دانلود فایل تصویری دانلود فایل صوتی پرسش و پاسخ صفحه
تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۹۸
«كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا ۚ أُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (توبه/٦٩)
به مثل کسانی که قبل از شما بودند؛ آنها از شما قدرتمندتر بودند (از نظر قوت شدیدتر بودند) و از نظر اموال و اولاد بهرمندی بیشتری داشتند؛ پس آنها با آن بهرهای که داشتند کیف و لذتش را بردند (استفادهاش را کردند، بهربرداری کردند) شما هم به آن سهمی که دارید، دارید بهربرداری میکنید، همانطوری که آنها که قبل از شما بودند بهربرداری کردند، (با آن حصهای که داشتند، با آن سهمی که داشتند) و حسابی مشغول شدید، همانطوری که آنها هم حسابی مشغول شدند، (غوطهور شدند) آنها اعمالشان در دنیا و آخرت نیست و نابود شد، و آنها همان شدند که خسارت دیدند. (زیان دیده شدند.)
حالا میفرماید برای باز بیداری وجدان آنها، به هوش بیایند، سر عقل بیایند؛ حالا دارد بیان میکند که شما که این برنامهها و این نقشهها و این دنبال موقعیتها و منافع خودتان و حاضر شدید با همهی ارزشها مبارزه کنید که شما بالا بیاید، که همه چیز تحت کنترل خودتان باشد، از منافع اقتصادی و اجتماعی و… گیر خودتان و بچههایتان بیاید و دیگران محروم شوند. میگوید حالا شما خوب دقت کنید، شما این موقعیتها و این قدرت و شهرتها دارید، ولی دقت کنید که مثل شما و مثل موقعیت شما داشتند، کسانی که قبل از شما بودند: «كَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» آدمهایی که قبل از شما بودند، آنها از شما هم حتی قدرتشان بیشتر بود: «كَانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً»، قوتشان، موقعیتشان، برششان بیشتر بود. «وَأَكْثَرَ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا»، اموال که قدرت میدهد، اودلاد که قدرت میدهد، در کنارش شخص، شخص را تقویت میکند، اینها هم که دیگر بیشتر از شما داشتند؛ بعد نه هم اینکه فقط داشتند، از همهی ظرفیتها به نفع خودشان استفاده کردند، به نفعقدرتشان، موقعیتشان «فَاسْتَمْتَعُوا»: یعنی از این ظرفیتها استفاده کردند، نه که فقط داشته باشند، استفاده کردند، حسابی هم استفاده کردند، از آن چیزی که در دست داشتند: «فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلَاقِهِمْ»، خلاق: آنچه که در دست داشتند، آنچه که در کنارشان بود آن موقعیتها، آنظرفیتها، شما هم «فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلَاقِكُمْ»: شما هم دارید از این ظرفیتهای خود استفاده میکنید، همانطوری که آنهایی که قبل از شما بودند هم از ظرفیتهای خود استفاده کردند: «كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلَاقِهِمْ»، این تا اینجا! موقعیت و استفاده از موقعیتها و ظرفیتها، بعد «وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُوا»: و شما هم حسابی دارید غوطه ور میشوید، حسابی هم مشغول هستید، خیلی سرتان گرم است، به استفاده از این موقعیتها، منفعتخواهیها، بالا کشیدنها و بعد سوء استفاده از موقعیتهای اجتماعی و بیتالمال و همه چیز، حسابی دیگر فرو رفتهاید، سرتان گرم است، «كَالَّذِي خَاضُو»: آنها هم همینطور مشغول بودند، حسابی در این مسائل سرگرم کننده غوطه ور بودند. پس آنها چه شدند حالا ؟ «أُولَٰئِكَ»: آنهایی که قبل از شما بودند، «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ»: اعمالشان نابود شد، کجا؟ در همین دنیا! نتیجهی اعمالشان پوچ شد، صفر شد، و آخرت هم به همین شکل، نتیجهی اعمال و تمام زندگیشان پوچ شد، صفر شد. «وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: و زیان دیده شدند، یعنی اینها همش برای منفعت بود که، تمام آن ظرفیتها، اموالی و موقیتها و تمام آنقدرتها برای این بود که به منفعت برسند، ولی میفرماید که «وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: خسارت دیدهی واقعی آنها شدند. حالا یعنی آنها این شدند. شما فکر میکنید چه میشوید؟ نتیجهی کار آنها این شد، که قدرتمندتر و بالاتر از شما بودند، به صفر رسیدند. شما میخواهید به کجا برسید؟ میخواهد وجدانشان را بیدار کند، آنها را با منطق و با عقل متوجه کند.
«أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وَأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ ۚ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ ۖ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» (توبه/٧٠)
آیا نیامد سراغ آنها خبر کسانی که قبل از آنها بودند، قوم نوح، عاد، ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین، سرزمین زیر و زبر شده، پیامبرانشان سراغشان آمد با دلیلهای روشن، الله که برای آنها ظلم نکرد. آنها خودشان، (با دست خودشان، خودشان) را بیچاره و بدبخت کردند.
اصلاً قرار نشد، الله بنا ندارد که به آنها ظلم کند، ولی چرا خودشان به خودشان ظلم کردند. حالا بعد از اینکه دارد از امتهای گذشته بیان میکند که از شما قدرتشان، اموالشان، موقعیتشان بیشتر بود، آنها به صفر رسیدند، همه چیز را در دنیا و آخرت از دست دادند، حالا میگوید که بگذارید آمار بدهیم و مستند صحبت کنیم. «أَلَمْ يَأْتِهِمْ»: مگر خبر به آنها نرسیده است؟ آن خبر این قوم ها، به اسم نام میبرد، آیهی قبل به صورت کلی گفت که قدرتشان، موقعیتشان بیشتر بود، این آیه به اسم نام میبرد تا با آمار صحبت کرده باشد، مستند صحبت کرده باشد. میگوید: قوم
نوح، قوم عاد، قوم ثمود، قوم ابراهیم، اصحاب مدین (پیامبر شعیب)، «مُؤْتَفِكَاتِ»: آن سرزمین زیر و رو شده، که قوم لوط باشد که سرزمینشان زیر و رو شد، زیر و زبر شد. اینها مگر نفهمیدند، اینها که قبل از آنها بودند نه، اینها موقعیتشان، ظرفیتشان، اموالشان، هیبتشان، قدرت بدنیشان از همه لحاظ بیشتر از اینها بودند، چی شدند؟ به کجا رسیدند؟ نتیجهی دنیای آنها چه شد؟ آخرتشان هم به همان شکل، منفعت که نکردند، «أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»: بدبخت و بیچاره شدند. به اینها توجه نمیکنند؛ پیغمبران سراغ آنها آمد، مثل اینهایی که الان پیغمبر برایشان آمده با دلیلهای روشن، مثل همین پیغمبر که آمده با دلیلهای روشن، با قرآن، با نماز، با اینها، ولی دست آخر با مسخره بدبخت و گرفتار شدند. همین کاری که شما کردید آنها انجام دادند، و نیست و نابود شدند؛ این نیست و نابودی آنها، خدا که ظلم نکرد، اصلا قرار نیست که خدا به کسی ظلم کند، آنها خودشان، با دست خودشان، خودشان را بیچاره و بدبخت کردند. شما دیگر آن کارها را نکنید. شما دیگر ادامه ندهید که به همان سرنوشت و همان سرا میرسید و دچار میشوید.
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (توبه/٧١)
و مردان مومن و زنهای مومن، بعضی از آنها دوست و یار و یاریگر همدیگر هستند، امر میکنند به کارهای خوب و نهی میکنند از کارهای بد و نماز را به نحو احسنت میخوانند و زکات خود را پرداخت میکنند و از الله و رسولش فرمان میبرند. اینها خیلی زود الله رحمت خود را شاملشان میکند، مورد رحمتش قرارشان میدهد. بدون شک که الله پیروزمند حکیم است.
حالا بعد از تمام این موضوعات که در مورد منافقان گفت، یک مقایسه هم آورد که شخص متوجه شود و خصوصیات مومنان را گفت که آن منافقان در آن لحظات تنهاییشان و تفکرشان بلکه بهتر بفهمند. آن از قومهای گذشته که بیچاره شدند، اما آن مومنین و مومنات چه خصوصیاتی دارند که اگر خواستند عوض شوند. خصوصیات آدمهای خوب این است؛ میفرماید که مردان مومن و زنهای مومن بعضیهایشان اولیا و دوستدار بعضی دیگر هستند. در مورد منافقان فرمود: «بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ» اولیا نگفت، چون آنها دلسوز همدیگر نیستند، فقط همهدف و هممنفعت هستند ولی دلشان با همدیگر صاف نیست، همدیگر را دوست ندارند و فقط منافع مشترک آنها را جمع کرده است، ولی مومنین و مومنات با هم دوست و حس همدلی دارند، این میشود: «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» همدل هستند، یک دل هستند. امر میکنند به کارهای شایسته و نهی میکنند از کارهای بد، یعنی در قدم اول این همدلی بین خودشان دارند؛ یعنی انگار یک شخص مومن، یک مرد، یک زن، قبولش دارد: «بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» آن را پذیرفته به عنوان برادرش، به عنوان خواهرش و خیر خواهی او را پذیرفته و آن برادر مومن با برادر مومن خود، یعنی دروازهی دلش را به روی او باز کرده، این میشود: «أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ» به اواعتماد کرده، آن را قلباً پذیرفته، با صداقت، محبت آن را پذیرا شده و بعد از پذیرش حالا وقتی که به این مرحله رسید، حالا میفرماید: «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ»: حالا به کارهای خوب همدیگر را امر میکنند، یعنی تا قبل از پذیرفته شدن، امر کردن به کارهای معروف معنا ندارد و نهی از کارهای منکر معنا ندارد. اول باید شما را بپذیرند، قبولتان که کردند حالا میفرماید میتوانید حتی امر هم کنید، دستور هم بدهید به کارهای خوب، چون فهمیده که تو خیر خواه او هستی و نهی میکنند از کارهای بد و نماز را به نحو احسن اقامه میکنند. زکات را میدهند. از الله و رسولش هم اطاعت میکنند، اینها مشمول رحمت الله هستند، الله هم عزیز غالب پیروزمند و بسیار حکیم است، اگر میخواهید راه درست را بروید، راه درست این است.
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (توبه/٧٢)
الله به مردان مومن و زنهای مومن وعده داد، به باغهایی که از زیرش نهرها جاری است. در آن ماندگار هستند و همچنین خانههای پاک در بهشت جاودانه و رضای الله که بزرگتر است، آن است رستگاری بزرگ. ( پیروزمندی عظیم.)
بعد از خصوصیات مومنین و مومنات حالا دیگر پاداششان را بیان کرد، مثل آنجا که پاداش منافقین یا سزای منافقین را بیان کرد. بعد از بیان منافقین حالا پاداش مومنان را بعد از صفات مومنان دارد بیان میکند که الله قول داده به مردان و زنهای مومن که این خصوصیات را دارند. به آنها قول داده که بهشتی به آنها بدهد که از زیر آن نهرها جاری است؛ درختان آنها در همدیگر فرو رفته یک باغ غلیظ، پر از درختان ثمردار و خوب و زیبا، زیرش هم نهرها جاری است، از نظر زمان همیشه در آنجا هستند وخانههای تمیز: «وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً»، بی عیب، پاک، یک وقتی امکان دارد
خانه وقتی آدم چند سال دارد در آن زندگی میکند، خانه برای او تکراری شود، بعد خیلیها دست میزنند به تغییر نقشهی خانه، تغییر دکوراسیون خانه، برای این که دیگر برای آنها عادی شده، تکراری شده، دیگر دوست داشتنی آن آمده پایین، خیلی دوست داشتنی نیست، آن مسکنهای بهشت میفرماید: طیبه هست، یعنی اینکه از بس که مجلل و زیبا و با کلاس و عالی است که دیگر تکرای نمیشود، دیگر آن وضعیت آنقدر باب دلش است که دیگر هیچ وقت احساس هیچ نقصی نمیکند، «وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً» عالی، باکلاس، در کجا؟ آن هم در وسط باغها، باغهای ماندگار و همیشگی، تازه اینها که خیلی خوب بود ولی یک چیز دیگر که از همهی اینها بزرگتر است! «وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»: رضایت الله که از همه چیز بزرگتر است، رضایتمندی الله، اعلان رضایت الله از آن بندگان، میفرماید که این پیروزی بزرگی است کسی که نصیبش شود.