تلاوت این صفحه:
صفحه ۵۹
«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(آل عمران/۷۱)
ای اهل کتاب، چرا حق را بوسیله ی باطل میپوشانید؟ و در حالی که میدانید، حق را کتمان میکنید؟
خیلی از حرفهای درست و واقعی را بلدید و آنها را به مردم میگویید، حرف های حق؛ ولی حرفهای باطل، حرفهای خودتان، جهتدار، منظوردار، آنها را هم میگویید و قاطی حق به خورد مردم میدهید. چرا این کار را انجام میدهید؟ و آنجاهایی که حق برایتان ضرر دارد، کاملاً آن را کتمان میکنید و آنها را مخفی میکنید، فقط حرف خودتان و خواسته خودتان را به مردم میرسانید. چرا شما همچون کارهایی انجام میدهید؟ درمورد پیامبر عیسی، درمورد پیامبر ابراهیم و خیلی مسائل دیگر…
«وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»(آل عمران/۷۲)
و گفتند گروهی از اهل کتاب، ایمان بیاورید به آنچه که نازل شده است بر کسانی که ایمان آوردهاند،اول روز به آن ایمان بیاورید و آخر روز به آن کافر شوید، تا شاید آنها از دین خود برگردند.
چه چیزی بر کسانی که که ایمان آوردهاند نازل شده است؟ قرآن. یعنی میفهمند که به سوی مسلمانان نازل شده است، میگویند به همان چیزی که بر کسانی که ایمان آوردهاند نازل شده است، شما اول روز به آن ایمان بیاورید و آخر روز به آن کافر شوید، تا شاید آنها از دین خود برگردند. یک ترفندی هست که دو صفحه قبل خواندیم، «وَ مَکَرواْ» آنها مکر و نیرنگ به کار میبرند، ترفند به کار میبرند، برای این که دیگران را از دین اسلام دور بکنند، و روحیه مسلمانان را نسبت به دینشان خراب کنند، فکرشان و انگیزهشان را خراب کنند، به همین خاطر ترفندهایی به کار میبردند که این آیه و آیات بعد ترفند هایشان را بیان میکند که یکی از آنها، این بود: دسته ای از اهل کتاب، چند نفر را تعیین میکردند و میگفتند شما به همان قرآن که بر مسلمانان نازل شده است ایمان بیاورید و کاملا مسلمان شوید، بعد اعلام کنید که مسلمان هستید و آخر روز، یعنی در یک زمان مشخص، مسلمانی خود را اعلام کنید و در یک زمان مشخص اعلام کنید که نه آن هم به درد نمیخورد، در آن هم چیزی نبود، فکر کردیم که کتاب الله است، کتاب خوبی است، کتاب حق است ولی مسلمان شدیم و وارد مسلمانی شدیم، دیدیم که این دین به درد نمیخورد، این کار را انجام دهید تا روحیه مسلمانان را به هم بریزید، فکرشان را نسبت به کتابشان خراب کنید، وقتی فکرشان نسبت به کتاب خراب شد، حالا به راحتی میتوانند از کتاب ایراد بگیرند و شبهه در بیاوردند و حرفهای ضد دین را باور کنند و به این شکل…این یک ترفند
«وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتَىٰ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۗ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»(آل عمران/۷۳)
و باور نکنید، الّا کسی که تابع دین خودتان باشد، بگو هدایت واقعی، هدایتهای الله است؛ که مبادا کسی دیگر به مثل آنچه به شما داده شده، به او هم داده بشود؛ که نزد پروردگار علیه شما حجت بگیرند، بگو فضل به دست الله است، و الله واسع است و بسیار داناست.
«وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ» و گفتند که باور نکنید، قبول نکنید حرف هیچکس را الّا کسی که تابع دین خودتان باشد، جز از همکیشان خودتون حرف کسی دیگر را باور نکنید، تحت تأثیر صحبتهای مسلمانان قرار نگیرید، همدیگر را اینگونه تشویق میکردند، همدیگر را دلگرم میکردند. «قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ» بگو هدایت واقعی، هدایتهای الله است؛ اوست که اگر بخواهد به کسی میدهد یا نمیدهد، هدایت دست شما نیست. «أَنْ يُؤْتَىٰ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۗ » که مبادا کسی دیگر به مثل آنچه به شما داده شده، به او هم داده بشود؛ میگفتند جز به افراد همدین خودتان تحت تأثیر حرفهای دیگران قرار نگیرید که مبادا زمانی کسی غیر از شما کتاب آسمانی به او داده شود و شما تائید بکنید که به مثل کتابی که خدا به شما داده، خدا به آنها هم کتاب داده است، مبادا همچون افتخار و شرفی نصیب کسی دیگر غیر از شما شود یا مبادا که آنها نزد پروردگارتان علیه شما احتجاج بکنند، دلیل بیاورند علیه شما که، شما که باورتان میشد که قرآن حق است، تائید میکردید که قرآن حق است، پس چرا دوباره کافر شدید؟ روز قیامت نزد پروردگار علیه خودتان حجت نیاورند، پس صحبتهایشان را به هیچ عنوان تائید نکنید.
به شکلی دیگر که هردو ترجمه صحیح است:
«قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتَىٰ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۗ » هدایت واقعی هدایت الله است که داده شود به کسی دیگر به مثل آنچه که به شما داده شده است، یعنی ای پیغمبر به آنها بگو علاوه بر اینکه به شما این کتاب آسمانی داده شده است، تورات، انجیل، به غیر از شما به افراد دیگر نیز این کتاب آسمانی داده میشود، که بعد نزد پروردگار علیه شما حجت بگیرند، علیه شما دلیل بیاورند، بگذارید اینگونه باشد، یعنی کتاب و دین و این شرف، فقط منحصر در شما نیست و به افراد دیگر هم همان چیزی که به شما داده شده، داده میشود، و اگر ایمان نیاوردید هم روز قیامت علیه شما حجت میگیرند، خیلی از آیات قرآن جزو معجزات قرآن است که چینش کلمات یکی ست، منتها به دو شکل، سه شکل و حتی بیشتر میشود آن را فهم کرد و هربار از زاویه ای آن را فهمید، بدون این که خللی در چینش کلمات ایراد شود و این یعنی کلام الله بودن، اینجور با کلمات چنان در کنار هم ردیف قرار داده میشود آن هم با معانی مختلف، از معجزه ی قرآن است، معجزه ی قرآن را میرساند. «قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ» بگو فضل به دست الله است، شما چه تائید بکنید، چه تائید نکنید، فضل بدست الله است و به هرکس بخواهد میدهد «وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و الله واسع است و بسیار داناست، پیش الله گنجایش و ظرفیت بخشش رحمت بسیار وسیع است و میداند آن را به چه کسی عطا کند.
«يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (آلعمران/۷۴)
اختصاص میدهد رحمتش را به هر کس که بخواهد و الله دارای فضل بسیار عظیمی است.
اختصاص میدهد خصوصی رحمتش را به هر کس که بخواهد، رحمت خصوصیاش را به او میدهد، این کتاب رحمت است به هر کس که بخواهد میدهد، شما لیاقتش را نداشتید به کس دیگر داد، «وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»: و الله دارای فضل بسیار عظیمی است، همهی بندگانش را میخواهد از آن برخوردار کند .
«وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» (آلعمران/۷۵)
و از اهل کتاب هستند میانشان کسی که اگر به او اعتماد بکنی به یک مال بسیار زیاد و هنگفتی، آن را دوباره به تو پس میدهد و هستند از آنها آدمهایی که اگر به او اعتماد کردی یک دینار هم به او دادی، آن را به تو برنمیگرداند مگر اینکه مدام بالای سرش باشی؛ این کارشان به این خاطر است که آنها میگویند به نسبت غیر یهودیان هیچ سرزنشی بر ما نیست و بر الله دروغ میبندند در حالیکه خودشان میدانند.
«وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا»: و از اهل کتاب هستند میانشان کسی که اگر به او اعتماد بکنی به یک مال بسیار زیاد و هنگفتی، آن را دوباره به تو پس میدهد، هستند چنین آدمهای باانصافی، به او اعتماد کردی پول به او دادی، یک ثروت زیادی به او به رسم امانت سپردی، او آن را به تو برمیگرداند: «يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ، وَمِنْهُم» و هستند از آنها آدمهایی که اگر به او اعتماد کردی یک دینار هم به او دادی آن را به تو بر نمیگرداند مگر اینکه ولکنش نباشی، «إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا»: مدام بالای سرش باشی، مدام پیگیر باشی که پولت را بگیری، همينجوری پولت را نمیدهد، چرا؟ «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ»: این کارشان به این خاطر است که آنها میگویند به نسبت غیر یهودیان هیچ سرزنشی بر ما نیست، هر کاری هم که بکنیم، پولشان را بخوریم، پول غیر یهودی، حالا هر که باشد خصوصاً مسلمانها، پولشان را بخوریم هیچ گناهی بر ما نیست؛ یعنی خدا ما را مؤاخذه نمیکند، خدا به ما اجازه داده که با آنها اینجور تعامل بکنیم، چون یهودی نیستند چون مسلمان هستند، آنها که کافرند، آنها که بیدین هستند، گمراه هستند ما این حق را داریم که پولشان را، حقّشان را بخوریم و هیچ سرزنشی بر ما نیست، گناهی بر ما نیست: «لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»: در حالیکه بر الله دروغ میبندند، در حالیکه خودشان میدانند، حالا خدا آیا به ایشان به چنین کاری اجازه داده؟
«بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» (آلعمران/۷۶)
آری، کسی که وفا کند به عهدش و الله را مدّنظر قرار دهد، پس بدون شک که الله آدمهای باتقوا را دوست دارد.
خدا فقط این را اجازه داده، حرف خدا این است: آری، کسی که وفا کند به عهدش، عهد بست این را به من بده من بعد از مدتی به تو پس میدهم، وقتی که عهدی بست قولی داد، هر کس که به قولش عمل کرد، به عهدش وفا کرد و الله را مدّنظرش قرار داد، سوءاستفاده نکرد از موقعیت خودش و پول دیگران، الله را مدّنظر قرار داد، پس بدون شک که الله آدمهای باتقوا را دوست دارد، الله این افراد را دوست دارد نه افرادی که سوءاستفاده میکنند و با اموال دیگران بازی میکنند.
«إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (آلعمران/۷۷)
بدون شک کسانی که عهد الله را و قسمهایشان را میفروشند و بهای اندکی را میخرند، اینها در آخرت هیچ بهرهای ندارند و الله با آنها صحبت هم نمیکند و به آنها نگاه هم نمیکند در روز قیامت و از گناه این کار آنها را هیچ وقت پاک نمیکند و عذاب دردناکی برایشان آماده است.
بدون شک کسانی که عهد الله را و قسمهایشان را میفروشند و بهای اندکی را میخرند به ازای عهد الله و به ازای قسمهایشان، ثمن اندک، کالای دنیوی اندکی را میخرند، به دست میآورند، «بِعَهْدِ اللَّهِ»: چون شخص خود را منتسب به الله میکند، با الله عهد بسته، کسی که مثلاً به وحدانیت الله شهادت داده، حالا هر کس به دین خودش، وقتی که ایمان آورده به الله، با الله عهد بسته که تسلیم الله بشود که مثلاً حق مردم را نخورد، یکی از مواردی که الله عهد گرفته از کسانی که به او ایمان میآورند حالا مسلمان باشد یا یهودی باشد یا هر کسی، بعد عهد الله را میشکنند به خاطر پول دنیا، به خاطر مال دنیا که بالا بکشد پول مردم، این عهد را میشکنند و قسمی که خوردهاند که پولشان را پس میدهند، قسمشان را هم میشکنند بعد از اعتماد سوءاستفاده میکنند، به خاطر مال اندک دنیا، ثمن اندک دنیا، «أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ»: اینها دیگر اینها را شکاندند که چی؟ که دنیا را به دست بیاورند که «ثَمَنًا قَلِيلاً» به دست بیاورند، تمام شد دیگر، اینها در آخرت هیچ بهرهای ندارند؛ چون بهرهشان را گرفتند در همین دنیا بالا کشیدند، در آخرت هیچ بهرهای برایشان نیست، «وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ»: و دوم الله با آنها صحبت هم نمیکند، «وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ»: به آنها نگاه هم نمیکند در روز قیامت، چهارم «وَلاَ يُزَكِّيهِمْ»: از گناه این کار آنها را هیچ وقت پاک نمیکند ولو که سالیان سال بگذرد گناهش همچنان تر و تازه بر دوششان مانده، پاک نمیشود از این گناه، «وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»: و پنجم عذاب دردناکی برایشان آماده است. حالا در حینی که داریم میخوانیم دین را بشناسیم، شناخت دین این است که وقتی آدم مسلمان میشود یا پیرو دین خدا میشود؛ یعنی دارد با خدا عهد میبندد که با حق و حقوق مردم بازی نکند، اگر بازی کرد دارد عهد خودش را میشکند و وقتی عهد خودش را شکست این پنج تا پشت سرش است، صرف نظر از چیزهای دیگر، صرف نظر از نماز و روزه و چیزهای دیگرش، این میشود مجازات چنین شخصی که به صورت عموم بیان کرده «إِنَّ الَّذِينَ»، و یهودیانی که این کار را انجام میدهند باز این مجازاتها جلوی رویشان آماده است