ندارد به یک کافر تبدیل شود! این دو مجموعه آیات هم برای هر دوتا است؛ در حالی که قرآن هر دوتا است، یک سری کارهایی، با یک سری نیتهایی انسان را به یک کافر تبدیل می کند، اما یک سری کارهایی نه، هر دوتا با هم است، این قابل تجزیه نیست که ما عقاید یک گروه را قبول کنیم یک مجموعهی آیات، که این مذهب ماست، فکر ما این است، آن یکی را بیاییم توجیح بکنیم، تعبیر کنیم و جواب آن آیات را بدهیم.
و به همین شکل؛ خدا یک سری چیزهایی میگوید، فقط خدا! یک آیاتی میآید که انگار یک سری چیزهایی انسان میتواند، اجازه دارد به عنوان دست آویز برای خودش قرار دهد؛ بعد آنها را میگیرد و دچار شرک میشود، این قرآن، هر دو باهم قرآن هستند و الی آخر… (إِن هلما و جرا) در قرآن آیات زیادی وجود دارد که اگر کسی قرآن را تجزیه کرد به گمراهی میرود. حالا میفرماید که ما داریم به این افراد هشدار جدّی میدهیم که قرآن را تجزیه نکنند، که یک سهم از آیات را بگیرند و برای خودشان همینطور بروند.
«فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» (حجر/۹۲)
پس قسم به پروردگارت تو که صد در صد ما از همهی آنها خواهیم پرسید.
که چرا این کار را انجام دادند؟! چرا با قرآن این کار را کردند؟ چه انگیزهای باعث شد؟ یکی امکان دارد آن مجموعه آیات با گروه خونیاش بیشتر میخورد، با مذاق و با مرامش بیشتر میخورد پیرو آن میشود، یا مثلاً یکی که خیلی نسبت به آن شخص بزرگ تعصب دارد، آن را خیلی قبول دارد، چون آن شخص این حرفها را زده فقط همان را میپذیرد و هر کسی به نحوی و به انگیزهای اینطوری با قرآن تعامل میکند.
میگوید قسم به پروردگار تو، به صاحب تو قسم! که از همهی آنها سوال میکنیم که چرا شما در دنیا با قرآن این کار را کردید؟! چه انگیزهای باعث شد؟ چه مقصد وهدفی داشتید؟ باید پاسخ بدهند که چرا با قرآن این کار را کردند؟
«عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (حجر/۹۳)
از آن کارهایی که انجام میدادند.
چون آن تئوری و تفکر فقط در آن تئوری باقی نمیماند و خیلی زود به عمل منجر میشود. کسی که فکر میکند در همهی کارها مجبور است و خدا دارد او را وادار میکند، آن شخص کارهایش طور دیگری از آب در میآید و کسی که فکر میکند خدا اینجا کارهای نیست و همه کار انسان، باز کارهایش طور دیگری از آب در میآید. کسی که دیگران را کافر میداند طور دیگری با مردم تعامل میکند و باز همهی اینها تبدیل به رفتار و اخلاق شخص میشود. میگوید که ما در مورد آن کارهایی که انجام میدادند از آنها میپرسیم، که چرا آن کار را با قرآن کردند؟ و چرا همچین کارهایی از آنها صادر شد؟ باید پاسخ بدهند.
«فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» (حجر/۹۴)
پس تو بشکاف و اعلام کن (اظهار کن) به آنچه که امر شدهای! و از مشرکان روی بگردان.
حالا آیات پایانی سورهی مبارکهی حجر را بیان میکند. از اول سوره بیان کرد که این قرآن روشن گر همه چیز را بیان میکند، اینی که داری میخوانی از جانب خداست، کتاب، قرآن و روشن است و همه چیز را بیان میکند و مفصلاً آن چیزی را که نیاز بود در این سوره بیان فرموده است. حالا میگوید: این قرآن را تحویل گرفتی، حالا برو! برو این قرآن را اعلام کن! به گوش همگان برسان! «فَاصْدَعْ»: یعنی سقف سکوت را بشکن و اعلام بکن! اظهار کن! آشکار کن! برای همه کس و در دسترس همه قرار بده! «بِمَا تُؤْمَرُ»: به آنچه که در این قرآن، در این دین امر میشوی. «وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ»: و از مشرکان روی بگردان؛ یعنی به انتظارات آنها توجه نکن، خواستهی آنها را کنار بذار، تو کار خودت را انجام بده و تحت تاثیر خواستههای آنها قرار نگیر، آن کسانی که تمایلاتی دارند و این قرآن و این دین برایشان صدمه ایجاد میکند، ضرر ایجاد میکند و خواستههایی دارند، تو بخاطر خواستههای آنها دست از کار نکش، به خواستههای آنها توجه نکن و برو این مسئله را به گوش همگان برسان.
«إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ» (حجر/۹۵)
بی شک که ما تو را استهزا کنندگان کفایت میکنیم.
یعنی آنهایی که تو را مسخره میکنند و میخواهند که سد راه تو شوند، میفرماید که ما خودمان میدانیم که با آنها چکار کنیم، تو خودت را درگیر آنها نکن. آنهایی که استهزا و مسخره میکنند، ما خودمان میدانیم که چگونه با آنها تعامل کنیم، ما آن کارها و نقشههایشان را از سر تو دفع میکنیم تو فقط برو جلو و این را به مردم برسان!
«الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ» (حجر/۹۶)
آن کسانی که با الله معبودان دیگر قرار میدهند، پس در آینده خواهند فهمید.
آن مشرکان، آن استهزا کنندگان که همراه الله معبودان دیگر دارند؛ یعنی یک سری انگیزههای پنهان دارند، مقاصد پنهان دارند و بخاطر آنها دارند تلاش میکنند، عکس العمل نشان میدهند، موضع میگیرند، آنها را کنار بگذار و آنها هم بعداً خواهند فهمید که دارند چکار میکند.
«وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ» (حجر/۹۷)
و به تحقیق ما میدانیم که تو سینهات تنگ میشود به خاطر حرفهایی که میزنند.
الله میگوید که ما تو را درک میکنیم ای پیغمبر! احساسات و عواطف تو را درک میکنیم. ما میدانیم که تو چقدر دلتنگ میشوی، غصهخوار میشوی، ناراحت میشوی بخاطر حرفهایشان، این حرفهای زور و ظالمانه که به تو نسبت میدهند؛ میخواهند جلوی تو، جلوی این کلام خدا را با این حرفها بگیرند و تو دلگیر و ناراحت میشوی، ما تو را درک میکنیم، ما میفهمیم که تو چقدر بخاطر این قضیه غصه میخوری و دلتنگ میشوی، «يَضِيقُ صَدْرُكَ»: سینهات تنگ میشود؛ یعنی کنایه از دلتنگی، غصه و ناراحتی است.
«فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» (حجر/۹۸)
پروردگارت را پاک و منزّه شمار با گفتن حمد پروردگارت و از سجده کنندهگان باش!
تویی که ناراحت و دلتنگ میشوی، به وقت ناراحتی و غصه بیا خودت را آرام کن، تسکین بده، به چه روشی؟ با حمد پروردگار گفتن و از الله ستایش کردن! صاحب تو! آفریننده و همه کاری تو! بیا او را ستایش کن؛ از او تعریف کن، بزرگی او را بگو و به این وسیله آن را در ذهن و قلبت پاک و منزه بشمار، بی عیب و نقص در ذهن و قلبت بشمار. این خدا در ذهنت آنقدر پاک باشد، «فَسَبِّـحْ» بی نقض باشد که باور به الله در وجودت به یک عظمتی تبدیل شود که آن را تکیهگاه و پشتوانهات قرار بدهی و دیگر هیج جا نلغزی، هیچ جا خودت را تنها نبینی و تکیه گاهت را همیشه الله ببینی، به وسیلهی حمد و ستایش پروردگارت و البته به این هم اکتفا نکن که زباناً و قلباً اینها را بگویی! «وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» و از سجدهکنندگان باش؛ یعنی نماز بخوان، همراه با کسانی که نماز میخوانند، به صورت مداوم در نماز باش!
«وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» (حجر/۹۹)
و پروردگارت را بندگی کن تا زمانی که یقیقن سراغ تو بیاید.
دائماً در حال بندگی پروردگارت باش! صاحبت را بندگی کن؛ یعنی هر انگیزه، نیّت و مقصدی را کنار بگذار. فقط پروردگارت برایت مرکزیت داشته باشد و هدف باشد. همه جا آن را بندگی کن و این مسیر را ادامه بده تا زمانی که یقین برسد؛ یعنی تا پایان زندگی، تا مرگ این مسیر را ادامه بده! یقین یعنی چیزی که شک و تردید، اما و اگر را از بین میبرد، جواب همه چیز واضع و روشن میشود و بهترین چیزی و بهترین زمانی که همهی شک و تردیدها را از بین میبرد، مرگ است که با آمدن مرگ همه چیز برای انسان مکشوف میشود، تا رسیدن به آن مرحله، مرحلهی پایانی این زندگی دنیا، تو به همین شکل بندگی پروردگارت را ادامه بده.