تلاوت این صفحه:
صفحه ۴۱
«فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»(بقره/۲۴۹)
«فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ» پس هنگامی که طالوت با لشکریانش از شهر جدا شد، به نهری رسیدند، طالوت گفت: بدون شک الله بوسیلهی همین نهر امتحان کنندهی شماست، هر کس از آن نوشید پس از من نیست «فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي» دیگر جزو لشکر من نیست، خارج بشود.
«وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي» و کسی که از آن نچشید؛ یعنی مزه نگرفت که باب میلش آب بخورد و لذت ببرد، او از من است و با من میآید «إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ»مگر کسی که فقط یک مشت آب با دستش بردارد «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ» همگیشان از آن سیر نوشیدند الّا تعداد کمی از آنها؛ چون در جنگ، صداقت و بعد سختکوشی، ایثار در پیروزی آن لشکر خیلی مهم است و افرادی که سست عنصر باشند، همان ها مایه ی شکستِ خودشان میشوند با بقایای لشکر خودشان و به همین خاطر خواست آدمهای ناخالص را جدا کند، گفت: این امتحان جلوی روی شماست، هر کس توانست؛ یعنی او حرف و امر مرا قبول دارد و کسی که تابع امر من نیست با یک مشت آب، با همین آب خوردن، مشخص میشود که حرف من را تا چه اندازه اجرا میکند، کسی که در این اندازه اجرا نمیکند در وسط جنگ هم مطمئن باشید از من فرمانبری ندارد و این آدم به درد ما نمیخورد و ما شکست میخوریم، اینها کنار بروند، پس همه خورند الّا تعداد کمی«فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ» وقتی از آن رودخانه عبور کردند(آنها پشت رود مانده بودند) وقتی خود طالوت و کسانی که به او ایمان آورده بودند؛ یعنی آنها پیروز شده بودند و حرف او را اجرا کرده بودند و زمانی که آنها «مَعَهُ» همراه او از رود عبور کردند، دیدند که به همین سادگی هم نیست«قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» گفتند: ما امروز طاقت رویارویی با جالوت و لشکریانش را نداریم، وقتی آن صحنه را با آن همه لشکریان فراوان دیدند، فوراً این حرف را زدند،حرف از ضعف؛ یعنی ما دیگر طاقت جنگیدن با این ها را نداریم«قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» کسانیکه یقین داشتند که آنها ملاقات کنندهی الله آمد و از مرگ نمیترسیدند، به همان آدمها گفتند(و قوت قلب دادند): چقدر زیاد بوده است از گروههای اندک که بر گروههای زیاد پیروز شده اند، به تعدادمان نگاه نکنیم، در تاریخ خیلی اتفاق افتاده که گروهِ کم بر گروهِ زیاد پیروز شود بإذن الله«وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» والله همراه با صابران است، صبور باشید که الله همراهیمان میکند و رهایمان نمیکند.
«فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ»(بقره/۲۵۱)
«فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ» آنها را به اذن الله شکست دادند«وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ» و داوود، جالوت را کُشت، نحوهی شکستشان دادن را اینجا توضیح میدهد که چطور شکستشان دادند؟ داوود، جالوت که رئیس آنها بود را کُشت؛ چون وقتی جالوت بود، لشکریانِ خودش با قدرتی که جالوت داشت، قدرت میگرفتند و از این طرف مؤمنین، از هیبت و پیروزیِ چندین سالهی جالوت، هیبت و ترسی در دلشان افتاده بود، اولِ اول، داوود رفت و جالوت را کُشت، همینکه رئیسشان کشته شد، سربازانِ جالوت ترس در دلشان ریخت و مؤمنین قوت قلب پیدا کردند.«وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ»؛
«وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ» و الله به داوود مُلک(پادشاهی)، حکمت(نبوت) داد و به او هر آنچه میخواست، یاد داد که بنا بر قول قوی از مفسرین داوود، پدرِ پیامبر سلیمان علیه السلام است و خدا هم پادشاهی و هم پیغمبری به او داد و هر دو قدرت را در او جمع کرد که فرزندش سلیمان نیز به همین شکل، اوج پادشاهی و همزمان پیغمبر هم بوده است«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ» و اگر دفع کردنِ الله نبود گروهی از مردم توسط گروهی دیگر، اگر این نبود زمین فاسد میشد؛ یعنی اگر این قانون الله نبود که عدهای از مردم توسط عدهای برکنار شوند مثل همین، سالیان سال قدرت دست چه کسی بود؟ جالوت، الان طالوت آمد، پیغمبر آمد، داوود آمد و توسط اینها آن قدرت ظالم برکنار شد، اگر این نبود که الله عدهای از مردم شهر و اشرار را توسط عده ای دیگر دفع و برکنار کند، همهی زمین فاسد و تباه میشد «وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ» ولیکن الله بر همهی جهانیان دارای فضل است و این قانون الله به همهی جهانیان امید میدهد اگر در جایی، شهری، منطقهای، ظلم و عنوان و قتل و فساد وجود دارد و رو به سراشیبی هست، روزی سراشیبی میآید و افرادی پیدا میشوند و آن وضعیت را متحول میکنند، این همیشه بوده و فضل الله بر کل جهانیان است؛ یعنی خود الله حمایت میکند در اینکه آن عدهی ظالم بعد از مدتی توسط آدمهای درستکار، برکنار شوند.
«وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»(بقره/۲۵۰)
«وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» وقتی در مقابل لشکر جالوت و سربازانش آماده باش شدند دعا کردند،گفتند:«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» پروردگارِ ما! بر ما صبر بریز(سرازیر کن) و قدمهای ما را استوار کن و ما را بر قوم کافر نصرت و یاری بده.
«تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ»(بقره/۲۵۲)
«تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ» این آیات الله است که ما آن را به حق بر تو تلاوت کردیم «وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ» و بدون شک که تو هم از مرسلین و پیغمبران هستی؛ یعنی تو از پیغمبران هستی که این آیات را برایشان میخوانی و تو هم از پیغمبران هستی که تو هم همان آدمی هستی که توسط تو افراد ظالم برکنار میشوند و به حکم تو و به دینی که تو آورده ای و پیغمبر هستی ادیان باطل و دست آدمهای ظالم و زورگو توسط تو و دین تو شرشان دفع میشود و آنها هم از ظلم بر سر مردم،بعد مدتی آنها هم برکنار میشوند.