سوره بقره
صفحه 2 الی 49 / جزء 1 و 3 / آیات 286

سوره آل عمران
صفحه 50 الی 76 / جزء 3 و 4 / آیات 200

سوره نساء
صفحه 77 الی 106 / جزء 4 و 6 / آیات 176

سوره مائده
صفحه ۱۰۶ الی 127 / جزء ۶ و 7 / آیات 120

سوره انعام
صفحه 128 الی 150 / جزء 7 و 8 / آیات 165

سوره اعراف
صفحه 151 الی 176 / جزء 8 و 9 / آیات 206

سوره توبه
صفحه 187 الی 207 / جزء 10 و 11 / آیات 129

سوره یونس
صفحه 208 الی 221 / جزء 11 / آیات 109

سوره یوسف
صفحه 235 الی 248 / جزء 12 و 13 / آیات 111

سوره نحل
صفحه 267 الی 281 / جزء 14 / آیات 128

سوره اسراء
صفحه 282 الی 293 / جزء 15 / آیات 111

سوره کهف
صفحه 293 الی 304 / جزء 15 و 16 / آیات 110

سوره منافقون
صفحه 554 الی 555 / جزء 28 / آیات 11

سوره مزمل
صفحه 574 الی 575 / جزء 29 / آیات 20

سوره عبس
صفحه 585 / جزء 30 / آیات 42

سوره تکویر
صفحه 586 / جزء 30 / آیات 29

سوره انفطار
صفحه 587 / جزء 30 / آیات 19

سوره انشقاق
صفحه 589 / جزء 30 / آیات 25

سوره بروج
صفحه 590 / جزء 30 / آیات 22

سوره طارق
صفحه 591 الی 591 / جزء 30 / آیات 17

سوره غاشیه
صفحه 592 / جزء 30 / آیات 25

سوره فجر
صفحه 593 الی 594 / جزء 30 / آیات 30

سوره بلد
صفحه 594 / جزء 30 / آیات 20

سوره شمس
صفحه 595 / جزء 30 / آیات 15

سوره لیل
صفحه 595 الی 596 / جزء 30 / آیات 21

سوره ضحی
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 11

سوره شرح
صفحه 596 / جزء 30 / آیات 8

سوره تین
صفحه 597 / جزء 30 / آیات 8

سوره علق
صفحه 597 / سوره علق / جزء 30 / آیات 19

سوره قدر
صفحه 598 / سوره قدر /جزء 30 / آیات 25

سوره بینه
صفحه 598 / سوره بینه/ جزء 30 / آیات 8

سوره زلزله
صفحه 599 / سوره زلزله/ جزء 30 / آیات 8

سوره عادیات
صفحه 599 / سوره عادیات/ جزء 30 / آیات 9

سوره قارعه
صفحه ۶۰۰ / قارعه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۱۱

سوره تکاثر
صفحه ۶۰۰ / تکاثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی 8

سوره عصر
صفحه ۶۰۱ / عصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره همزه
صفحه ۶۰۱ / همزه / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۹

سوره فیل
صفحه ۶۰۱ / فیل / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره قریش
صفحه ۶۰۲ / قریش / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره ماعون
صفحه ۶۰۲ / ماعون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۷

سوره کوثر
صفحه ۶۰۲ / کوثر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره کافرون
صفحه ۶۰۳ / کافرون / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

سوره نصر
صفحه ۶۰۳ / نصر / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۳

سوره مسد
صفحه ۶۰۳ / مسد / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره اخلاص
صفحه ۶۰۴ / اخلاص / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۴

سوره فلق
صفحه ۶۰۴ / فلق / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۵

سوره ناس
صفحه ۶۰۴ / ناس / جزء ۳۰ / آیه ۱ الی ۶

صفحه ۹۸ / جزء ۵ / آیه ۱۲۲ الی ۱۲۷
 دانلود فایل تصویری   دانلود فایل صوتی  تلاوت این صفحه

 

«وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا ۚ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيًلا» (نساء/١٢٢)

و کسانی که ایمان آوردند و رفتار شایسته انجام دادند، به زودی آن‌ها را به باغ‌هایی داخل می‌کنیم، که از زیر آن نهرها جاری است، در آن‌جا جاودان هستند. وعدهٔ حقی است که الله داده است. و چه کسی از الله راستگوتر است؟

و کسانی که ایمان آوردند؛ عکس آن قضیه، همچنان بندگان الله ماندند، شیطان آن‌ها را از الله نکند، جداشان نکرد، آن‌ها از خودشان محافظت کردند، مواظبت کردند و ماندند بر ایمان و کسانی که ایمان آوردند و رفتار شایسته انجام دادند، «سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ» به زودی آن‌ها را داخل می‌کنیم به باغ‌هایی(یک) «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»: (این دو) که از زیر آن نهرها جاری است. «خَالِدِينَ فِيهَا» در آن‌جا همیشگی هستند، جاودان هستند: (این سه) «وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا» این قول خدا است؛ قول حقی است که خدا داده است، وعده‌ای است که الله به حق به بندگانش داده است. «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيًلا» و چه کسی از الله راستگوتر؟ راست تر از حرف خدا دیگر کیست؟ که از خدا راست‌تر حرف بزند؟ درست‌تر حرف بزند؟ پس هم آن‌ها را در حقشان انجام می‌دهد: (آیهٔ قبل و هم این آیه را)

«لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ ۗ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا»(نساء/١٢٣)

به خواستهٔ دل شما نیست و به خواستهٔ دل اهل کتاب هم نیست. هر کس عمل بدی انجام بدهد، جزای آن را می‌بیند. و برای او به غیر از الله هیچ دوست و یاریگری یافت نمی‌شود.

به خواستهٔ دل شما نیست و به خواستهٔ دل اهل کتاب هم نیست؛ شما یک چیز‌هایی می‌خواهید، چون مسلمان هستید انتظار دارید که خدا همین‌طوری رعایت حال شما را بکند و الطاف خود را شامل حال شما بکند و شما را از همهٔ گرفتاری‌ها و عذاب‌ها نجات بدهد، این دلتان می‌خواهد، امانی شما است، ولی به دلخواه شما نیست. اهل کتاب هم چون اهل کتاب هستند برای خودشان انتظاراتی ایجاد کردند از خدا ، به خواستهٔ دل اهل کتاب هم نیست، این‌جا قانون دارد. برای رسیدن به آن هدف، وسیله و اسبابی دارد، بدون گرفتن اسباب و وسایل به آن هدف نمی‌رسید، هر چند که شما دوست دارید برسید، ولی نمی‌رسید. «مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ» هر کس، مطلقا، شما اهل کتاب یا هر کس دیگری، هر کس عمل بدی انجام بدهد: «يُجْزَ بِهِ» جزای آن را می‌بیند، مکافاتش را می‌کشد. «وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» و برای او به غیر از الله هیچ دوست و یاریگری یافت نمی‌شود، هیچ کسی نیست که دلش برایش بسوزد: «وَلِيًّا» و هیچ کس نیست که کمکش بکند: «نَصِيرًا» به دادش برسد و نجاتش بدهد، عمل بد انجام داد سزای آن را می‌چشد، هیچ کس هم نمی‌تواند مانع شود.

«وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا» (نساء/١٢٤)

و کسی که از کارهای شایسته عمل کند، از مردان باشد  یا از زنان باشد، و در حالی که مومن هست، پس این‌ها داخل به بهشت می‌شوند و به اندازهٔ نقطهٔ سیاه پشت هستهٔ دانهٔ خرما هم در حق آن‌ها ظلم نمی‌شود.

و کسی که عمل کند از کارهای شایسته، انجام دهد از کارهای خوب: «وَمَنْ يَعْمَل» هر کس که عمل کند، مسلمان باسد یا هر کس دیگر، از کارهای شایسته انجام بدهد، که حالا ایمان می‌شود، نماز می‌شود، ایمان به پیغمبر می‌شود، قرآن می‌شود، «مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ» از مردان باشد یا از زنان، خواه مرد باشد یا زن، « وَهُوَ مُؤْمِن» و در حالی که مومن هست؛ مرد گفته، زن گفته، این‌ها را ذکر کرده که در انسانیت کمال آن‌ها را اثبات کند، که تفاوتی در کمال انسانیت وجود ندارد نه بین مرد و نه بین زن، جرم و جنایت کرد، عذاب می‌شود، مرد باشد یا زن، کار خوب انجام داد پاداشش را می‌بیند، مرد باشد یا زن، «وَهُوَ مُؤْمِنٌ» در حالی که مومن باشد، نه فقط کارهای شتایسته انجام دهد، مومن هم باشد. «فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» پس این‌ها به بهشت داخل می‌شوند. «وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا» و به اندازهٔ نقطهٔ سیاه پشت هستهٔ دانهٔ خرما هم در حق آن‌ها ظلم نمی‌شود؛ از اعمال آن‌ها کم نمی‌شود، آن دانهٔ سیاه که هستهٔ دانهٔ خرما از آن‌جا جوانه میزند، به اندازهٔ همان هم از زحمتش کم نمی‌شود. (الله اکبر)

«وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا ۗ وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا» (نساء/١٢٥)

و کسیت دیندارتر؟ آن کسی که چهرهٔ خود را تسلیم الله کند. در زندگی خود احسان دارد. و از منهج ابراهیم تبعیت کرد، ابراهیمی که گرایش به حق داشت. و الله ابراهیم را به عنوان دوست صمیمی خود انتخاب کرد.

و کسیت دیندارتر، زیباتر از نظر دین و دیانت؟ آن کسی که چهرهٔ خود را تسلیم الله کند، زندگی خود را ببرد به سمت تسلیم الله: «أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» خودش را تسلیم الله بکند، «وَهُوَ مُحْسِن»: علاوه بر این که خودش را تسلیم الله کرده، در پوشش، در نماز، در اخلاق، در حلال خوری، در احترام، در حق و حقوق، در همهٔ قضایا خودش را تسلیم الله کرده، «وَهُوَ مُحْسِن» در حالی که حضور الله را هم در نظر دارد، مد نظر دار، حضور الله را، نظارت الله را: «وَهُوَ مُحْسِن» احسان دارد در زندگیش، نظارت الله را مد نظر  قرار می‌دهد، «وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا» و دنبال کرد از ملت ابراهیم حنیف، یعنی در جدیت دین‌داری، در جدیت، در انجام، در روی‌گردانی از باطل، در گرفتن حقیقت، در این‌ها از ابراهیم تبعیت کرد: «وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا» از منهج ابراهیم تبعیت کرد، از اخلاق و راه و روش ابراهیم تبعیت کرد، ابراهیمی که گرایش به حق داشت و از باطل بیزار بود، چه کسی دین داریش (اگر کسی این طوری باشد) چه کسی زیباتر از این آدم؟ «وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا» و الله ابراهیم را به عنوان دوست صمیمی خود انتخاب کرد. چرا ابراهیم؟ الله ابراهیم را به عنوان دوست خود انتخاب کرد.

«وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا» (نساء/١٢٦)

و در مالکیت الله است هر آن‌چه که در  آسمان‌ها و آن‌چه که در زمین وجود دارد. و الله به نسبت هر چیزی کاملا احاطه دارد.

«وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِا» و در مالکیت الله است هر آن‌چه که در  آسمان‌ها و آن‌چه که در زمین وجود دارد؛ مال الله است، در مالکیت خودش است، خودش صاحب آن‌ها است. «وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا» و الله به نسبت هر چیزی کاملا احاطه دارد؛ مسلط بر همه چیز است، هیچ چیزی نیست که از الله و از قدرت و نظارت الله خارج شود.

«وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ ۖ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْطِ ۚ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا»(آل‌عمران/١٢٧)

و از تو در مورد زن‌ها فتوا می‌خواهند. بگو الله در مورد آن‌ها به شما فتوا می‌دهد. و آن‌چه که در کتاب بر شما تلاوت می‌شود در مورد زنانی که یتیم هستند. آن‌ زنانی که آن‌چه که برای آن‌ها نوشته شده، حق آن‌ها است شما حق آن‌ها را نمی‌دهید. و رغبت دارید که با آن‌ها ازدواج کنید. و ناتوانان از کودکان و قسط و عدالت را کاملا بر پا کنید. و آن‌چه که شما از خیر  انجام می‌دهید، پس بدون شک که الله نسبت به آن کاملا دانا است.

وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ» و از تو سوال می‌کنند، فتوا می‌خواهند در مورد زن‌ها (فتوا: سوال خاص، سوال خیلی مهم) از تو می‌خواهند در مورد زن‌ها، «قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ» بگو الله در مورد آن‌ها به شما فتوا می‌دهد، خودش الله در مورد آن‌ها (چون در مورد زن‌ها است) و برای اهمیت حق آن‌ها خود الله می‌آید و جواب شما را می‌دهد و در مورد زن‌ها به شما فتوا می‌دهد. «وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ» و آن‌چه که بر شما تلاوت می‌شود در کتاب، در مورد زنان یتیم (زنانی که پدر آن‌ها فوت شده) یعنی علاوه بر این فتوایی که در این آیه الله می‌خواهد بگوید، پاسخ سوال شما را بدهد، علاوه بر این آیه «وَ مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ» و جاهای دیگر در کتاب که بر شما تلاوت می‌شود؛ مجموع آن‌ها جواب شما کامل می‌شود که تمام سوالات شما در مورد زن‌ها پاسخ داده می‌شود، آیاتی در بدایت همین سوره گذشت در مورد زن‌ها و بعد از این‌ هم همچنان می‌آید. پس «وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ» در مورد زن‌هایی که یتیم هستند، یعنی زن‌هایی که پدرشان فوت شده و الان حامی ندارند. «اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ» آن‌ زنانی که آن‌چه که برای آن‌ها نوشته شده، حق آن‌ها است شما حق آن‌ها را نمی‌دهید، شما حق آن‌ها را نمی‌دهید. «وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ»و رغبت دارید که با آن‌ها ازدواج کنید (خوب دقت کنید) می‌فرماید که مثلا؛ سرپرست یتیم، دختر یتیم تحت سرپرستی دارد، دخترِ بزرگ شده، پدرش فوت شده، زیبا هست، پول هم دارد، شما می‌خواهید که با او ازدواج کنید، خود سرپرست، یا آن را به بچه خود بدهد (پسرش با او ازدواج کند) ولی از آن طرف «تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ» و از این طرف «لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ» از نظری که پول دار هست که از پدرش به ارث برده است، ارث او را نمی‌خواهد پرداخت کنید، چون دیگر زن خودش می‌شود، عروسش می‌شود، وارد خانواده می‌شود،  دیگر خیلی عادی اموالش قاطی اموال شوهرش و پدر شوهرش می‌شود و همین‌طور مصرف می‌شود و از آن استفاده می‌شود و می‌رود، حق او از میراث کاملا رسمی جدا نمی‌شود که به او بدهید، یا چون سرپرستش هست دیگر مهریهٔ او را نمی‌خواهد بدهد، یک زن غریبه اگر باشد و پدر دارد، حامی دارد، امکان دارد مجبور باشد که حق آن زن را کاملا پرداخت کند، ولی اینجا نه میراث را می‌خواهد پرداخت کند و نه مهریهٔ او را و نه حتی حق و حقوق او در مخارج زندگی و نه هم از نظر حق و حقوق رفتار، اخلاق، خوش رفتاری، می‌خواهد با او بد هم رفتار کند، فقط به دلیل جمالش یا پولش می‌خواهد با او ازدواج کند. می‌گوید الله در مورد این زن‌ها به شما فتوا می‌دهد؛  که حالا چکار کنی، در پایان می‌گوید که باید به عدالت تمام حق و حقوق آن‌ها را پرداخت کنید و یا این‌که با آن‌ها ازدواج نکنید. صورت دیگر این است که، چون فرموده: «وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ» و «وَتَرْغَبُونََّ» بعدش یا «فِي» می‌آید، یا«عَنَّ» این‌جا که حذف شده دو تا صورت پیدا می‌کند؛ یعنی و شما می‌خواهید که او ازدواج نکند، شما نمی‌خواهید که ازدواج کند با کس دیگر، مثلا برای او خواستگار می‌آید، اموالش زیر دستش است و اگر ازدواج کند فردا ادعای حق و حقوق خود را می‌کند و پول میراث را بر می‌دارد و می‌رود خانهٔ شوهر خود، خواستگار می‌آید، حرف در می‌آورد، به درد نمی‌خورد، چرا اصرار داری؟ مگر رابطه داشتی؟ و به انواع حقه‌ها  نمی‌گذارد این دختر ازدواج کند با کسی دیگر، می‌خواهد نگهش دارد، خودش هم نمی‌خواهد ازدواج کند، «َوَتَرْغَبُونَ» این‌جا با تقدیر«عَنَّ»: نه خودش می‌خواهد ازدواج کند و نه هم اجازه می‌دهد با کس دیگری ازدواج کند، می‌خواهد همین‌طور الافش کند، معطلش کند تا فرصت‌های دیگر از پولش استفاده کند. الله در مورد آن‌ها فتوا می‌دهد، پاسخ مناسب مهم شما این است که حق ندارید این کار را انجام دهید، «َأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْط» باید با آن‌ها عادلانه برخورد کنید، این سرپرست یتیم. و غیر از این دو صورت هر مردی وقتی همسرش که حامی ندارد، سرپرست او نیست، شوهر او است، قبلا پدر او زنده بود، در طول زندگی پدرش فوت شد و الان حامی ندارد، انواع ستم‌ها در حق زنش انجام می‌دهد، ستم رفتاری و ستم مالی، در حق زنش انجام می‌دهد، می‌گوید: الله در مورد این زن‌ها به شما فتوا می‌دهد، شما را متوجه این سوال مهم و جواب مهم می‌کند‌. «وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ»: آن یک قضیه، زن‌های بی حمایت، بی حامی و دوم: «وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ»و ناتوانان از کودکان، کودکان ناتوان، کودک است و پدرش فوت شده، سرپرستش در حقش ظلم می‌کند، یا برادر بزرگتر در حق برادر کوچکتر ستم می‌کند، یا عمو در حق برادرزاده‌هایش ستم می‌کند، بلاخره کودکانی که الان مورد ضعف، ستم و ظلم  قرار گرفتن: «وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْط» جواب؛ و این که شما به نسبت یتیم‌ها هم «يَتَامَى النِّسَاء» – «يَتَامَى» – «أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ» آن‌جا فرمود: «يَتَامَى النِّسَاء» و این‌جا «الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ» که باز می‌شود کودکان یتیم ، در هر دو صورت الله می‌گوید که «تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْط» قسط و عدالت را کاملا بر پا کنید، یعنی رعایت کنید به نحو اتم و اکملش در حق این‌ها، انگار که یک حامی قوی دارند و آن‌ حامی قوی را ببینید و آن کسی است به نام الله، حالا حق و حقوقشان را با عدالت پرداخت کنید. «وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا» و آن‌چه که شما از خیر  انجام می‌دهید، پس بدون شک که الله نسبت به آن کاملا دانا است. این‌ها را رعایت می‌کنید حق و حقوقشان و نه بلکه بیشتر از آن از خیر انجام می‌دهید، کاملا الله به نسبت آن‌ها  آگاه است و دارد می‌بیند و می‌داند.