تلاوت این صفحه:
صفحه ۹
«وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَٰذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ ۚ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ» (بقره/58)
و آنگاه که گفتیم داخل این شهر شوید پس بخورید از آن¬جا هرچه که خواستید و از در سجده¬کنان وارد شوید و “حطه” بگویید تا گناهان شما را ببخشیم و برای افراد نیکوکار پاداش اضافه بدهیم.
آیات قرآن را آیات سخت و پیچیده تصور نکنیم این جزو اخلاق ما باشد با قرآن و سعی کنیم روی آیه مسلط شویم. با این دیدگاه آیات را بخوانیم و ترجمهاش را یاد بگیریم.
این آیه میگوید یاد بیاورید یک صحنه دیگر از لطفهای الله در حق شما آنجایی که به شما گفت وارد این شهر شوید و در این شهر همه خوراکی¬ها و خوردنی¬ها برای شما فراهم است، از آنجا بخورید هر چه که دوست دارید بدون هیچ ممنوعیتی، گوارای وجودتان. منتهی در زمان وارد شدن در حالت سجده به شهر وارد شوید «وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا»، یا متواضعانه یا حالتی که سرتان پایین است یا قبلش سجده کنید و بعد به شهر وارد شوید و در هنگام وارد شهر شدن این یک کلمه «حطه» را هم بگویید («حطه» در زبان عبری و عربی یعنی؛ پروردگارا گناهان ما را ببخش) این یک کلمه را بگویید که ما کل گناهانتان را می¬بخشیم، همچنین کسانی که نیکوکار هستند نیز پاداش اضافه هم در این دنیا هم آخرت برایشان می¬بخشیم.
اما آنها چه کار کردند؟
«فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ» (بقره/59)
کسانی که ظلم کردند آن را تغییر دادند، غیر از آن گفتهای که برایشان گفته شد بیان کردند، پس ما بر کسانی که ظلم کردند عذابی آسمانی نازل کردیم به خاطر این نافرمانی که داشتند.
«فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ» کسانی که ظلم کردند آن را تغییر دادند، غیر از آن گفتهای که برایشان گفته شد بیان کردند، به جای کلمه “حطه” چیز دیگری گفتند که معنای دیگری میداد. «فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ» پس ما بر کسانی که ظلم کردند عذابی آسمانی نازل کردیم به خاطر این نافرمانی که داشتند. صحنه را ببینید؛ همه چیز برایشان در شهر فراهم بود، کل زحمت آن¬ها این بود که سجده کنند و بعد یک کلمه حطه میگفتند تمام می شد، کل هزینهای که باید برای آن همه نعمت پرداخت کنند همین بود. با توجه به این که بنیاسرائیل تحت تربیت پیامبران بزرگ الله (پیامبر موسی علیهالسلام، پیامبر هارون علیهالسلام) بودند، این پیامبران مرتب داشتند قوم بنیاسرائیل را تربیت میکردند و هر از گاهی هم الله آنها را امتحان میکرد که تا چه حد این تربیت رویشان اثر گذاشته، آیا آن¬ها میتوانند این امر خدا را انجام بدهند؟ خدا از آنها امتحان گرفت که سجده کنید و کلمه حطه را بگویید ولی نگفتند. انگار آن زمانی که زیر دست فرعون بودند و ذلت میکشیدند انگار با آن خلق و خو عادت کردند و آن اخلاق تمرد سرپیچی در وجودشان بود، برده است و تا جایی که میتواند میخواهد کار خرابی کند و الان پیامبر موسی آمده آنها را از دست فرعون نجات داده تا آنها را تربیت خدایی بدهد ولی انگار آنها همان خلق و خوی خشونت بردگی و اذیت بردگی را دارند و نمیخواهند آن را ترک کنند. ولی همچنان در اخلاق آنها وجود دارد و وقتی به آنها گفته می شود این کلمه را بگویید فقط برای اذیت، مثلا یک حرف به این کلمه اضافه می کردند و می گویند که مثلا گفتند حنطه. حالا کسانی که ظلم کردند الله می گویند ما برایشان یک عذاب آسمانی نازل کردیم، چون الله می خواهد تربیت کند و آن کسی که اینگونه می خواهد اذیت کند و مغرورانه در برابر فرمان خدا قرار می گیرد و انجام نمی دهد باید تنبیه شوند تا دیگران عبرت بگیرند.
«وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ» (بقره/60)
آنگاه که موسی برای قوم خود تقاضای آب کرد پس ما گفتیم به وسیله عصایت بر سنگ بزن، یک دفعه از سنگ دوازده چشمه منفجر شد که هر گروه از مردم محل نوشیدن آب خود را شناخت، از رزق الله بخورید و بنوشید و در زمین تبه¬کارانه فساد نکنید.
و باز یک صحنه دیگر؛ و به یادتان بیاورید آنگاه که موسی برای قوم خودش تقاضای آب کرد پس ما گفتیم به وسیله عصایت بر سنگ بزن! «فَانْفَجَرَتْ» یک دفعه از سنگ دوازده چشمه منفجر شد که هر گروه از مردم محل نوشیدن آب خود را شناخت. «كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ» بخورید و بنوشید از رزق الله و در زمین تبه¬کارانه فساد نکنید.
دوازده چشمه از آن سنگ جوشید؛ چون دوازده قبیله بودند که فرزندان بنی¬اسرائیل بودند، یازده برادر که با یوسف دوازده برادر بودند و به مرور زمان تشکیل خانواده و قبیله دادند و جمعیتشان زیاد شد. آن قبایل دوازدگانه برای این که راحت¬تر آب بخورند دوازده چشمه جوشید و هر گروه میفهمید کدام چشمه متعلق به قبیله اوست. آیا اکرامی بالاتر از این؟ در صحرا با لب تشنه الله برایشان اینگونه معجزه¬آسا آب فرستاد و می¬گوید: بخورید و بنوشید از رزق الله و در زمین تبه¬کارانه فساد نکنید.
«وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ» (بقره/61)
و آنگاه که گفتید ای موسی ما بر یک غذا صبر نمیکنیم، از پروردگارت بخواه که به طور طبیعی از زمین برای ما از سبزی و خیار و سیر[در بعضی تعبیرها گندم گفته¬اند(طبق تعبیرها هر دو درست است)] و از عدس و پیازش برویاند. موسی گفت آیا شما میخواهید آن چیزی که بهتر و بالاتر است را با آن چیزی که پایین¬تر است عوض کنید؟ شما وارد شهر شوید که برایتان هرچه بخواهید آماده است و بر آنها ذلت و خواری زده شد و بی¬خانمانی و گرفتاری رقم خورد و باز به این خاطر که به آیات الله کافر میشدند به خشم الله برگشتند و پیغمبران الله را به ناحق میکشتند، آن به این خاطر بود که نافرمانی میکردند و پا از حد و حدود بیرون می¬گذراندند.
و آنگاه که گفتید ای موسی «لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ» ما بر یک غذا صبر نمیکنیم.
«فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا» تو از پروردگارت بخواه که از زمین برای ما از «بَقْلِهَا» سبزی «وَقِثَّائِهَا» و خیار( یک نمونه خاص خیار منظور است) «وَفُومِهَا» و سیرو بعضی¬ها گندم گفته¬اند (طبق تعبیرها هر دو درست است)، «وَعَدَسِهَا» و از عدس «وَبَصَلِهَا» و پیازش برویاند، ما می¬خواهیم که این¬ها از طبیعت به طور طبیعی برویند و ما استفاده کنیم.
«قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ» موسی گفت آیا شما میخواهید آن چیزی که از نظر ارزش غذایی بهتر و بالاتر است با آن چیزی که پایین¬تر است عوض کنید؟ آنجا الله گفت “من و سلوی” که ارزشش خیلی بالاتر است.
«اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ» «اهْبِطُوا مِصْرًا» شما وارد شهر شوید «فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ» که برایتان هرچه بخواهید آماده است.
«وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ»
«وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ» و بر آنها ذلت و خواری زده شد «وَالْمَسْكَنَةُ» بی خانمانی و گرفتاری رقم خورد «وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ الله» و باز به خشم الله برگشتند. «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» چرا؟ نه برای درخواست عدس و پیاز بلکه به این خاطر که به آیات الله کافر میشدند «وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ» و پیغمبران الله را به ناحق میکشتند.
«ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ»آن به این خاطر بود که نافرمانی میکردند و پا از حد و حدود بیرون می¬گذراندند.
در این آیه چند گناه نام برد: به آیات الله کافر شدند، پیامبران را میکشتند (فعل مضارع یعنی قبلا میکشتند و همچنان میکشند) و نافرمانند و پا از حد و حدود الهی فراتر میگذاشتند.
حالا در این زمینه بستر این موضوع در نظر داشته باشیم؛ آیه ۵۸ فرمود شما وارد این شهر شوید، آیه ۶۱ فرمود: «اهبطو مصرا» وارد شهر شوید «قریه» هرجا که مردم در آن تجمع دارند ( منظور از قریه روستا نیست، به شهر بزرگ هم در ادبیات قرآنی قریه گفته میشود و به تجمع مردم در یک جا گفته می¬شود و تعداد مهم نیست، مصر هم به همین شکل). بنی اسرائیل به امر پیامبر موسی علیهالسلام جهاد میکردند با اقوامی که کافر بودند. اینها از مصر (قاره آفریقا) عبور کردند و به فلسطین (قاره آسیا) رسیدند ولی جا و مکان نداشتند، دست بت¬پرستان بود. خاصتا سرزمین مقدس فلسطین که پیامبر ابراهیم علیهالسلام و پیامبر اسماعیل علیه السلام آنجا بیت المقدس درست کرده بودند، میخواستند این سرزمین را فتح کنند اما نمیتوانستند چون دست افراد نیرومند بود. ابتدا شهرهای اطراف بیت المقدس را فتح کردند، در زمان جنگ خدا برایشان سایبانی از ابر میفرستاد، در صحرا و تشنگی “من و سلوی” و آب محیا بود. الان نوبت خود بیت المقدس است، ولی قبل ورود به روستایی که نزدیک بیت المقدس است مورد آزمایش قرار گرفتند که تا چه حد توان و صبر بر جهاد دارند، به همین خاطر هنگامی که می¬خواهید به شهر وارد شوند با حالت سجدهکنان و با کلمه حطه وارد شهر شوند ولی حاضر نشدند این کار را انجام دهند پس مشخص شد به درد فتح بیت المقدس نمیخورند و وسط کار همه چیز را رها میکنند به همین خاطر ۴۰ سال در بیابان بی¬خانمان رها شدند و پس از آن الله به آنها گفت که نسل عوض شد، تربیت¬شان عوض شد و ایمانشان بالاتر رفت حالا بروید بیت المقدس را فتح کنید که توانستند و بیت المقدس فتح شد.
و این قضایا که از پیامبر موسی آب میخواهند هم در میدان جنگ و جهاد است و هم قبل از فتح بیت المقدس است که این حوادث بر سرشان می¬آید و خدا در این لطف و نعمت ها را در اختیارشان قرار می¬دهد.