تلاوت این صفحه:
صفحه ۱۴۳
«وَمَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُمْ مَا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا لَيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ»(انعام/۱۱۹)
شما را چه شده که نمیخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر شده است! در حالی که به تفصیل برای شما بیان کرد آنچه که بر شما حرام است. إلا آن مواردی که شما به اضطرار به آن نیاز پیدا میکنی. قطعا بسیاری با هوایشان، بدون علم، دیگران را گمراه میکنند. قطعا پروردگارت خودش نسبت به انسانهای تجاوزکار داناتر است.
و چرا و شما را چه شده که نمیخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر شده است! در حالی که برای شماربه تفصیل بیان کرد آنچه که بر شما حرام است إلا آن مواردی که شما به ناچار به اضطرار به آن نیاز پیدا میکنی «إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ» چیزهایی که از روی اضطرار و ضرورت مجبور میشوید آنها را بخورید. و قطعاً بسیاری با هوایشان، با تشخیص خودشان بدون علم، دیگران را گمراه میکنند. قطعاً پروردگارت خودش به نسبت انسانهای تجاوزکار داناتر است. در آیهی قبل بیان فرمود که: «شما اگر واقعاً مؤمن هستید، چیزهایی که اسم الله بر آن برده شده را بخورید.» و الان دارد میگوید که: «چرا نمیخورید چیزهایی که اسم الله بر آن برده شده است؟! مانعی ندارد که! حالا شاید در حالت عادی شخص چنین تجربهای را حاصل نکرده است که مثلاً یک حرکتی ایجاد شود، یکسری احکام یک جامعه در جامعه به مردم اجبار شود که مثلاً از فلان چیز باید پرهیز کنند، از خوردن فلان گوشتهایی، یا فلان حیواناتی که در فلان منطقه ذبح شده در حالی که آن منطقه مسلمان هستند، اسم الله هم بر آن حیوان قربانی میبرنند ولی چون حالا به خاطر ضدیت، به خاطر تعصب مذهبی، به خاطر حزب و گروه، یا به خاطر قضایای دیگری نخواهند که آن ذبیحههای سایر مسلمانان را برای خودشان بپذیرند، میگوید: «شما حق چنین کاری را ندارید. وقتی که اسم الله بر آن برده شده، شما حق ندارید که دیگران را از آن غذاها محروم کنید حالا به خاطر هر مسئله دیگری که وجود دارد حالا میگوید که: «شما چرا نمیخورید چیزی که اسم الله بر آن برده شده در حالی که هر آنچه که حرام است را الله بیان کرده است.» در سورهی مبارکهی مائده خواندیم چیزهایی که حرام بود؛ همان حیواناتی که خودش مرده، خفه شده، از بالا افتاده، و همان چیزهایی که به تفصیل بیان شد. میفرماید: «إلا چیزهایی که مجبور میشوید.» آدم برای حفظ جان خودش از همان حیوان مرده هم تناول میکند خب خیلیها هم هستند که با تشخیص خودشان «وَإِنَّ كَثِيرًا» این «كَثِيرًا» امکان دارد خیلی از دانشمندان باشند؛ آدمهای دانا، فهمیده، تحصیل کرده، مردم را با تشخیص خودشان گمراه میکنند یعنی برای مردم حلال و حرام تعیین میکنند چیزهایی را ممنوع میکنند و چیزهایی را تجویز میکنند. با تشخیص خودشان که میشود «بِأَهْوَائِهِمْ»، «بِغَيْرِ عِلْمٍ» چون با تشخیص خودشان است و با علم خدایی نیست، آنها هر چقدر هم مدرکشان، سوادشان بالا باشد، علم ندارند چون علم نزد الله است؛ آنچه که در راستای دستورات الله است علم است نه آنچه که مخالفش باشد. یا مثلاً به تشخیص خودشان که بیایند از پایه یک چیزی به نام گوشت را بر مردم حرام کنند، ممنوع کنند، به چه توجیهی«لَيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِمْ» با تشخیصشان و این توجیهی که باید از حقوق حیوانات دفاع کنیم و به همین خاطر باید کسی گوشت نخورد، ما باید گیاهخوار باشیم که الان تبلیغاتش هم دارد زیاد میشود در حالی که خود الله آفریده، خود الله حلال کرده، و اسم الله هم بر آنها برده شده است، اینها ساختهها و آفریدهها از جانب الله هستند صاحبشان اجازه داده است حالا اینها، داغتر از آفریننده میخواهند از حق این حیوانات مثلاً دفاع کنند و به صورت کلی این ارزش غذایی را بر دیگران به خاطر دفاع از حیوانات ممنوع میکنند حتی چیزهای دیگری هم که از حیوانات حاصل میشود از پوست و منافع دیگرشان همه را ممنوع میکنند و فقط به گیاه و گیاهخواری اکتفا میکنند خب این هم باز شامل همین آیه میشود، بعد هم پروردگار تو به نسبت انسانهای تجاوزکار، ستمکار، داناتر است. این نکته را داشته باشیم خیلی از آیات در پایان یک خصوصیتهایی میآید که آیه به یک چیزی مزیل میشود، یعنی ختم پیدا میکند و آن چیزی که آیه با آن ختم پیدا کرده، یک حرفی در آن هست. یک چیزی دارد میگوید که سعی کنیم آن مطلب را کشفش کنیم اکنون دارد میگوید که: «پروردگارت به نسبت انسانهایی که«مُعْتَدِينَ» هستند؛ یعنی ستمکارند، یعنی در حق مردم به نسبت حقوق مردم ستم میکنند، خداوند داناتر است مگر چه ستمی دارد اتفاق میافتد؟! ستم اینجاست که این غذایی که الله آفریده و انسان به آن نیاز دارد هم از نظر ارزش غذایی برای جسمش و هم برای تنوع زندگی، برای خوشی و لذت زندگی الله اینها را آفریده، آگاهانه، عمداً برای بندگانش قرار داده حالا یک افرادی به هر شکل بیایند و به هر انگیزهای بیایند آنها را بر مردم حرام اعلام کنند در حالی که از نظر شرع اسلام هیچ مشکلی ندارد، اسم خدا بر آن برده شده و تمام، به انگیزههایی بیایند و حرام کنند این دقیقاً دارند در حق مردم ظلم میکنند و الله به انسانهای ستمکار که چنین ستمی در حق مردم میکنند، مردم را از تنوعها و از آن ارزش غذایی محروم میکنند، خدا نسبت به آنها داناتر است یعنی آنها از نظر خدا خارج نمیشوند و خدا میفهمد که با آنها چکار کند.
«وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُونَ»(انعام/۱۲۰)
و شما گناهان ظاهری و پنهانیاش را رها کنید. قطعاً کسانی که گناه را مرتکب میشوند، خیلی زود به جزای کارهایی که انجام میداده خواهند رسید.
و شما گناهان ظاهری و پنهانیاش را رها کنید «ظَاهِرَ الْإِثْمِ» چیزهایی که دیگران میبینند قابل مشاهده است. «بَاطِنَهُ» چیزهایی که قابل مشاهده نیست. گناه ظاهری مشخص است یعنی حرفهای دروغ، غیبت، ، مشروب، گناهان دیگر. گناهان باطنی، همین که مثلاً انسان عقده داشته باشد به نسبت یک گروه دیگر از مسلمانان از روی تعصب، این که به لج آنها، به ضد آنها، به حسادت آنها، بیاید و یک سری چیزهایی را حرام کند، این گناه باطنی میشود، در دل اوست مشکل قلبی دارد، یا حسود است، یا نگاه تحقیرآمیز به دیگران دارد، یا نگاه شهوانی به دیگران دارد، همهی اینها گناهان باطنی میشود. الله میگوید که:ذ«گناهان ظاهر و باطنش را رها کنید، شايستهی شما نیست.» که قطعاً کسانی که گناه را مرتکب میشوند «يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ» که حالا «الْإِثْمَ» شامل هر دو دسته گناهان ظاهری و پنهانی میشود، هر کس هر گونه، هر نوع گناهی از این دو را انجام دهد خیلی زود «سَيُجْزَوْنَ» به جزای کارهایی که انجام میداده خواهد رسید. «سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُونَ» يَقْتَرِفُونَ یعنی گناهانی که مرتکبش شدند، انجامش دادند.
«وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ ۗ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ»(انعام/۱۲۱)
و شما نخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر نشده است، و آن گناه است. و همانا که شیاطین نسبت به دوستانشان میآیند و ارتباط پنهانی میگیرند. و اگر از آنها اطاعت کردید، قطعا شما مشرکید.
میفرماید:«و شما نخورید از آنچه که اسم الله بر آن ذکر نشده است و آن فسق است، گناه است، و نافرمانیست. خب سه آیه در مورد خوردن چیزهایی که اسم الله بر آن برده شده، و این آیه یعنی چیزی که اسم الله بر آن برده نشده یعنی شخص در ذهنش است عمداً اسم الله را نمیبرد نه اینکه فراموش میکند عمداً اسم الله را نمیبرد حالا امکان دارد اسم بتی، چیزی ببرد، یا اصلاً چیزی نبرد فقط عمداً نمیخواهد اسم الله را ببرد میگوید: «این حیوانات اگر به این شکل قربانی شوند، شما نخورید» و قطعاً که آن گناه است، نافرمانی خداست. «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ» و همانا که شیاطین به نسبت دوستانشان میآیند و ارتباط پنهانی میگیرند، «لَيُوحُونَ» ارتباط پنهانی، صحبتها و استدلالها به هم میرسانند و خودشان را با یک سری توجیهات و استدلالهایی مسلح میکنند که چه؟«لِيُجَادِلُوكُمْ» بیایند سراغ شما و شما را هم منحرف کنند ذهنتان را به مثل خودشان تغییر دهند که شما هم از آنها بخورید، تناول کنید که در این صورت اگر شما به مثل آنها عوض شدید و آن چیزها برایتان عادی شد (چیزهایی که اسم الله بر آن برده نشده است) و شما خیلی راحت آنها را خوردید و این قربانیها را (حیواناتی که ذبح شده) پذیرفتید در این صورت «وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ» از آنها اطاعت کردید. شما هم مشرکید، قطعاً شما مشرکید.
«أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»(انعام/۱۲۲)
آیا کسی که مرده بود سپس ما او را زنده کردیم و برای او نوری قرار دادیم که به وسیله آن (نور) در بین مردم میرود آیا این انسان به مثل کسی است که در تاریکیها به سر میبرد و از آن تاریکیها هم خارج نمیشود؟! این چنین برای کافران مزین شده چیزهایی را که انجام میدادند.
آیا کسی که مرده بود، دین نداشت، علم نداشت، آگاهی از جانب الله در دسترسش نبود، یک چنین شخصی مرده است. آیا کسی که مرده بود سپس ما او را زنده کردیم؛ با همین آیات، با همین قرآن، راهنماییها و برای او نوری قرار دادیم که به وسیله آن نور«يَمْشِي بِهِ» به وسیله آن نور در بین مردم میرود؛ یعنی با یک آگاهی از جانب الله، با یک نور و هدایتی از جانب الله دارد زندگی میکند، در جامعه و وسط مردم دارد زندگی میکند، با دیدگان باز با چشمانی روشن که حقایق همه چیز را از جانب الله فهمیده دارد به آن نگاه میکند و زندگی میکند. میگوید: «آیا این آدم «كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا» آیا این آدم به مثل کسی است که در تاریکیها به سر میبرد و از آن تاریکیها هم خارج نمیشود؟! در یک زندگی به دور از هدایت خدایی، به دور از نماز و آیات خدا دارد زندگی میکند آیا این دو تا مثل هم هستند؟! «كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» این چنین برای کافران مزین شده چیزهایی را که انجام میدادند خب وقتی اینجوری است چرا برای خودش ترجیح میدهد که در تاریکیها بماند؟ برای خودش مزین شده یعنی دلش به آن مسیر اشتباهی که دارد میرود خوش است، برای خودش توجیه و دلیل دارد و دلش به آن مسیر قانع شده دارد میرود. میگوید: «برای کافران کارهایشان مزین شده است که دست از این کارهایشان نمیکشند»
«وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا فِيهَا ۖ وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ»(انعام/۱۲۳)
اینچنین ما در هر شهری بزرگان مجرمش را قرار دادیم تا در آن مکر کنند و مکر نمیکنند مگر به خودشان ولی نمیفهمند.
و اینچنین ما در هر شهری بزرگان مجرمش را قرار دادیم یعنی مجرمانی که اتفاقاً همان مجرمان بزرگان شهرند تا در آن مکر کنند یعنی در آن شهر، نقشه و حقه و حیله به کار ببندند، یعنی وقتی که پیامبری در یک شهری آمد یا دعوتگری آمد که مردم را در یک شهری به سمت دین و خدا دعوت میدهد جلو آن پیامبران و آن دعوت، بزرگان شهر یعنی برجستگان، انسانهای باشخصیت، پولدار، وجاهت اجتماعی، احترام در جامعه در حد اعلی همان افراد «أَكَابِرَ» هستند که همان افراد هم مجرمند یعنی یک انگیزههای پنهان خطرناک دارند برای حفظ منافعی که تا حالا به دست آوردند و اگر این دین را بپذیرند دیگر خیلی از هویتها امتیازاتشان را از دست میدهند آنها میآیند و نقشه میکشند که آن موقعیت را برای خودشان حفظ کنند میگوید: «در هر شهری چنین آدمهایی وجود دارد.» یعنی کل پیامبران، مخالفینشان آدمهای اوباش نبوده، آدمهای سرشناس جامعه بودند همیشه اینجوریه در حالی که «وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ» آن نقشهها و حیلهها که برای حفظ آن داشتههایشان است اتفاقاً نه تنها به نفعشان نیست به ضرر خودشان تمام میشود ولی فقط نمیفهمند «وَمَا يَشْعُرُونَ»
«وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّىٰ نُؤْتَىٰ مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ ۘ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ۗ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ»(انعام/۱۲۴)
و زمانی که آیهای نزدشان آمد، میگویند: «ما اصلاً به اینها ایمان نمیآوریم تا زمانی که به ما هم داده شود به مثل همان چیزی که به پیامبران خدا داده شده است.» الله بهتر میفهمد که رسالتش را کجا قرار دهد به زودی از نزد الله به کسانی که جرم کردند ذلت میرسد به خاطر آن مکری که کردند
و زمانی که آیهای نزدشان آمد «وَإِذَا جَاءَتْهُمْ» همان انسانهایی که بزرگان و سرشناسان (پر ادعا) شهرند آیهای آمد، نشانهای، معجزهای، آیات الله برایشان آمد خب «قَالُوا» میگویند؛ حالا موضعشان در مقابل آن آیه میگویند: «ما که باور نمیکنیم» «لَنْ نُؤْمِنَ» ما اصلاً به اینها ایمان نمیآوریم، قبولش نمیکنیم، «حَتَّىٰ» تا زمانی که «نُؤْتَىٰ» به ما هم داده شود، «مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ ۘ» به مثل همان چیزی که به پیامبران خدا داده شده است؛ آنها پیامبرند، ما هم پیامبر شویم. چه چیزهایی، چه امتیازاتی دارند؟ ما هم همان امتیازات را داشته باشیم. میشود به حساب، تمامیت خواهی، غرور و تمامیت خواهی، همه چیز را هر چه خوب است همه برای خودشان میخواهند. تا این اتفاق نیفتد ما ایمان نمیآوریم در حالی که «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» الله بهتر میفهمد که رسالتش را کجا قرار دهد؛ چه کسی لیاقتش را دارد، چه کسی ذاتش خوب و پاک است، لیاقت پیامبری دارد، لیاقت دعوتگری دارد و چه کسی ذاتش خراب است و پر از غرور است خدا بهتر میفهمد که اینها را به چه کسی تحویل دهد. «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ» سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ» خیلی زود «سَ» یعنی به زودی، خیلی زود به زودی میرسد به کسانی که جرم کردند؛ یعنی حرفهای مجرمانه زدند، این گونه در مقابل دعوت و هدایت ایستادند، خیلی زود همین افراد از نزد الله به آنها ذلت میرسد. «صَغَارٌ» یعنی از جانب الله ذلت دائمی، خواری و گرفتاری دائمی، دامنگیرشان میشود (این یک) «وَعَذَابٌ شَدِيدٌ» (ودوم) عذاب شدیدی آنها را در بر میگیرد به خاطر این غرورشان که اینجوری با کمال خودخواهی در مقابل حق به جای تواضع گردنفرازی میکنند، عذاب شدید آنها را در بر میگیرد. «بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ» به خاطر آن مکر و نقشهها که در پنهان، با دوستان و همکارانشان، با کسانی که موقعیت و قدرت دارند، پنهانی با آنها دوست میشوند، همکاری میکنند که این رقبا (دعوتگران) را از دور خارج کنند به خاطر این نقشههای پنهانی که داشتند خیلی زود به ذلت میرسند و به عذاب شدید دچار میشوند.